برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1353 100 1

Dutifully


وظیفه شناسی، فرمانبرداری

واژه Dutifully در جمله های نمونه

1. We laughed dutifully at all his jokes, even the ones that weren't funny.
[ترجمه ترگمان]با خوشحالی به همه جوک هاش خندیدیم، حتی اون‌هایی که بامزه نبودن
[ترجمه گوگل]ما در تمام جوک هایش خجالت زده بودیم، حتی آنهایی که خنده دار نبودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The inspector dutifully recorded the date in a large red book.
[ترجمه ترگمان]بازرس به طور غریزی تاریخ را با یک کتاب قرمز بزرگ ثبت کرد
[ترجمه گوگل]بازرس با احتیاط تاریخ را در کتاب قرمز بزرگ ثبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He dutifully followed his commander's instructions.
[ترجمه ترگمان]او با کمال احتیاط دستورها فرمانده را دنبال کرد
[ترجمه گوگل]او از طریق دستورات فرمانده خود دستور داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I dutifully wrote down every word.
[ترجمه ترگمان]تمام کلمه را با کمال ادب نوشتم
[ترجمه گوگل]من هر كلام را با احتیاط ضبط كردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بن ...

معنی کلمه Dutifully به انگلیسی

dutifully
• submissively, obediently, faithfully, conscientiously

Dutifully را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
فرمان بردارانه، همانطور که خواسته شده بود، از روی فرمانبرداری، با حرف شنوی، از روی وظیفه شناسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dutifully
کلمه : dutifully
املای فارسی : دوتیفوللی
اشتباه تایپی : یعفهبعممغ
عکس dutifully : در گوگل

آیا معنی Dutifully مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )