برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1156 100 1

Doctors

واژه Doctors در جمله های نمونه

1. doctors are now more circumspect about contagious diseases
دکترها اکنون در مورد بیماری‌های مسری محتاطترند.

2. doctors discovered signs of poisoning in his blood
دکترها در خونش آثار مسمومیت پیدا کردند.

3. doctors have patients but lawyers have clients
دکترها مریض دارند ولی وکلا موکل.

4. doctors have raised their fees
دکترها حق ویزیت خود را بالا برده‌اند.

5. doctors overhauled him and found him healthy
دکترها او را معاینه کردند و گفتند سالم است.

6. doctors were few and only attended very sick patients
شمار دکترها کم بود و فقط به بیماران رو به مرگ رسیدگی می‌کردند.

7. doctors were shuttled from one field hospital to another
دکترها را از یک بیمارستان صحرایی به بیمارستان صحرایی دیگر می‌بردند و می‌آوردند.

8. his doctors sweated him and then gave him a cold shower
دکترهایش او را به‌عرق ریزی انداختند و سپس به او دوش آب سرد دادند.

9. the doctors decided to run another test
دکترها تصمیم گرفتند یک آزمایش دیگر هم بکنند.

10. the doctors declared the patient hopeless and she was sent home
دکترها اعلام کردند که بیمار خوب شدنی نیست و او را به منزل فرستادند.

11. t ...

Doctors را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Doctors مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )