برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1274 100 1

Developmental


تکاملی، توسعه ای، ترقی کننده

واژه Developmental در جمله های نمونه

1. Severe iron deficiency can cause developmental delay and growth retardation.
[ترجمه ترگمان]کمبود شدید آهن می‌تواند باعث تاخیر رشد و عقب‌ماندگی رشد شود
[ترجمه گوگل]کمبود آهن شدید می تواند باعث تاخیر رشد و کاهش رشد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Higher education is a continuing developmental process .
[ترجمه ترگمان]آموزش عالی یک فرآیند رشد مستمر است
[ترجمه گوگل]آموزش عالی یک روند در حال توسعه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The developmental history of the society tells us that man has evolved from the ape.
[ترجمه ترگمان]تاریخ رشد جامعه به ما می‌گوید که بشر از میمون پیشرفت کرده‌است
[ترجمه گوگل]تاریخ تکامل جامعه به ما می گوید که انسان از مکزه تکامل یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The product is still at a developmental stage.
[ترجمه ترگمان]این محصول هنوز در مرحله رشد است
[ترجمه گوگل]محصول هنوز در مرحله رشد است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه Developmental به انگلیسی

developmental
• of or pertaining to development, of or pertaining to growth
developmental biology
• study of the development of organisms
developmental psychology
• branch of psychology concerned with the stages of human development

Developmental را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مداح
رشدیافته
فرزاد
رو به پیشرفت
بهار
توسعه یافته
پیمان
مقدماتی و اولیه
Lack of developmental readiness is the best reason to hold a child back.
نبود آمادگی مقدماتی, برجسته ترین دلیل عقب ماندگی (تحصیلی) کودکان است.
H
تحولی
مهدی صباغ
رشد
توسعه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی developmental
کلمه : developmental
املای فارسی : دولپمنتال
اشتباه تایپی : یثرثمخحئثدفشم
عکس developmental : در گوگل

آیا معنی Developmental مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )