برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

cute

/ˈkjuːt/ /kjuːt/

معنی: جذاب، زیبا، دلفریب
معانی دیگر: تو دل برو، بانمک، ملیح، بامزه، قشنگ، گیرا، مامانی، (آنچه که سعی می کند زیبا باشد ولی نیست) عاری از لطف، خنک، لوس، بی مزه، ننر، (عاماینه)

بررسی کلمه cute

صفت ( adjective )
حالات: cuter, cutest
مشتقات: cutely (adv.), cuteness (n.)
(1) تعریف: attractive or charming in a sweet or heartwarming way; darling.
مشابه: adorable, darling

- Look at that cute puppy!
[ترجمه ] به آن سگ ناز نگاه کن !
|
[ترجمه Girllandh] اون توله سگ بامزه رو ببین
|
[ترجمه Aylar.Gh] به آن توله سگ بامزه نگاه کنید!
|
[ترجمه سید] به آن بچه سگ زیبا نگاه کن|
[ترجمه Aryakawh@gmail.com] به آن توله سگ نگاه ...

واژه cute در جمله های نمونه

1. you look cute in that dress
این پیراهن خیلی تو را گیرا می‌کند.

2. his sister is cute though not really beautiful
خواهرش خیلی خوشگل نیست ولی بانمک است.

3. What a cute baby she is!
[ترجمه elaheh] چه بچه بامزه ای هست.
|
[ترجمه Lyla] او یک بچه زیباست
|
[ترجمه صبا] بچه با نمکیه
|
[ترجمه محمد] او بچه ی بامزه ای است
|
[ترجمه بشری] آن دختربچه بسیار با نمک است
...

مترادف cute

جذاب (صفت)
absorbing , charming , appealing , nifty , cute , slick , fetching , lovable , loveable , dashing , bonnie , bonny , copacetic , personable , well-off
زیبا (صفت)
cute , yummy , handsome , beautiful , scrumptious , spiffy , fair , beauteous , elegant , picturesque , goodly , well-favored , well-favoured , bonnie , bonny , chic , stylish , dinky , eyeful , pulchritudinous
دلفریب (صفت)
cute , lovely

معنی کلمه cute به انگلیسی

cute
• adorable, charming; clever
• someone or something that is cute is pretty or attractive.

cute را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
قشنگ
sahba
زیبا ناز بامزه
Ň�ł��f�ř
تو دل برو و نمکی
fateme(fc)
بانمک
سارينا
به نظرمن اگر مي نوشتين بامزه يا با نمك بهتر بود چون معني جذاب همچين چيزي نيست
احمد
مامانی
نوید فخاری
گوگولی
Faeze
گوگولی،بانمک،بامزه
M
بانمک
کیانا
به نظر من جذاب یا زیبا نمیشه ولی گوگولی و بانمک میشه
☆Faeze☆
جذاب🦄
اری
گوگولی ناناز
Mehrnaz
Mr.cute# LANG با نمک گوگولی و مامانی البته ترک ها کویوت هم میگن
mohammadreza soleimany
خیره کننده
زیبایی
چیزی که همه اونو دوست دارن
ستایش
بانمک
Zohreh
خیلی بامزه و ناناز . اما معانی جذاب، زیبا و خوشگل رو نمی ده چون اونها هم کلمه های خاص خودشون رو دارن☺☺
Asal
به نظر من ربطی به این جمله ها داره ولی زیاد نه اخه من خودم مدرک زبان فینگیلیش دارم و cuteتنها یک معنی داره که اونم هم گوگولی هستش...
Setayesh-Arya
بانمک/بامزه
!what a cute little puppy
چه سگ کوچولوی بامزه ای!
جیگر / با نمک / خفن /
جیگر / با نمک / خفن /
sara
گودو(همون گوگولی خودمون!)
DN
I think that the athers wrote like each other but my suggestion is exelent📝
م
ناز و دوست داشتنی ولی به زیبایی و خفن بودن ربط نداره حتی یه بچه تو خیابونم میتونه با خنده اش ناناز و کیوت بشه
Danial
attractive
زهرا
به نظر من هم ربطی به زیبا و جذّاب نداره
معنیش میشه خوب من خودم تو کانون زبان ایران درس میخونم دو و فقط دو ترم دیگم‌موتده تا دیپلمم رو بگیرم😎😎😎👌👌👌
هانی
بانمک دوست داشتنی👉
H_l
ناز و بامزه
حمید
گوگولی،ناز،بامزه،بانمک
ممدشونم
خوشتیپ
Hana
معنی اصلی میشه (جالب)
.M.
Pretty or funny especially children
Anne
Attractive
یه گوگولی
به نظر من باید می نوشتین بامزه و بانمک . اخه خیلی ها هستن که خیلی گوگولین ولی خوشگل نیستن .
از طرف یه گوگولی مگولی
حنانه
کسی که سعی میکنه بانمک باشه اما نیست ناز بانمک مثل کیم تهیونگ😘
h&c
بامزه . ناز. گوگول funny . beautiful
delaram
بانمک
Roya
جذاب ، زیبا
الی
جذاب
❤B T S❤
بامزه
سامان
شوشول طلا
parsa
ژیگول
Lee shin hye
خوب
attractive
کانون زبان ایران__ ترم Reach3
me/:
شوشولی/ناز/گوگولی/مگول/
Hana
بامزه .یا ناز و بانمک.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cute
کلمه : cute
املای فارسی : کیوت
اشتباه تایپی : زعفث
عکس cute : در گوگل

آیا معنی cute مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )