برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

cuttlefish

/ˈkətəlˌfɪʃ/ /ˈkʌtlfɪʃ/

معنی: ده پا
معانی دیگر: (جانورشناسی) سپیداج، ماهی مرکب، کیسه ماهی (انواع پابرسران تیره ی sepiidae که هشت پا و دو شاخک دارند و برای دفاع مایع تیره رنگی ترشح می کنند - cuttle هم می گویند)، سپیداچ

بررسی کلمه cuttlefish

اسم ( noun )
حالات: cuttlefish, cuttlefishes
• : تعریف: any of several mollusks with calcified internal shells and ten tentacles attached to the head.

واژه cuttlefish در جمله های نمونه

1. The ink of cuttlefish beclouded the water.
[ترجمه ترگمان]جوهر of آب را بیرون ریخت
[ترجمه گوگل]جوهر تربچه ای آب را آب گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Oysters are molluscs, as are snails and cuttlefish.
[ترجمه ترگمان]صدف خوراکی مانند snails و cuttlefish است
[ترجمه گوگل]صدف ها، مولکول ها هستند، مانند حلزون ها و ماهیان دریایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For example, the cuttlefish, when attacked, releases a large blob of ink into the water.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، ماهی cuttlefish وقتی مورد حمله قرار گرفت، لکه بزرگی از جوهر را در آب آزاد می‌کند
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، ساقه دریایی، هنگامی که مورد حمله قرار گرفت، مقدار زیادی از جوهر را به آب آزاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You could add a piece of cuttlefish bone, which is high in calcium, and would dissolve in the water.
[ترجمه ترگمان]می‌توانید یک تکه استخوان cuttlefish را به آن اضافه کنید که در کلسیم بالا است و در آب حل می‌شود
[ترجمه گوگل] ...

مترادف cuttlefish

ده پا (اسم)
cuttlefish , decapod

معنی کلمه cuttlefish به انگلیسی

cuttlefish
• ten-armed sea mollusk (related to squid)
• a cuttlefish is an animal with a hard internal shell that lives close to the bottom of the sea near a coast.
• a cuttlefish is also the shell of a cuttlefish.

cuttlefish را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cuttlefish
کلمه : cuttlefish
املای فارسی : کوتلفیش
اشتباه تایپی : زعففمثبهسا
عکس cuttlefish : در گوگل

آیا معنی cuttlefish مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )