برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1229 100 1

Dial

/ˈdaɪəl/ /ˈdaɪəl/

معنی: صفحه شماره گیر، شاخص، صفحهء مدرج ساعت، صفحه عقربک دار، شماره گرفتن، گرفتن تلفن یا رادیو و غیره
معانی دیگر: (هر صفحه ی مدرج مانند صفحه ی ساعت و یا صفحه ی رادیو که طول امواج روی آن ثبت شده است و غیره) صفحه ی ساعت، صفحه ی رادیو، (برخی تلویزیون ها) صفحه ی کانال گیر، (تلفن) شماره گیر، گردونه، صفحه ی دکمه ها، (هرچیزی که با چرخاندن آن رادیو و تلویزیون و غیره میزان می شود) دکمه، دسته، پیچه، (با صفحه ی مدرج و غیره نشاندادن یا ایستگاه یا شماره ی دلخواه را گرفتن) گرفتن، ساعت آفتابی (sundial)، عقربه، نشانگر

واژه Dial در جمله های نمونه

1. dial mr. kaykavoosi
شماره‌ی آقای کیکاوسی را بگیر

2. the dial of her watch is round
صفحه‌ی ساعت او گرد است.

3. a radio dial
صفحه تنظیم موج رادیو

4. turn the dial until you find the station
دکمه را بچرخان تا ایستگاه را بیابی

5. how do you dial this radio?
این رادیو را چطور تنظیم می‌کنید؟

6. from now on, callers will have to dial seven numbers
از این پس کسانی که تلفن می‌زنند باید هفت شماره بگیرند.

7. rameen was playing with the radio's buttons and dial
رامین با دکمه‌ها و صفحه‌ی تنظیم رادیو بازی می‌کرد.

8. Can I dial this number direct, or do I have to go through the operator?
[ترجمه ترگمان]می‌توانم این شماره را مستقیم بگیرم، یا باید از طریق اپراتور وارد شوم؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانم این شماره را به طور مستقیم شماره گیری کنم یا باید از طریق اپراتور وارد شوم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The lighted dial of her watch said 20.
[ترجمه مائده حوایی] صفحه‌ی نورانی ساعتش ۸ شب را نشان می‌داد.
...

مترادف Dial

صفحه شماره گیر (اسم)
dial
شاخص (اسم)
index , showing , dial , indicator , gnomon
صفحهء مدرج ساعت (اسم)
dial
صفحه عقربک دار (اسم)
dial
شماره گرفتن (فعل)
dial
گرفتن تلفن یا رادیو و غیره (فعل)
dial

معنی عبارات مرتبط با Dial به فارسی

تپش شماره گیری
(تلفن) بوق آزاد (صدایی که نشان می دهد خط آزاد است) (در مقابل busy signal یا بوق اشغال)
شماره گیری
ساعت مهتابی
ساعت افتابی، افتاب نما، مقنطره

معنی Dial در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته می باشد .
[برق و الکترونیک] شماره گیری - صفحه ی مدرج ؛ شماره گیر 1. مقیاس یا وسیله ای ک مقدار تنظیم شده برای آلت کنترل را نشان می دهد. 2. وسیله ی شماره گیری در تلفن که پالسهایا تنهای لازم را تولید می کند.
[مهندسی گاز] صفحه مدرج
[زمین شناسی] شاخص ، صفحه مدرج ، صفحه عقربک دار(مثل ترازو یا صفحه ء تلفن ) گرداندن ، انتخاب کردن ، تنظیم کردن درجه بندى مدور صفحه نمره گیر تلفن اسم : قطب نمایی که برای مساحی سطحی ، زیر سطحی و زیر زمینی استفاده می شود و با مکان یاب ها ، تراز یاب ها ، و ورنیه ها مجهز شده و بر روی یک سه پایه سوار می شودفعل : مساحی و اندازه گیری با یک عقربه نشانگر و زنجیر.
[ریاضیات] شماره گیر، ساعت، صفحه مدرج، ساعتی، شماره گرفتن، صفحه ی مدرج، صفحه ی شماره گیر، صفحه ی ساعت، دگمه ی صفحه مدرج، شماره گرفتن
[زمین شناسی] اتوبوس تلفنی
[برق و الکترونیک] ایمنی شماره برگردانی ویژگی پیش بینی شده در برخی مودمهای رایانه ای به منظور جلوگیری از دریافت یا استراق سمع غیر مجاز پیامها ، که به آنها اجازه می دهد تماسهای تلفنی را به شماره ی از پیش معینی هدایت کنند.
[ریاضیات] اندازه گیر ساعتی، سنجه ی عقربه ای
[عمران و معماری] سنجشگر مدرج
[زمین شناسی] سنجشگر مدرج
[ریاضیات] عرقبه ی نشان دهنده، سنجه، ساعت اندازه گیر، اندازه گیر ساعتی، شمارنده ی نمایشگر
[ریاضیات] پرس با میز گردان
...

معنی کلمه Dial به انگلیسی

dial
• rotatable disk on a telephone; face upon which measurements are registered through the use of a pointer (as on a watch, meter, etc.)
• place a telephone call by pressing buttons or turning a dial
• the dial of a clock, meter, or other device is the part where the time or a measurement is indicated.
• on a radio, the dial is the controlling part which you move in order to change the frequency.
• the dial on some telephones is a circle with holes in it which you turn several times in order to telephone someone.
• if you dial a number, you turn the dial or press the buttons on a telephone in order to phone someone.
dial center office
• automatic telephone exchange
dial telephone
• telephone operated with a numbered dial
dial tone
• tone on a telephone receiver indicating that the system is ready for dialing
• a dial tone is the same as a dialling tone; used in american english.
dial up
• connection of a computer to the internet by a modem using existing telephone lines
auto dial
• automatic dialing (on a telephone line)
speed dial
• option that enables users to store telephone numbers within the telephone and to dial these stored numbers by pressing one or two keys (eliminates the need to dial the entire number)

Dial را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
تلفن(تماس) گرفتن
مریم مولاپرست
سنجه
لیلی موسوی
dial back: To restrain، To reduce
کاهش دادن، محدود کردن
هدیه صدر
dial down کم کردن شدت چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dial
کلمه : Dial
املای فارسی : دیال
اشتباه تایپی : یهشم
عکس Dial : در گوگل

آیا معنی Dial مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )