برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1351 100 1

Demobilization

/dɪˌmoʊbəlaɪˈzeɪʃn̩/ /dɪˌməʊbəlaɪˈzeɪʃn̩/

معنی: رفع بسیج عمومی

واژه Demobilization در جمله های نمونه

1. immediate demobilization of the reserves.
[ترجمه ترگمان]ترخیص فوری از قوای ذخیره
[ترجمه گوگل]تخریب سریع از ذخایر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Demobilization and mobilization of drilling rig of overseas project is complex system engineering, involving many departments and persons and information as well as hard organization and coordination.
[ترجمه ترگمان]تجهیز و تجهیز تجهیزات حفاری در خارج از کشور، مهندسی سیستم پیچیده‌ای است که شامل بسیاری از بخش‌ها و افراد و اطلاعات و همچنین سازماندهی و هماهنگی سخت است
[ترجمه گوگل]تخریب و بسیج دکل حفاری از پروژه های خارج از کشور مهندسی سیستم پیچیده است که شامل بسیاری از ادارات و افراد و اطلاعات و همچنین سازماندهی و هماهنگی سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. But the demobilization will not leave us economically just where we were before It'started.
[ترجمه ترگمان]اما the از نظر اقتصادی ما را از نظر اقتصادی تنها جایی که قبل از شروع آن بودیم، ترک نخواهد کرد
[ترجمه گوگل]اما تخلیه سازی ما را از نظر اقتصادی صرفا جایی که پیش از آن شروع شده بود، ترک نخواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف Demobilization

رفع بسیج عمومی (اسم)
demobilization

معنی کلمه Demobilization به انگلیسی

demobilization
• act of discharging from military service; disbanding of an army (also demobilisation)

Demobilization را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا محمدنیا
رفع بسیج عمومی
فارسی را پاس بداریم.
عدم تحرک
ثابت بودن
غیر قابل حرکت
وهاب
عدم استقرار، برچیدن کارگاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی demobilization
کلمه : demobilization
املای فارسی : دمبیلیزتین
اشتباه تایپی : یثئخذهمهظشفهخد
عکس demobilization : در گوگل

آیا معنی Demobilization مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )