برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1329 100 1

Dasher

/ˈdæʃər/ /ˈdæʃə/

معنی: ادم خودنما
معانی دیگر: کوبنده، خرد کننده (رجوع شود به: dash)، (پره ای که در ظرف بستنی سازی دور می گردد و شیر را می زند) بهمزن، همزن

واژه Dasher در جمله های نمونه

1. Now Dasher! now, Dancer! now, Prancer and Vixen!
[ترجمه ترگمان]! حالا dasher حالا، رقاص! حالا، Prancer و Vixen
[ترجمه گوگل]حالا Dasher! در حال حاضر، رقصنده! در حال حاضر Prancer و Vixen!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The paper recommends the features of Laining Dasher and discusses some points to be noticed when dashers are used to rebuild equipments and gives a new way of material agitation in chemical industry.
[ترجمه ترگمان]این مقاله ویژگی‌های of Dasher را توصیه کرده و برخی نکات را مورد بحث قرار می‌دهد تا زمانی که dashers برای بازسازی تجهیزات مورد استفاده قرار می‌گیرند، مورد توجه قرار گیرد و روش جدیدی از آشفتگی مادی در صنایع شیمیایی ارایه می‌دهد
[ترجمه گوگل]این مقاله ویژگی های Laining Dasher را توصیه می کند و برخی از نکات را که باید مورد توجه قرار گیرد هنگام استفاده از dashers برای بازسازی تجهیزات و روش جدیدی برای تحریک مواد در صنایع شیمیایی مورد بحث قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Eight. Their names are Dasher, Dancer, Prancer, Vixen, Comet, Cupid, Donner, and Blitzen. In some stories, there is a ninth, named Rudolph.
[ترجمه ترگمان]هشت تا نام آن‌ها Dasher، رقصنده، Prancer، Vixen، Comet، Cupid، Donner و Blitzen می‌باشد در برخی از داستان‌ها، یک نهم به نام رادولف (Rudolph)وجود دارد
[ترجمه گوگل]هشت نام آنها Dasher، ...

مترادف Dasher

ادم خودنما (اسم)
prig , dasher , popinjay , show-off

معنی Dasher در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه Dasher به انگلیسی

dasher
• tool with paddles at one end (for stirring ice cream, butter, etc.); someone or something that dashes

Dasher را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dasher
کلمه : dasher
املای فارسی : دشر
اشتباه تایپی : یشساثق
عکس dasher : در گوگل

آیا معنی Dasher مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )