انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1011 100 1

Dehydration

تلفظ dehydration
تلفظ dehydration به آمریکایی/ˌdihaɪˈdreɪʃn̩/ تلفظ dehydration به انگلیسی/diːˈhaɪdreɪʃn̩/

معنی: پسابش، کم شدن اب بدن، وابشت
معانی دیگر: جغ، طب کم شدن اب بدن

واژه Dehydration در جمله های نمونه

1. Occa-sionally hospitalization is required to combat dehydration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بستری occa - sionally برای مبارزه با کم‌آبی ضروری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای مقابله با کم آبی بدن ضروری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The sun became relentlessly hot, adding dehydration to my distress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آفتاب به شدت داغ شد و آب dehydration را به پریشانی من اضافه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خورشید بی رمق داغ شد، و منجر به کم آبی بدن من شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He died from severe dehydration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون از dehydration شدید مرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از شدت کمبود آب درگذشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She suffered from dehydration, her potassium levels were dangerously low, and she had lost 15 pounds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون از کم‌آبی بدن، سطح پتاسیم به طرز خطرناکی ضعیف بود و ۱۵ پوند هم از دست داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از کمبود آب رنج می برد، سطح پتاسیم او به میزان خطرناکی بود و 15 پوند را از دست داده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Hundreds die each year from exposure, drowning and dehydration as they try to elude detection by U. S.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هر سال صدها تن در معرض قرار گرفتن، غرق شدن و آب زدایی می‌میرند و سعی می‌کنند از تشخیص آن‌ها توسط U جلوگیری کنند اس
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدها نفر از هر سال به علت قرار گرفتن در معرض، غرق شدن و کم آبی بدن از بین می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Dehydration is one of the keys to altitude sickness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کمبود آب، یکی از کلیدها به ارتفاع ارتفاع هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Dehydration یکی از کلید های بیماری ارتفاع است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The connection between dehydration and the bends is now quite clear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتباط بین آب زدایی و خم شدن در حال حاضر کاملا روشن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتباط بین کم آبی و خم اکنون کاملا مشخص است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They therefore risk dehydration during the day from the dry air.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین آن‌ها آب بدن را در طول روز از هوای خشک به خطر می‌اندازند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین، در طول روز از هوای خشک، کمبود آب بدن رنج می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. What are the complications of dehydration, and those of poor oral hygiene?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عوارض آب زدایی و بهداشت دهانی فقیر چه هستند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عوارض کم آبی و کمبود های بهداشت دهان و دندان چیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Camels can recover rapidly from dehydration by drinking sometimes vast quantities of water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شتر می‌توانند به سرعت از دست دادن آب بدن به هنگام نوشیدن مقدار زیاد آب بهبود پیدا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شتر می تواند به سرعت از کم آبی شدن به وسیله نوشیدن گاهی اوقات مقدار زیادی از آب بهبود می یابند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He's suffering from dehydration because of his fruitless search for water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به خاطر جست و جوی آب از dehydration رنج می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از کمبود آب رنج می برد زیرا به دنبال جستجوی بی نتیجه ای برای آب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Tungstogermanic acid as a catalyst for dehydration of alcohol to form ether or alkene is reported.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Tungstogermanic اسید به عنوان کاتالیزوری برای dehydration الکل برای تشکیل اتر یا آلکن ها گزارش می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسید تنگستورمنامیک به عنوان یک کاتالیزور برای کاهش آب بدن الکل برای تشکیل اتر یا الكون گزارش شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The rates of dehydration were determined too. The results showed that the specifications of pendimethalin 20% CS had no significant changes. In additional, the control effect on ba. . .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میزان آب زدایی نیز مشخص شد نتایج نشان داد که مشخصات of ۲۰ % هیچ تغییر مهمی نداشته است علاوه بر این، تاثیر کنترل بر روی و …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میزان آب کم آب نیز تعیین شد نتايج نشان داد که مشخصات پانديمتالين 20٪ CS تغيير قابل ملاحظه اي نداشت علاوه بر این، اثر کنترل بر ba
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In addition, the dehydration decomposes the steam which produces also to be able to dilute the ignitable gas, thus has the being flame-resistant effect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر این، آب زدایی، بخار را تجزیه می‌کند که همچنین قادر به رقیق کردن گاز بی‌اثر است، در نتیجه تاثیر مقاوم در برابر شعله را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر این، dehydration تجزیه بخار است که تولید می کند همچنین قادر به رقیق گاز مشعل است، بنابراین دارای اثر مقاوم در برابر شعله است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. More than 11 000 children die every day around the world because of dehydration caused by diarrhoea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیش از ۱۱ هزار کودک در سراسر جهان به خاطر کمبود آب بدن که ناشی از اسهال است، جان خود را از دست می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل کمبود آب بدن ناشی از اسهال، بیش از 11000 کودک در سراسر جهان جان خود را از دست می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Dehydration

پسابش (اسم)
dehydration
کم شدن اب بدن (اسم)
dehydration
وابشت (اسم)
dehydration

معنی Dehydration در دیکشنری تخصصی

dehydration
[علوم دامی] کم آبی
[شیمی] آب زدایی ، (طب ) کم شدن اب بدن ، وابشت
[عمران و معماری] آب زدایی - پسابش
[صنایع غذایی] آب زدایی : بخ خشک کردن مواد از طریق تبخیر گویند
[زمین شناسی] آبزدایی ، پسابش
[بهداشت] از دست رفتن آب یا مایع بدن یا نسج در خونریزی اسهال و استفراغ و عرق شدید
[نساجی] دهیدراته شدن - دهیدراته کردن - آب از دست دادن - آبگیری - آب زدائی - عمل خشک کردن
[نفت] آب زدایی
[پلیمر] آب زدایی
[آب و خاک] آب از دست دادن (آب گیری)
[نفت] واحد آب زدایی
[زمین شناسی] واکنش آب زدایی واکنش دگرگونی است که در اثر آن h2o از یک کانی به فاز سیال (مایع) تغییر حالت می دهد. مراجعه شود به: واکنش آبگیری (hydration reaction).

معنی کلمه Dehydration به انگلیسی

dehydration
• drying up; loss of water; abnormal lack of water in the body due to insufficient intake of liquids or extreme loss of fluids by sweating or vomiting or due to diarrhea (medicine); lack of water; removal of water, removal of moisture
• if someone is suffering from dehydration, they are ill because they do not have enough water in their body.
suffered from dehydration
• lost bodily fluids, felt sick from the heat and a lack of water

Dehydration را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Dehydration

محمد حسین عمرانی منش ٠٨:١١ - ١٣٩٦/٠٨/٠٩
اب زدایی
|

ebitaheri@gmail.com ١٥:١٤ - ١٣٩٦/٠٨/٢٨
آب‌گیری ، آب‌بَرداری

کم آبی ، کم آب‌شدگی ، آب از دست‌روی

|

محمد امین شاقلانی ١٣:١٧ - ١٣٩٧/٠٥/١٩
آب کمی
|

Ayda ١٦:٠٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
Without any water
|

مقداد سلمانپور ١٠:٢١ - ١٣٩٧/١٢/١٦
نم زدایی
آب زدایی
آبگیری از چیزی
|

alive ٠٥:٤٤ - ١٣٩٨/٠٣/٣١
Usef gom gasthe bazaar ayad be Kagan khan major
|

پیشنهاد شما درباره معنی Dehydration



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dehydration
کلمه : dehydration
املای فارسی : دهایدرشن
اشتباه تایپی : یثاغیقشفهخد
عکس dehydration : در گوگل


آیا معنی Dehydration مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )