انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1020 100 1

Derail

تلفظ Derail
تلفظ Derail به آمریکایی/dɪˈreɪl/ تلفظ Derail به انگلیسی/dɪˈreɪl/

معنی: از خط خارج شدن، از خط خارج کردن
معانی دیگر: (قطار راه آهن) از خط خارج کردن یا شدن، در مورد ترن از خط خارج شدن

واژه Derail در جمله های نمونه

1. Renewed fighting threatens to derail the peace talks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ازسرگیری درگیری‌ها تهدید می‌کند که مذاکرات صلح را از خط خارج کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مبارزه بازسازی تهدید می کند که مذاکرات صلح را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. This latest incident could derail the peace process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حادثه اخیر می‌تواند روند صلح را از مسیر خارج کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این آخرین حادثه می تواند روند صلح را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. However, two important developments occurred to derail the peace process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، دو پیشرفت مهم برای از خط خارج کردن روند صلح رخ داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، دو تحول مهم در تحقق روند صلح رخ داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Circumstances had conspired to derail her, as they had derailed almost everyone else she knew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اوضاع به هم توطئه کرده بود تا او را از خط خارج کند، همان طور که تقریبا هر کس دیگری را از ریل خارج کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اوضاع به توافق رسیده بود، زیرا آنها تقریبا هر کس دیگری را می شناختند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Legislation to derail these plans was voted on by the Senate last year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تصویب این طرح‌ها در سال گذشته توسط مجلس سنا تصویب شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سال گذشته مجلس سنا قانون گذاری برای تخریب این برنامه ها برگزار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Anyone who is stupid enough to try and derail a train should be locked away for a long time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر کسی که به اندازه کافی احمق باشه که سعی کنه یه قطار رو از خط خارج کنه باید برای مدت طولانی زندانی بشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر کس که به اندازه کافی احمق باشد برای سعی در کشیدن یک قطار باید مدت زمان زیادی را برایش قفل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Radicals are trying to derail the peace process.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تندروها می‌کوشند تا روند صلح را از مسیر خارج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رادیکال ها در حال تلاش برای فرار از روند صلح هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Could the current global crisis derail the Party's strategy?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا بحران جهانی فعلی استراتژی حزب را از خط خارج می‌کند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا بحران جهانی فعلی سبب استراتژی حزب می شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Withdrawing support too soon could derail a recovery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خارج کردن حمایت نیز به زودی می‌تواند یک بازیابی را از خط خارج کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پشتیبانی از بیش از حد به زودی می تواند بهبودی را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They had planned to derail the trains that carried atomic waste.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها قصد داشتند قطارها را از خط خارج کنند که ضایعات اتمی را حمل می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها برنامه ریزی کرده بودند که قطارهایی را که زباله اتمی را حمل می کردند، از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The present wave of political killings is the work of people trying to derail peace talks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موج کنونی قتل‌های سیاسی، کار افرادی است که تلاش می‌کنند مذاکرات صلح را از مسیر خارج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موج کنونی قتل های سیاسی کار مردم است که تلاش می کنند تا از مذاکرات صلح سرپیچی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Officials fear extremists on both sides may resort to violence to try to derail the redeployment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقامات نگران هستند که افراط گرایان در هر دو طرف متوسل به خشونت برای از بین بردن جابه‌جایی مجدد شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقامات از افراط گرایان در هر دو طرف می ترسند، می توانند به خشونت دست یابند تا سعی در جابجایی مجدد را داشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Borrowing thematically from Medea, this world premier unfolds as she attempts to derail the wedding, prompting Cortez to vow revenge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نخست‌وزیر دنیا که thematically را از Medea قرض گرفته بود، در تلاش است تا عروسی را از مسیر خارج کند و به کورتز قول داد که انتقام بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از لحاظ تئوریک از Medea، ابتکار این جهانی را به نمایش می گذارد، زیرا او تلاش می کند تا عروسی را از بین ببرد، و باعث می شود که کورتز مجبور شود انتقام بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Bidding on the first of the plants opened in November, but opponents are fighting hard to derail the plan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما مخالفان در ابتدا در ماه نوامبر باز شدند، اما مخالفان در تلاشند تا این برنامه را از خط خارج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اول نوامبر گیاهانی که در ماه نوامبر افتتاح شدند، مخالفان برای مبارزه با این طرح تلاش می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They were not entirely satisfactory and had a tendency to derail on the very sharp corner at Pitlake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها اصلا راضی نبودند و گرایشی داشتند که در گوشه و کنار جاده حرکت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها کاملا رضایت بخش نبودند و تمایل داشتند که در گوشه بسیار تیزهوش در Pitlake سرکوب شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Derail

از خط خارج شدن (فعل)
derail
از خط خارج کردن (فعل)
derail

معنی کلمه Derail به انگلیسی

derail
• cause to run off the rails (as in a train); sabotage, throw off course
• if a train is derailed, it comes off the track on which it is running.
derail efforts
• attempts to push (a plan, project, etc.) off course
derail the search for peace
• cause the attempt to create peace to fail

Derail را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Derail

نسرین رنجبر ١٣:٠٢ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
نقش بر آب کردن
Drail hopes
امیدها را نقش بر آب کردن
|

مقداد سلمانپور ١٤:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٠٥
بی نتیجه ماندن
از دور خارج شدن
|

پیشنهاد شما درباره معنی Derail



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی derail
کلمه : Derail
املای فارسی : دریل
اشتباه تایپی : یثقشهم
عکس Derail : در گوگل


آیا معنی Derail مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )