انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 898 100 1

بررسی کلمه deadline

اسم ( noun )
(1) تعریف: a date or time by which something must be done.

- The deadline for submitting applications is the first of September.
ترجمه کاربر [ترجمه رضا] مهلت ارسال درخواست ها اول ماه سپتامبر است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آخرین مهلت برای ارسال درخواست اول سپتامبر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مهلت ارسال درخواست ها اولین ماه سپتامبر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- You'll have to work faster if you're going to finish by the deadline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اگر به ضرب العجل کار کنی باید سریع‌تر کار کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شما باید سریع تر کار کنید اگر قصد دارید به مهلت پایان دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a line or boundary which must not be crossed.

واژه deadline در جمله های نمونه

1. to meet a deadline
ترجمه کاری را سر موعد انجام دادن

2. to miss a deadline
ترجمه سرموعد انجام ندادن

3. when is the deadline for paying this loan?
ترجمه سررسید پرداخت این وام چه تاریخی است‌؟

4. We were not able to meet the deadline because of manufacturing delays.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما قادر نبودیم که به دلیل تاخیر در تولید، این مهلت را ببینیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما به دلیل تاخیر تولید نتوانستیم مهلت را بپذیریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. As the deadline approached she experienced a bewildering array of emotions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با نزدیک شدن مهلت آن، او مجموعه‌ای از احساسات گیج‌کننده را تجربه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با نزدیک شدن مهلت به او یک آرایش هیجان انگیز از احساسات را تجربه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The deadline for applications is May 27th.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آخرین مهلت برای برنامه‌های کاربردی در روز ۲۷ ماه مه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آخرین مهلت برای برنامه های کاربردی 27 مه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We must finish the task before the deadline by all means.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید کار را قبل از موعد مقرر تمام کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید همه کارها را قبل از مهلت انجام دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Next week is the deadline for sending in your application.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هفته آینده مهلت ارسال در برنامه شما است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هفته آخر مهلت ارسال درخواست شما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Management have agreed to extend the deadline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدیریت با تمدید مهلت موافقت کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیریت موافقت کرده است که مهلت را تمدید کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The end of the year was their self-imposed deadline for finishing the building work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پایان سال، آخرین مهلت خود برای پایان بخشیدن به کار ساخت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پایان سال مهلت تعیین خود برای پایان کار ساخت و ساز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We are still hoping to meet the November deadline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما هنوز امیدوار هستیم که مهلت نوامبر را ببینیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هنوز امیدواریم که مهلت مقدماتی ماه نوامبر را رعایت کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It was panic stations when the deadline was brought forward by a week.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که این مهلت یک هفته به تعویق افتاد، این ایستگاه‌ها وحشت کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ایستگاه های وحشت زده بود که مهلت یک هفته به جلو حرکت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We're working to a tight deadline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در حال کار بر روی یک ضرب محکم هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما به یک مهلت محدودی کار می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The deadline set by the High Court is Monday 3rd March.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهلت تعیین‌شده توسط دادگاه عالی در روز دوشنبه سوم مارس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهلت تعیین شده توسط دادگاه عالی روز دوشنبه سوم مارس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We just managed to make the deadline .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما فقط موفق شدیم موعد مقرر را به پایان برسانیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما فقط موفق به تعیین مهلت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The deadline for finishing the project is too tight .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موعد اتمام پروژه بسیار تنگ است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آخرین مهلت برای اتمام پروژه خیلی ضعیف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف deadline

ضرب الاجل (اسم)
deadline

معنی deadline در دیکشنری تخصصی

deadline
[عمران و معماری] موعد - مهلت مقرر
[زمین شناسی] موعد ، مهلت مقرر
[ریاضیات] سررسید، موعد

معنی کلمه deadline به انگلیسی

deadline
• time when something must be completed or turned in
• a deadline is a time or date before which a particular task must be finished.
extend a deadline
• postpone the date or time by which something must be done
meet a deadline
• finish on time, complete before the appointed time
meet the deadline
• complete a project or task by the scheduled time

deadline را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی deadline

ع ٢٢:٠٦ - ١٣٩٦/٠٥/٢٨
مهلت کم
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:١٢ - ١٣٩٦/١١/٠٣
سَرآمد ، تمام‌شد
|

مرتضی ١٩:٣٧ - ١٣٩٧/٠٧/٠٢
آخرین مهلت
|

علیرضا فراهانی ٠٨:٣٣ - ١٣٩٧/١٠/٢٦
فورس
|

Adel ٠١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٧
دقیقه نود
|

😊 ١٥:١٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٣
حدود
|

پیشنهاد شما درباره معنی deadline



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

SsMoein > آرتوش
هادی ملک > Hellishly hot
sara > clean the stable
آرنیکا > Case
HENGAME > فصل
HENGAME > گل
علی شیرزادی > کاید
آرنیکا > markers

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی deadline
کلمه : deadline
املای فارسی : ددلاین
اشتباه تایپی : یثشیمهدث
عکس deadline : در گوگل


آیا معنی deadline مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )