انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1016 100 1

Dazed

تلفظ dazed
تلفظ dazed به آمریکایی/ˈdeɪz/ تلفظ dazed به انگلیسی/deɪz/

معنی: خیره، ژولیده
معانی دیگر: گیج کردن، خیرگی، (دراثرضربت یا سرما ویا نور زیادوغیره)

واژه Dazed در جمله های نمونه

1. the news of my father's death dazed me
ترجمه خبر مرگ پدرم مرا منگ کرد.

2. the blow he received on the head dazed him for a while
ترجمه ضربه‌ای که به سرش وارد شد تا مدتی او را گیج کرد.

3. The splendor of the palace dazed him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکوه کاخ او را گیج کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکوه و جلال قصر او را خیره کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. After the accident John was dazed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از تصادف، جان گیج شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از حادثه یخ زده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Dazed survivors staggered from the wreckage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازمانده‌های Dazed از لاشه هواپیما به لرزه افتادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازماندگان متزلزل از خرابکاری متلاشی شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The blow on the head dazed him for a moment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ضربه سر لحظه‌ای او را گیج کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ضربه به سر او را برای یک لحظه مضطرب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. His dazed eyes stare at the eels, which still writhe and entwine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشمان مبهوت او به مارماهی خیره می‌شود که هنوز به خود می‌پیچید و درهم می‌پیچید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم های خیره کننده اش به قارچ ها، که هنوز هم نوازش می کنند، چشم دوخته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Jimmy was still dazed by the blow to his head.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جیمی هنوز گیج و مبهوت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جیمی هنوز با ضربه به سرش خیره شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He looked dazed as he spoke to reporters, managing only a weak smile.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی با خبرنگار صحبت می‌کرد گیج به نظر می‌رسید، و تنها لبخند ضعیفی بر لب داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان خبرنگار صحبت کرد و فقط یک لبخند ضعیف را کنترل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She looked dazed and frightened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مات و مبهوت به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او زخمی شد و ترسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I still felt a little dazed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنوز احساس گیجی می‌کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من هنوز کمی احساس خجالت کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They were dazed but did not seem to be badly hurt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها گیج بودند، اما به نظر نمی‌رسید که آسیب بدی دیده باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها خجالت کشیدند اما به نظر نمی رسید به شدت آسیب ببینند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She stood dazed and weak-kneed beside the coffin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او گیج و بی‌حال در کنار تابوت ایستاده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ایستاده بود متورم و ضعیف زانو در کنار تابوت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. At the end of the interview I was dazed and exhausted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در پایان مصاحبه من گیج و کوفته بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در انتهای مصاحبه من خشمگین شدم و خسته شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Survivors waited for the rescue boats, dazed and frightened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زنده موندن برای قایق‌های نجات، گیج و سردرگم منتظر بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازماندگان قایق های نجات را انتظار داشتند، مضطرب و ترسناک بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Dazed

خیره (صفت)
brave , bold , amazed , stubborn , dazed , insolent , impudent , disobedient , self-willed , puzzled
ژولیده (صفت)
confused , dazed , bewildered , embarrassed , bemused , unkempt , disheveled , scruffy , tangled , slovenly , shaggy , entangled , sloven , uncouth , tangly

معنی کلمه Dazed به انگلیسی

dazed
• stunned, stupefied; extremely confused and unable to think clearly as a result of a shock; in a condition of being mentally numb

Dazed را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Dazed

محمد شاهد ١٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥
بهت زده
|

حسین اسماعیلی ٠٧:٤٦ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
گیج، شوکه
حالتی که شخص نمی تواند خوب فکر کند.
|

پیشنهاد شما درباره معنی Dazed



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی dazed
کلمه : dazed
املای فارسی : دزد
اشتباه تایپی : یشظثی
عکس dazed : در گوگل


آیا معنی Dazed مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )