انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1074 100 1

Dejection

تلفظ dejection
تلفظ dejection به آمریکایی/dɪˈdʒekʃn̩/ تلفظ dejection به انگلیسی/dɪˈdʒekʃn̩/

معنی: افسردگی، دلمردگی، پژمانی، پژمردگی
معانی دیگر: اندوه، غم، ماتم زدگی، غمگینی، (پزشکی) اجابت مزاج، ریدن، سرافکندگی

واژه Dejection در جمله های نمونه

1. when she came in, her face was a picture of dejection and hoplessness
ترجمه وقتی که وارد شد چهره‌اش تصویری از غم و حرمان بود.

2. The loser sat slumped in dejection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازنده روی dejection نشست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازنده سكوت كرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She sat in the corner in utter dejection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در گوشه‌ای از غم و اندوه بر جای خود نشست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در گوشه ای نشسته بود و کاملا بی ادب نشسته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. There was a slight air of dejection about her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افسردگی خفیفی در او وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک هواپیما خفیف در مورد او وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She felt like crying as dejection hit her like a ton of bricks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احساس می‌کرد که مثل یک تن آجر به او ضربه می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساس گرسنگی کرد زیرا او مانند یک تن از آجر به او فشار می آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Result: sucralfate could reduce dejection amounts, prolong first dejection time, inhibit intestinal propelling, and increase water absorption apparently.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه: sucralfate می‌تواند میزان افسردگی را کاهش دهد، اولین بار dejection را طولانی کند، جلو جلو بینی را بگیرد و جذب آب را به طور آشکار افزایش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتیجه: سوکرالفت می تواند میزان تخریب را کاهش دهد، مدت زمان انقراض را طولانی تر می کند، مانع حرکت روده و افزایش جذب آب به نظر می رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Dejection springs from one of two sources - I have either satisfied a lust or I have not.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Dejection از یکی از دو منبع سرچشمه می‌گیرد - من یا شهوت را ارضا کرده‌ام یا نه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انكار كردن از يكي از دو منبع، منشأ يا يكي از شهوات را رد مي كنم يا نه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Your dejection will do no good to your health.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] افسردگی تو هیچ فایده‌ای برای سلامتیت نداره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اخراج شما برای سلامتی شما خوب نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Her face showed her dejection at missing the party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهره‌اش از این که مهمانی را از دست داده بود ناراحت شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صورت او نشان داد که او را در از دست دادن حزب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Timidity is the bridge to dejection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Timidity پل را ناراحت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرمساری پل برای تخریب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He left in dejection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از غم و اندوه به جا مانده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در انزوا قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He went away in dejection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با غم و اندوه از خانه بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در خیابان رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The most glorious moment in your life are not the socalled days of success, but rather those days when out of dejection and despair you feel rise in you a challenge to life, and the promise of future accomplishment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهترین لحظه زندگی شما، تنها روزه‌ای موفقیت نیست، بلکه آن روزهایی است که از افسردگی و نومیدی احساس ترقی می‌کنید، چالشی که برای زندگی وجود دارد و نوید موفقیت در آینده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لحظه ای شگفت انگیز در زندگی شما، روزهای موفقیت آمیز نیست، بلکه آن روزهایی است که از ناامیدی و ناامیدی احساس می کنید در چالش های زندگی و وعده دستیابی به آینده رو به افزایش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We regular check on its physical conditions, food taking and dejection during the quarantine period.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما به طور منظم شرایط فیزیکی خود، غذا خوردن و افسردگی در طول مدت قرنطینه را بررسی می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در طول دوره قرنطینه به طور منظم از شرایط فیزیکی، مصرف مواد غذایی و تخریب آن میپردازیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Dejection

افسردگی (اسم)
depression , gloom , melancholia , freeze , congelation , oppression , dumps , doldrums , dejection
دلمردگی (اسم)
dejection
پژمانی (اسم)
dejection
پژمردگی (اسم)
dejection , withered state

معنی کلمه Dejection به انگلیسی

dejection
• depression, sadness
• dejection is a feeling of unhappiness and disappointment.

Dejection را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد عبدالعلی‌پور ٢٠:٠٧ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
نؤمیدی
|

شبنم 🌚 ١٨:٣٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٣
سر افکندگی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > night person
Mahdieh > Come up
بازگیر کلوخی > کلوخی (زابل)
Hnf > Population
میثم سراوانی > Disloyal
دیوانه زاده > خرچنگ
محمدجواد > circumferentially
علی > begining

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی dejection
کلمه : dejection
املای فارسی : دجکتین
اشتباه تایپی : یثتثزفهخد
عکس dejection : در گوگل


آیا معنی Dejection مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )