برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1352 100 1

Damper

/ˈdæmpər/ /ˈdæmpə/

معنی: تعدیل کننده، خفه کننده، نم زن، الت میزان کردن جریان هوا
معانی دیگر: (هرچیزی که از شدت یا میزان چیزی بکاهد) کاستگر، (دودکش) دریچه ی هوا، (موسیقی) خفه کن، ضربه گیر، میراکن، میرانه، میراگر، کاهنده ی شادی یا شوق و غیره، خفه کن

بررسی کلمه Damper

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or thing that damps or dampens, esp. one that restrains or controls.
مشابه: check, control, damp

(2) تعریف: in a furnace or stove, a movable metal plate that controls air flow.
مشابه: draft

واژه Damper در جمله های نمونه

1. damper tube
لامپ کاهنده

2. to put a damper on
دل‌گیر کردن،ناموفق کردن

3. Recession in the early nineties put a damper on growth.
[ترجمه ترگمان]رکود اقتصادی در اوایل دهه نود به رشد اقتصادی انجامید
[ترجمه گوگل]رکود اقتصادی در اوایل دهه 90 میلادی موجب افزایش رشد اقتصادی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Their argument put a bit of a damper on the party.
[ترجمه ترگمان]بحث آن‌ها کمی a بود
[ترجمه گوگل]استدلال آنها کمی از دمپایی در حزب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The cold weather put a damper on our plans.
[ترجمه ترگمان]هوای سرد برنامه ما را خراب کرد
[ترجمه گوگل]آب و هوای سرد در برنامه های ما قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. His absence put a bit of a damper on the party.
[ترجمه ترگمان] غیبت اون یکم تو مهمونی خراب شد
[ترجمه گوگل]غیب ...

مترادف Damper

تعدیل کننده (اسم)
adjuster , moderator , modulator , damper , modifier , regulator , coordinator , escalator
خفه کننده (اسم)
damper , choker , strangler
نم زن (اسم)
damper
الت میزان کردن جریان هوا (اسم)
damper

معنی Damper در دیکشنری تخصصی

damper
[عمران و معماری] مستهلک کننده - زایل کننده - خفه کن
[برق و الکترونیک] میرانه دیودی که در مدار انحراف افقی گیرنده ی تلویزیون که جریان انحراف دندانه اره ای را به تدریج به سمت صفر می برد. هنگامی که نوسان جریان کوچک تر از صفر موجب وارونه شدن قطبیت می شود ، دیود شروع به هدایت می کند. - میرا کننده
[مهندسی گاز] وسیله میزان کردن جریان هوا
[زمین شناسی] میرایشگر ، میراکننده ، مستهلک کننده ، زایل کننده ، خفه کننده
[نساجی] درپوش - نم زن - مرطوب کننده - عایق - ضایع کننده - صدا گیر
[ریاضیات] درپوش، دریچه ی خفه کن، خفه کن، تضعیف کننده، ضربه گیر، مستهلک کننده، مانع، عایق
[پلیمر] ضربه گیر، مانع
[برق و الکترونیک] سیم پیچ میرا کننده
[شیمی] خفه کن هوایی
[شیمی] خفه کن مغناطیسی
[مهندسی گاز] نوسان گیر

معنی کلمه Damper به انگلیسی

damper
• person or thing which causes gloom or depression; device that regulates the draft in a stove or fireplace; device which reduces the intensity of sound in a musical instrument
• if someone or something puts a damper on something, they have an effect on it which stops it being as enjoyable or as successful as it should be; an informal expression.
• a damper is a small sheet of metal in a fire, boiler, or furnace that can be moved to increase or reduce the amount of air that enters.
• a damper is also a device in a piano or similar musical instrument which makes the sound less loud by restricting the movement of the strings.
• see also damp.
damper pedal
• foot pedal on a piano that when pressed down with the foot raises the dampers and allows the strings to vibrate

Damper را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسیم
میراگر
یحیی
میراگر
علی اکبر منصوری
-خفه کننده آتش، چیزی که از طریق نرساندن هوا به آتش باعث خاموش شدن آن میشود. (مثل پتو، خاک و...)
-اتوموبیل) دامپر، ضربه گیر، وسایل مکانیکی یا هیدرولیکی هستند که نوسانات فنر را جذب می کنند و به نوعی ضربه های ناشی از دست انداز ها را جذب می کنند.
- دریچه‌ هواکش، تیغه هایی که میزان جریان هوا را با باز و بسته شدن، تنظیم میکنند!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی damper
کلمه : damper
املای فارسی : دمپر
اشتباه تایپی : یشئحثق
عکس damper : در گوگل

آیا معنی Damper مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )