برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1280 100 1

Depletion

/dəˈpliːʃn̩/ /dɪˈpliːʃn̩/

معنی: خون گیری، تقلیل، تخلیه، نقصان، تهی سازی، رگ زنی، نهی سازی
معانی دیگر: (ذخایر طبیعی یا پولی و غیره) مصرف، ته کشی، کاهش، کم سازی، کم گری

واژه Depletion در جمله های نمونه

1. the depletion of the world's natural resources
ته کشیدن دخایر طبیعی جهان

2. Depletion of the ozone layer leaves the earth's surface increasingly exposed to harmful radiation from the sun.
[ترجمه ترگمان]Depletion لایه اوزون سطح زمین را به طور فزاینده‌ای در معرض تابش مضر خورشید قرار می‌دهد
[ترجمه گوگل]از بین بردن لایه اوزون سطح زمین به طور چشمگیری در معرض تابش مضر از خورشید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Increased consumption of water has led to rapid depletion of groundwater reserves.
[ترجمه ترگمان]افزایش مصرف آب منجر به تخلیه سریع ذخایر آب زیرزمینی شده‌است
[ترجمه گوگل]افزایش مصرف آب منجر به کاهش سریع ذخایر آب زیرزمینی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Increased expenditure has caused a depletion in our capital/funds.
[ترجمه ترگمان]افزایش هزینه‌ها باعث کاهش سرمایه و سرمایه ما شده‌است
[ترجمه گوگل]افزایش هزینه ها موجب کاهش ارزش سرمایه / دارایی های ما شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. But, like global warmi ...

مترادف Depletion

خون گیری (اسم)
bloodletting , phlebotomy , depletion , venesection
تقلیل (اسم)
reduction , diminution , depletion , cutback
تخلیه (اسم)
discharge , depletion , evacuation , disembarkation
نقصان (اسم)
want , depletion
تهی سازی (اسم)
depletion , evacuation
رگ زنی (اسم)
phlebotomy , depletion
نهی سازی (اسم)
depletion

معنی Depletion در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] استهلاک منابع طبیعی
[عمران و معماری] خوشیدگی
[برق و الکترونیک] تخلیه - تهی سازی ، تخلیه کاهش چگالی باربرها در یک نیمرسانا به کمتر از حد عادی در دما و سطح آلایش معین .
[زمین شناسی] فرسایش ، ،تقلیل ،تهی شدگی حجمی که توسط افتگاه اصلی لغزش، توده جابجا شده و سطح اولیه زمین محدود می شود .
[معدن] استهلاک (عمومی)
[نفت] تخلیه ی کامل
[آب و خاک] تخلیه ،برداشت
[برق و الکترونیک] ناحیه ی تهی ( گذر ) ناحیه ای در پیوندگاه بین دو مادهی نیمرسانا N و P که در آن اختلاف انرژی پتانسیل دو ماده منجر به تولید یک سد انرژی می شود . این سد میدانی الکتریکی به وجود می آورد که باربرهای آزاد نیمرسانا را از اطراف آن تخلیه می کند . پهنای این ناحیه با بایاس مستقیم بیرونی ( tonward blas ) ، کاهش و با اعمال بایاس معکوس افزایش می یابد .
[زمین شناسی] حق تهی شدگی نسبتی از درآمد که حاصل از معدنکاری یا تولید نفت است که به عنوان بازگشت سرمایه در نظر گرفته می شود و مالیات بر درآمد بر آن تعلق نمی گیرد و راهی برای تشخیص این است که معدنکاری یا تولید نفت در نهایت ذخیره را کاهش می دهد.
[حسابداری] مبنای استهلاک منابع طبیعی
[عمران و معماری] منحنی خوشیدگی
[زمین شناسی] منحنی تخلیه(هیدرولوژی)
[برق و الکترونیک] فت تخلیه ای ( نوع تهی )
[برق و الکترونیک] لایه ی تهی لایه ی الکتریکی ...

معنی کلمه Depletion به انگلیسی

depletion
• emptying, exhausting, using up; reduction
depletion of the ozone
• gradual destruction of the ozone layer (region of the stratosphere which contains much of the earth's atmospheric ozone)

Depletion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
کاهیدگی
احمد خوشدل
ترشح
مهدی صباغ
کاهش
تحلیل رفتن
کم شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی depletion
کلمه : depletion
املای فارسی : دپلتین
اشتباه تایپی : یثحمثفهخد
عکس depletion : در گوگل

آیا معنی Depletion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )