برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1316 100 1

cut short

واژه cut short در جمله های نمونه

1. Cut short the nonsense and return to one's muttons.
[ترجمه ترگمان]the را قطع کنید و به muttons برگردید
[ترجمه گوگل]برداشتن بی نظمی را قطع کنید و به گوشتخوارها بازگردید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Impatiently he cut short what I was telling him.
[ترجمه ترگمان]با بی‌صبری چیزی را که به او می‌گفتم قطع کرد
[ترجمه گوگل]بی تفاوتی او کوتاه آنچه را که به او گفته بود بریده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It doesn't suit you to have your hair cut short.
[ترجمه ترگمان]برای شما مناسب نیست که موهایتان را کوتاه کنید
[ترجمه گوگل]این برای شما مناسب نیست که موهای خود را کوتاه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She had dark red hair, cut short.
[ترجمه ترگمان]موهای قرمز تیره‌اش داشت کوتاه بود
[ترجمه گوگل]او موهای قرمز تیره داشت، کوتاه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه cut short به انگلیسی

cut short
• interrupt, stop early, make shorter
cut short his career
• unexpectedly ended his career
life was cut short
• he died prematurely, he died before his proper time

cut short را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
قطع کردن حرف کسی
یوسف صابری
Cut sth short=رها کردن کاری
نیمه تمام گذاشتن کاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی cut short مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )