برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1182 100 1

Dehydration

/ˌdihaɪˈdreɪʃn̩/ /diːˈhaɪdreɪʃn̩/

معنی: پسابش، کم شدن اب بدن، وابشت
معانی دیگر: جغ، طب کم شدن اب بدن

واژه Dehydration در جمله های نمونه

1. Occa-sionally hospitalization is required to combat dehydration.
[ترجمه ترگمان]بستری occa - sionally برای مبارزه با کم‌آبی ضروری است
[ترجمه گوگل]برای مقابله با کم آبی بدن ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The sun became relentlessly hot, adding dehydration to my distress.
[ترجمه ترگمان]آفتاب به شدت داغ شد و آب dehydration را به پریشانی من اضافه کرد
[ترجمه گوگل]خورشید بی رمق داغ شد، و منجر به کم آبی بدن من شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He died from severe dehydration.
[ترجمه ترگمان] اون از dehydration شدید مرد
[ترجمه گوگل]او از شدت کمبود آب درگذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She suffered from dehydration, her potassium levels were dangerously low, and she had lost 15 pounds.
[ترجمه ترگمان]اون از کم‌آبی بدن، سطح پتاسیم به طرز خطرناکی ضعیف بود و ۱۵ پوند هم از دست داده بود
[ترجمه گوگل]او از کمبود آب رنج می برد، سطح پتاسیم او به میزان خطرناکی بود و 15 پوند را از دست داده بود
[ترجمه ...

مترادف Dehydration

پسابش (اسم)
dehydration
کم شدن اب بدن (اسم)
dehydration
وابشت (اسم)
dehydration

معنی Dehydration در دیکشنری تخصصی

dehydration
[علوم دامی] کم آبی
[شیمی] آب زدایی ، (طب ) کم شدن اب بدن ، وابشت
[عمران و معماری] آب زدایی - پسابش
[صنایع غذایی] آب زدایی : بخ خشک کردن مواد از طریق تبخیر گویند
[زمین شناسی] آبزدایی ، پسابش
[بهداشت] از دست رفتن آب یا مایع بدن یا نسج در خونریزی اسهال و استفراغ و عرق شدید
[نساجی] دهیدراته شدن - دهیدراته کردن - آب از دست دادن - آبگیری - آب زدائی - عمل خشک کردن
[نفت] آب زدایی
[پلیمر] آب زدایی
[آب و خاک] آب از دست دادن (آب گیری)
[نفت] واحد آب زدایی
[زمین شناسی] واکنش آب زدایی واکنش دگرگونی است که در اثر آن h2o از یک کانی به فاز سیال (مایع) تغییر حالت می دهد. مراجعه شود به: واکنش آبگیری (hydration reaction).

معنی کلمه Dehydration به انگلیسی

dehydration
• drying up; loss of water; abnormal lack of water in the body due to insufficient intake of liquids or extreme loss of fluids by sweating or vomiting or due to diarrhea (medicine); lack of water; removal of water, removal of moisture
• if someone is suffering from dehydration, they are ill because they do not have enough water in their body.
suffered from dehydration
• lost bodily fluids, felt sick from the heat and a lack of water

Dehydration را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حسین عمرانی منش
اب زدایی
محمد امین شاقلانی
آب کمی
Ayda
Without any water
مقداد سلمانپور
نم زدایی
آب زدایی
آبگیری از چیزی
alive
Usef gom gasthe bazaar ayad be Kagan khan major

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dehydration
کلمه : dehydration
املای فارسی : دهایدرشن
اشتباه تایپی : یثاغیقشفهخد
عکس dehydration : در گوگل

آیا معنی Dehydration مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )