برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1276 100 1

day to day


روزانه، روز به روز، روزمره

بررسی کلمه day to day

صفت ( adjective )
(1) تعریف: occurring daily; routine.
مشابه: practical, quotidian

- my day-to-day responsibilities
[ترجمه ترگمان] مسئولیت‌های من به روز
[ترجمه گوگل] مسئولیت روزمره من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: providing only for the present day's needs or desires.

- He took a day-to-day approach to managing the company.
[ترجمه ترگمان] او یک روش یک روزه را برای مدیریت شرکت به دست آورد
[ترجمه گوگل] او یک رویکرد روزمره را برای مدیریت شرکت به ارمغان آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی عبارات مرتبط با day to day به فارسی

1- از روزی به روز دیگر 2- بدون فکر آتیه، بدون امید، بدون پس انداز

معنی کلمه day to day به انگلیسی

day to day
• happening on a daily basis, continually occurring
• day-to-day means happening every day as part of ordinary life.
day to day reality
• day-to-day life, daily routine, way of life
from day to day
• from one day to the next, between one day and the next
live day to day
• only be concerned for one's immediate welfare; not be anxious for the future; not make extensive plans or preparations for the future
lived from day to day
• lived in the present without thinking about tomorrow

day to day را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
daily
regularly occurring
occurring on a routine or daily basis
routine
everyday
محدثه فرومدی
همه روزه
Majid
هر روزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی day to day
کلمه : day to day
املای فارسی : دی‌ تو
اشتباه تایپی : یشغ فخ یشغ
عکس day to day : در گوگل

آیا معنی day to day مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )