برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1328 100 1

Dejection

/dɪˈdʒekʃn̩/ /dɪˈdʒekʃn̩/

معنی: افسردگی، دلمردگی، پژمانی، پژمردگی
معانی دیگر: اندوه، غم، ماتم زدگی، غمگینی، (پزشکی) اجابت مزاج، ریدن، سرافکندگی

واژه Dejection در جمله های نمونه

1. when she came in, her face was a picture of dejection and hoplessness
وقتی که وارد شد چهره‌اش تصویری از غم و حرمان بود.

2. The loser sat slumped in dejection.
[ترجمه ترگمان]بازنده روی dejection نشست
[ترجمه گوگل]بازنده سكوت كرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She sat in the corner in utter dejection.
[ترجمه ترگمان]در گوشه‌ای از غم و اندوه بر جای خود نشست
[ترجمه گوگل]او در گوشه ای نشسته بود و کاملا بی ادب نشسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There was a slight air of dejection about her.
[ترجمه ترگمان]افسردگی خفیفی در او وجود داشت
[ترجمه گوگل]یک هواپیما خفیف در مورد او وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She felt like crying as dejection hit her like a ton of bricks.
[ترجمه ترگمان]احساس می‌کرد که مثل یک تن آجر به او ضربه می‌زند
[ترجمه گوگل]او احساس گرسنگی کرد زیرا او مانند یک تن از آجر به او فشار می آورد
...

مترادف Dejection

افسردگی (اسم)
depression , gloom , melancholia , freeze , congelation , oppression , dumps , doldrums , dejection
دلمردگی (اسم)
dejection
پژمانی (اسم)
dejection
پژمردگی (اسم)
dejection , withered state

معنی کلمه Dejection به انگلیسی

dejection
• depression, sadness
• dejection is a feeling of unhappiness and disappointment.

Dejection را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شبنم 🌚
سر افکندگی
محمد جواد
افسردگی و ناامیدی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dejection
کلمه : dejection
املای فارسی : دجکتین
اشتباه تایپی : یثتثزفهخد
عکس dejection : در گوگل

آیا معنی Dejection مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )