انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1014 100 1

Discount

تلفظ discount
تلفظ discount به آمریکایی/ˈdɪskaʊnt/ تلفظ discount به انگلیسی/ˈdɪskaʊnt/

معنی: تخفیف، نزول، تخ-فیف، برات را نزول کردن، تخفیف دادن، کاستن
معانی دیگر: (قیمت و غیره) تخفیف، کاهش بها، کم کردن (قیمت و کارمزد و غیره)، کاستن مبلغ وام (از سوی وام دهنده به شرط آن که وام گیرنده پرداخت ها را سر موعد انجام دهد و یا وام را یک جا بازپرداخت کند)، (قیمت کالا و غیره) تخفیف دادن یا قائل شدن، مبالغه آمیز پنداشتن، (با تردید وتعدیل برخی قسمت ها) باور کردن، (برخی از اظهارات کسی را) باور نکردن، (از پیش) محاسبه کردن، (از پیش) آماده کردن، به حساب آوردن، (برات یا سفته و غیره - بهره ای که قبلا از کل مبلغ کسر می شود) پیش کاهش، پیش کاهی کردن، تنزیل، میزان بهره (میزان بهره ای که برای نقد کردن سفته و برات قبل از سررسید باید پرداخت شود) (discount rate هم می گویند)، تنزیل کردن، (با گرفتن حق العمل و بهره ی اضافی برات و سفته و غیره را) نقد کردن، با تنزیل فروختن یا وام دادن

واژه Discount در جمله های نمونه

1. discount tickets for seniors
ترجمه بلیط با تخفیف برای سالمندان

2. discount bond
ترجمه سند فرضه‌ی تخفیفی

3. discount house
ترجمه (امریکا) فروشگاه ارزان،فروشگاه حراجی،(انگلیس) موسسه تنزیل

4. discount loan
ترجمه وام تنزیل شده

5. discount shop (or store)
ترجمه فروشگاه ارزان،فروشگاه حراجی

6. a discount outlet
ترجمه فروشگاه حراجی،فروشگاه با تخفیف

7. i discount the story of her fight with a tiger
ترجمه داستان درافتادن او را با یک پلنگ باور نمی‌کنم.

8. the discount price
ترجمه قیمت کاهش یافته،قیمت کالا پس از تخفیف

9. to discount a bill for early payment
ترجمه به خاطر پرداخت پیش از موعد از مبلغ برات کاستن

10. a 20% discount in the price of every item
ترجمه تخفیف بیست درصد در قیمت کلیه‌ی کالاها

11. you must discount some of the things agha rahim says
ترجمه برخی از حرف‌های آقا رحیم را نباید باور کنی‌!

12. at a discount
ترجمه 1- (قیمت) با تخفیف،با کاهش 2- بی‌ارزش،غیرمعمول

13. helping the poor seems to be at a discount today!
ترجمه ظاهرا این روزها دستگیری از مسکینان چندان متداول نیست‌!

14. They give 10 % discount for cash payment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها برای پرداخت نقدی به ۱۰ درصد تخفیف می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها برای پرداخت نقدی 10٪ تخفیف می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. There is a special discount for staff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای کارکنان تخفیف ویژه وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تخفیف ویژه برای کارکنان وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Can you give me a discount?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میتونی بهم تخفیف بدی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]می توانید تخفیف بگیرید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. They were selling everything at a discount .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه چیز رو به یه تخفیف فروخته بودن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها همه چیز را با تخفیف به فروش می رسانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Customers are offered a 10% discount if they pay cash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر پرداخت نقدی به مشتریان ۱۰ درصد تخفیف داده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در صورت پرداخت پول نقد، مشتریان تخفیف 10٪ را ارائه می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The store promised to discount prices at 10%.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مغازه قول داد قیمت‌ها را به میزان ۱۰ درصد تخفیف دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروشگاه وعده داده شده که قیمت را 10٪ تخفیف دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. However, traders tended to discount the rumor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، تجار تمایل داشتند شایعه را تخفیف دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، معامله گران تمایل به تخفیف شایعه دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. Most museums give a discount to school parties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکثر موزه‌ها به مهمانی‌های مدرسه تخفیف می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر موزه ها برای احزاب مدرسه تخفیف می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Discount

تخفیف (اسم)
discount , abatement , cut , remission , damping , alleviation , rebate , relaxation , assuagement , refraction
نزول (اسم)
discount , devolution , fall , descent , downturn , fall-off
تخ-فیف (اسم)
discount
برات را نزول کردن (فعل)
discount
تخفیف دادن (فعل)
abate , relieve , mitigate , assuage , discount , alight , bate , derogate , extenuate , lower , pull down
کاستن (فعل)
abate , diminish , discount , reduce , decrease , lessen , decline , shorten , derogate , subtract , lighten , rebate , pare , pull down , soften , detract , disqualify , draw off

معنی عبارات مرتبط با Discount به فارسی

سند فرضه ی تخفیفی
(امریکا) فروشگاه ارزان، فروشگاه حراجی، (انگلیس) موسسه تنزیل، فروشگاه تخفیف دار، (انگلیس) موسسه ی تنزیل
وام تنزیل شده
نر  نزول، نر  ثابت نزول بانکی
فروشگاه ارزان، فروشگاه حراجی
(noun) مغازه ارزان فروش، فروشگاه جنس‌های ارزان
1- (قیمت) با تخفیف، با کاهش 2- بی ارزش، غیرمعمول
بهره ی وام (که بانک هنگام پرداخت وام برحسب مدت وام محاسبه کرده و یکجا از مبلغ وام کسر می کند)، تنزیل بانک، تنزیل بانکی، تخفیف بانکی
تخفیف در قیمت به کسانی که پول نقد می پردازند
تخفیف قیمت در صورت پرداخت پیش از موعد قسط یا دین
تخفیف بازرگانی (که تولید کننده به عمده فروش و غیره می دهد)، تخفیف عمده از طرف تولید کننده به خریدار

معنی Discount در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] تخفیف
[حقوق] تنزیل کردن، تخفیف دادن، کسر کردن، مردود شمردن، تخفیف، تنزیل
[ریاضیات] تخفیف، تخفیف دادن، تنزیل، برات را تنزیل کردن
[حسابداری] انباشت کسر
[حسابداری] استهلاک کسر اوراق قرضه پرداختنی
[حسابداری] استهلاک (تخصیص) کسر و صرف اوراق قرضه
[ریاضیات] عامل تنزیل، عامل تخفیف
[آمار] ضریب تخفیف
[ریاضیات] تخفیف از دست رفته
[حسابداری] دوره تخفیف
[حسابداری] نرخ تنزیل
[صنعت] نرخ تنزل، نرخ بانکی - نرخ بهره ای که بانک مرکزی در مورد وامهای اعطایی توسط بانک های دیگر، وضع می کند. نرخ حداقل وام دهی (minimum lending rate) نیز نامیده می شود.
[ریاضیات] نرخ تنزیل
[حسابداری] ارزش اوراق قرضه با کسر
[ریاضیات] نرخ تنزیل بانکی
[ریاضیات] تنزیل اوراق قرضه، تنزیل اوراق بهادار
[حسابداری] تخفیف نقدی فروش
[ریاضیات] تخفیف نقدی
[حسابداری] تخفیف خرید
[ریاضیات] تخفیف از خرید، تخفیف خرید، تخفیف نقدی خرید
[حسابداری] تخفیف خرید
[ریاضیات] نرخ مطلق تنزیل
[حسابداری] تخفیف ناشی از خرید های عمده
[ریاضیات] تخفیف در خرید کلی، تخفیف در سفارش، تخفیف کمیت، تخفیف در خرید های عمده
[ریاضیات] تخفیف از فروش، تخفیف نقدی از فروش
[حسابداری] تخفیف فروش
[حسابداری] تخفیف تجاری

معنی کلمه Discount به انگلیسی

discount
• price reduction
• disregard, ignore; reduce the price of, mark down; give a discount
• a discount is a reduction in the price of something.
• if you discount something, you reject or ignore it.
discount loan
• loan whose interest rate is lower than the amount of the fund at the time it is granted
discount of bills
• payment of bank bills before the stated date resulting in a reduction of the interest and commission
discount rate
• price paid by the holder of promissory notes in exchange for early payment of the note
discount store
• store or sales outlet that sells merchandise at discounted prices; store that sells products at low prices
discount table
• table indicating the current value of a debt that takes interest rates and dates of repayment into account
discount window
• opportunity given to banks to borrow funds from the central bank following unexpected changes in their accounts
at a discount
• discounted, on sale, reduced in price
gave him discount
• lowered the price for him, offered him a good deal
issue of bonds at discount
• allocating a set number of bonds to be sold at a lower price than their nominal worth
issue of stocks at discount
• allocating a set number of stocks to be sold at a lower price than their nominal worth

Discount را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Discount

علی جان ١٠:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٠٥
به حساب نیاوردن- نادیده گرفته شدن
|

مقداد سلمانپور ١٠:٢٦ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
تخفیف
تنزیل
|

حبيب ١٩:١٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
ديسكونت
|

پیشنهاد شما درباره معنی Discount



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discount
کلمه : discount
املای فارسی : دیسکونت
اشتباه تایپی : یهسزخعدف
عکس discount : در گوگل


آیا معنی Discount مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )