انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1066 100 1

Decreasing

تلفظ decreasing
تلفظ decreasing به آمریکایی/dɪˈkriːsɪŋ/ تلفظ decreasing به انگلیسی/dɪˈkriːsɪŋ/

معنی: کاهنده، کاهشی

واژه Decreasing در جمله های نمونه

1. This species of bird is decreasing in numbers every year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گونه از پرندگان در هر سال در حال کاهش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گونه از پرنده در هر سال کاهش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Average earnings for unskilled workers are decreasing now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متوسط درآمد کارگران غیر ماهر در حال حاضر کاهش می‌یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میانگین درآمد کارگران غیر متخصص در حال کاهش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Population growth is decreasing by 4% each year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رشد جمعیت در هر سال ۴ درصد کاهش می‌یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رشد جمعیت در هر سال 4 درصد کاهش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The total forest cover of the earth is decreasing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کل پوشش جنگلی زمین در حال کاهش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کل پوشش جنگل زمین کاهش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The birthrate in the city has been decreasing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میزان زاد و ولد در شهر در حال کاهش بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تولد در شهر کاهش یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We'vegot stable labor, decreasing interest rates, low oil prices.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما از نیروی کار با ثبات، کاهش نرخ بهره، قیمت پایین نفت استفاده کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما نیروی پایدار، کاهش نرخ بهره، قیمت پایین نفت را به دست آورده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Interest in the sport is decreasing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاقه به ورزش در حال کاهش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاقه به ورزش کاهش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. SAT scores have been steadily decreasing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمرات SAT به طور پیوسته در حال کاهش بوده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمرات SAT به طور مداوم کاهش یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The examination of his motives for decreasing exports might stand between him and his promotion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بررسی انگیزه‌های او برای کاهش صادرات ممکن است بین او و ترفیع او قرار بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بررسی انگیزه های او برای کاهش صادرات ممکن است بین او و ارتقاء او باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. And a continuing -- although decreasing -- number hunt the wild animals that remain plentiful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و ادامه - هر چند کاهش - تعداد حیوانات وحشی را شکار می‌کنند که فراوان هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و ادامه - اگر چه کاهش - تعداد شکار حیوانات وحشی که باقی می ماند فراوان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Blacks, in steadily decreasing numbers, continued to serve in the Legislature for the next 20 years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیاهان به طور پیوسته در حال کاهش تعداد بودند و برای ۲۰ سال آینده در مجلس مقنن خدمت می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیاه پوستان، به طور پیوسته کاهش تعداد، همچنان در مجلس مجلس برای 20 سال آینده خدمت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. With data filtering one pays the price of decreasing the effective library redundancy and increasing the number of hybridisations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با فیلتر داده‌ها، یکی هزینه کاهش افزونگی کتابخانه موثر را پرداخت کرده و تعداد of را افزایش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با فیلترینگ داده، هزینه کاهش کارآیی کتابخانه و افزایش تعداد hybridisations پرداخت می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A decreasing number of self-corrections, showing that unconsciously made miscues are often semantically acceptable and do not need correction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعداد کمی از اصلاحات خود را کاهش داده و نشان می‌دهد که miscues ها اغلب به لحاظ معنایی قابل‌قبول هستند و نیازی به اصلاح ندارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعدادی از خود تصحیح کاهش یافته است، نشان می دهد که اشتباهات ساخته شده ناخودآگاه اغلب از لحاظ معنایی قابل قبول است و نیازی به اصلاح نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Otherwise a decreasing fraction of the flow would be turbulent, and, for example, self-preservation could not occur.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در غیر این صورت کسری در حال کاهش جریان متلاطم خواهد بود و به عنوان مثال، نگهداری از خود نمی‌تواند رخ دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در غیر این صورت، کسری در حال کاهش جریان، آشفته خواهد بود و به عنوان مثال، خود محافظت نمی تواند رخ دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The decreasing leverage of the state allowed capital greater influence over production, credit and ideology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قدرت نفوذ دولت تاثیر بیشتری بر تولید، اعتبار و ایدئولوژی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اهرم کاهش قدرت دولت نفوذ بیشتری بر تولید، اعتبار و ایدئولوژی داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Decreasing

کاهنده (صفت)
subtractive , ablative , decreasing , regressive , decrescent , depreciatory , flagging
کاهشی (صفت)
subtractive , decreasing

معنی عبارات مرتبط با Decreasing به فارسی

معنی Decreasing در دیکشنری تخصصی

decreasing
[ریاضیات] نزولی، کاهشی، کاهنده
[ریاضیات] صنعت با هزینه های نزولی
[ریاضیات] تفاضل های منقسم نزولی
[ریاضیات] میزان شکست کاهنده
[ریاضیات] تابع نزولی، تابع کاهشی
[آمار] تابع کاهشی
[ریاضیات] تابع یک متغیره ی نزولی
[ریاضیات] نگاشت کاهشی، نگاشت نزولی
[ریاضیات] نرخ نهایی جانشینی نزولی
[حسابداری] نسبت نزولی
[ریاضیات] دنباله ی نزولی
[ریاضیات] به طور نمایی نزولی
[ریاضیات] صعودی، نزولی یکنواخت
[برق و الکترونیک] کاهشی یکنوا
[ریاضیات] غیر نزولی
[ریاضیات] اکیدا نزولی، کاملا کاهشی، دقیقا نزولی، نزولی اکید

معنی کلمه Decreasing به انگلیسی

decreasing
• lessening; diminishing
• something that is decreasing is growing less in quantity, size, or strength.

Decreasing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد ١٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٧
کم شونده
|

گلی افجه ١١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٧
کاهش دهنده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی decreasing
کلمه : decreasing
املای فارسی : دکریسینگ
اشتباه تایپی : یثزقثشسهدل
عکس decreasing : در گوگل


آیا معنی Decreasing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )