انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1014 100 1

Depreciation

تلفظ depreciation
تلفظ depreciation به آمریکایی/dəˌpriʃiˈeɪʃn̩/ تلفظ depreciation به انگلیسی/dɪˌpriːʃɪˈeɪʃn̩/

معنی: تنزل، استهلاک، کاهش بها، ناچیز شماری
معانی دیگر: هزینه ی استهلاک، مبلغ استهلاک، ارزش کاست، افت ارزش، (کم شدن قدرت خرید پول) ارزش کاهی، تنزل قدرت خرید، ارج کاهی، حقیرپنداری، تحقیر، خوارسازی

واژه Depreciation در جمله های نمونه

1. depreciation cost
ترجمه هزینه‌ی استهلاک

2. straight-line depreciation
ترجمه استهلاک سرراست

3. a rapid depreciation of currency
ترجمه افت سریع در ارزش پول

4. to estimate the degree of depreciation in a car after a year's use
ترجمه برآورد کردن میزان استهلاک اتومبیل پس از یک سال کار

5. she made some bitter remarks in depreciation of her enemies
ترجمه او در تحقیر دشمنان خود اظهارات تندی کرد.

6. the amount of $ 5000 has been entered for machinery depreciation
ترجمه مبلغ پنج هزار دلار بابت استهلاک ماشین‌آلات منظور شده است.

7. We must provide for depreciation when calculating the costs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید هنگام محاسبه هزینه‌ها استهلاک را فراهم کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هنگام محاسبه هزینه ها، باید برای استهلاک هزینه کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A depreciation of the dollar would make US exports cheaper and especially so in Japan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاهش ارزش دلار باعث می‌شود صادرات آمریکا ارزان‌تر شود و به ویژه در ژاپن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاهش ارزش دلار سبب کاهش صادرات ایالات متحده و به ویژه در ژاپن خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The depreciation of other currencies in Asia has also caused a substantial reduction in tourism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاهش ارزش سایر ارزها در آسیا نیز باعث کاهش قابل‌توجهی در صنعت گردشگری شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استهلاک ارزهای دیگر در آسیا باعث کاهش چشمگیر گردشگری نیز شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She can't bear the depreciation of the enemy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نمی‌تواند the دشمن را تحمل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمی تواند تخفیف دشمن را تحمل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Depreciation accounting is simply a technique used to allocate the cost of a capital asset over its expected useful life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حسابداری Depreciation تنها تکنیکی است که برای تخصیص هزینه سرمایه سرمایه‌ای در طول عمر مفید مورد انتظار آن استفاده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حسابداری استهلاک صرفا یک روش است که برای تخصیص هزینه دارایی سرمایه در طول عمر مفید انتظار می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. There are also special rules for depreciation of real estate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین قوانین ویژه‌ای برای استهلاک املاک و مستغلات وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین قوانین خاصی برای استهلاک املاک و مستغلات وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A large real depreciation of the peso has also helped, boosting exports in 1995 by over 30 percent in dollar terms.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاهش شدید واقعی \"پزو\" نیز به افزایش صادرات در سال ۱۹۹۵ تا بیش از ۳۰ درصد از شرایط دلار کمک کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاهش واقعی واقعی پزو همچنین باعث افزایش صادرات در سال 1995 بیش از 30 درصد در ارزش دلار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This compares with depreciation on the Dumfries building where production ceased during the year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این قابل‌مقایسه با استهلاک ساختمان Dumfries است که در آن تولید در طول سال کاهش یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این با استهلاک ساختمان Dumfries که در آن سال تولید متوقف شد، مقایسه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Depreciation is calculated to write off the cost or valuation of tangible assets other than freehold land over their estimated useful lives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Depreciation محاسبه هزینه و یا ارزش‌گذاری دارایی‌های ملموس به غیر از زمین‌های بایر بر روی زندگی مفید آن‌ها محاسبه شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارزش خالص محاسبه شده است برای نوشتن هزینه و یا ارزیابی دارایی های ملموس به غیر از مالکیت زمین در طول عمر مفید برآورد شده خود را
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Depreciation

تنزل (اسم)
abatement , degradation , decay , depreciation , depression , decadence , setback
استهلاک (اسم)
depreciation , amortization , sublation
کاهش بها (اسم)
depreciation
ناچیز شماری (اسم)
depreciation , underestimation

معنی عبارات مرتبط با Depreciation به فارسی

تحقیرنفس، کوچک شماری خود، حف­ جناح

معنی Depreciation در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] استهلاک
[عمران و معماری] استهلاک
[زمین شناسی] استهلاک ذخیره استهلاک مقداری است که درطول سال های معین از دارایی ها ی استهلا ک پذیر،برای به کارگیری ،خراب شدن،فرسودگی وآسیب دیدن آنها ،به دلیل استفاده درتولیدعایدی برای پروژه ،کسر می گردد.
[صنعت] استهلاک ، کاهش بها
[نساجی] استهلاک - فرسودگی
[ریاضیات] افت بها، استهلاک، میرایی، کاهش بها
[حسابداری] حسابداری استهلاک
[ریاضیات] حساب داری استهلاک
[حسابداری] مبنای استهلاک
[ریاضیات] قیمت تمام شده ی دارایی ثابت
[ریاضیات] روش چند درصد سود
[عمران و معماری] هزینه استهلاک
[حسابداری] هزینه استهلاک -
[ریاضیات] هزینه ی استهلاک
[حسابداری] روش استهلاک
[عمران و معماری] میزان استهلاک
[حسابداری] ذخیره استهلاک
[حقوق] ذخیره استهلاکی، اندوخته استهلاکی
[حسابداری] واحد استهلاک
[حسابداری] روش نزولی استهلاک
[ریاضیات] استهلاک تسریعی
[ریاضیات] ذخیره ی استهلاک، استهلاک جمع شده
[حسابداری] استهلاک انباشته
[ریاضیات] اندوخته ی استهلاک
[حسابداری] استهلاک به روش قسط السنین
[حسابداری] روش استهلاک بر اساس ارزش دفتری _ روش نزولی
[حسابداری] روشهای استهلاک برمبنای بهره مرکب
[ریاضیات] استهلاک عادی
[حسابداری] استهلاک کسر سال

معنی کلمه Depreciation به انگلیسی

depreciation
• devaluation, reduction in value (of an item or a currency)
depreciation allowance
• sum deducted from the value of an asset due to depreciation
depreciation expenses
• expenditures recorded in a profit and loss report indicating a decrease in the value of company assets (accounting)
depreciation of rates
• devaluation of rates
accelerated depreciation
• substantial depreciation of a property's worth in its early active years (accounting)
cumulative depreciation
• total decrease in value recorded for a particular asset
straight line depreciation
• calculate depreciation by multiplying the cost of the asset by the scrap value at a set rate (accounting)
sum of years digit depreciation
• method of calculating accelerated depreciation of goods that assumes a more rapid loss of value during the first years of a product's life cycle (accounting)

Depreciation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Depreciation

مسعود معصومی ١٧:٥٦ - ١٣٩٦/٠٩/١٣
استهلاک
|

الف ٢٣:٣٩ - ١٣٩٦/١١/٠٥
کاهش بها
|

alirezaaa ٢٠:١١ - ١٣٩٧/٠٨/١٩
استهلاک (حسابداری )
|

مقداد سلمانپور ١٤:٤٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٤
کاهش ارزش (پول).
استهلاک
|

سمای اون ١٥:٠٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠
در معرض خطر قرار گرفتن :/
|

پیشنهاد شما درباره معنی Depreciation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی depreciation
کلمه : depreciation
املای فارسی : دپرکیتین
اشتباه تایپی : یثحقثزهشفهخد
عکس depreciation : در گوگل


آیا معنی Depreciation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )