برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

Doomed

/ˈduːm/ /duːm/

حکم، حکم مجازات، سرنوشت بد، فنا، حکم دادن، مقررداشتن، محشر

واژه Doomed در جمله های نمونه

1. doomed to extinction
محکوم به فنا

2. man is doomed unless war is abolished
بشر محکوم به فناست مگر آنکه جنگ منسوخ شود.

3. their efforts were doomed to failure
کوشش‌های آنها محکوم به شکست بود.

4. ab initio their plan was doomed to fail
از همان آغاز نقشه‌ی آنها محکوم به شکست بود.

5. Those who do not learn from history are doomed to repeat it.
[ترجمه ترگمان]کسانی که از تاریخ یاد نمی‌گیرند محکوم به تکرار آن هستند
[ترجمه گوگل]کسانی که از تاریخ یاد نمی گیرند، محکوم به تکرار آن هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In retrospect, I think my marriage was doomed from the beginning.
[ترجمه ترگمان]وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم ازدواجم از اول به فنا رفته بود
[ترجمه گوگل]در گذشته، من فکر می کنم ازدواج من از ابتدا محکوم شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In stories the doomed hero is usually saved at the last minute by some stroke of fortune, but almost always his sense of values is changed. he becomes more appreciative of the meaning of life and its permanent spiritual valu ...

معنی کلمه Doomed به انگلیسی

doomed
• condemned
• if someone is doomed to an unpleasant or undesirable experience, they are certain to suffer it.
• if something is doomed, it is certain to fail or be destroyed.
doomed to
• condemned to
doomed to die
• condemned to be destroyed
he is doomed
• he is destined to an adverse fate, condemned
was doomed
• his fate was sealed, he lost all hope

Doomed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ناظمی
محکوم به فنا
اکرم
فاتحت خوندس= you're doomed
Iman
محكوم به شكست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی doomed
کلمه : doomed
املای فارسی : دومد
اشتباه تایپی : یخخئثی
عکس doomed : در گوگل

آیا معنی Doomed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )