برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1283 100 1

Decontamination


گندزدایى، ضد عفونى علوم نظامى : رفع الودگى

واژه Decontamination در جمله های نمونه

1. decontamination experts visited the site of the accident
کارشناسان آلایش‌بری از محل حادثه دیدن کردند.

2. The land will require public money for decontamination.
[ترجمه ترگمان]زمین برای آلودگی‌زدایی به پول مردم نیاز خواهد داشت
[ترجمه گوگل]زمین برای تخریب زباله نیاز به پول عمومی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Future work will specialise in automating floor decontamination, inspection and reassembly of steam safety valves and taking samples after accidents.
[ترجمه ترگمان]کار آینده در خودکار کردن آلودگی‌زدایی در زمین، بازرسی و تخلیه دریچه‌های ایمنی بخار و گرفتن نمونه‌ها بعد از تصادف، به کار خواهد رفت
[ترجمه گوگل]کارهای آینده در اتوماسیون اتوماتیک ضدعفونی کننده کف، بازرسی و بازسازی شیرهای ایمنی بخار و نمونه برداری پس از حوادث متخصص خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Decompression and decontamination by transanal ileus tube is effective complement for stage resection and primary anastomosis.
[ترجمه ترگمان]Decompression و آلودگی‌زدایی توسط لوله transanal مکمل، مکمل موثری برای مرحله resection و anastomosis اولیه می‌باشد
[ترجمه گوگل]Decompression و ضدعفونی کردن توسط لوله ایروان ترانزال مکمل موثر برای ...

معنی کلمه Decontamination به انگلیسی

decontamination
• disinfection, sterilization, purification

Decontamination را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساره مصلایی
آلودگی زدایی
حسین رحمانی
میکروب‌زدایی
قدرت الله پناهی
(ساختمان) پاکسازی محل انجام پروژه
حسام
رفع آلودگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی decontamination
کلمه : decontamination
املای فارسی : دکنتمینتین
اشتباه تایپی : یثزخدفشئهدشفهخد
عکس decontamination : در گوگل

آیا معنی Decontamination مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )