برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1355 100 1

debilitate

/dəˈbɪləˌtet/ /dɪˈbɪlɪteɪt/

معنی: تضعیف کردن، ناتوان کردن، ضعیف کردن
معانی دیگر: زبون کردن، کم زور کردن، نزار کردن، رنجور کردن، سست کردن

بررسی کلمه debilitate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: debilitates, debilitating, debilitated
مشتقات: debilitative (adj.), debilitation (n.)
• : تعریف: to make feeble; weaken.
متضاد: invigorate
مشابه: canker, depress, enervate, weaken

- His long illness debilitated him.
[ترجمه صبا سلگی] بیماری طولانی اش او را ناتوان کرد
|
[ترجمه ترگمان] بیماری طولانی او را به ستوه می‌آورد
[ترجمه گوگل] بیماری طولانی او او را نابود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه debilitate در جمله های نمونه

1. The troops were severely debilitated by hunger and disease.
[ترجمه ناهید ظهیری] گرسنگی و بیماری به شدت سربازان را ناتوان کرده بود.
|
[ترجمه ترگمان]سربازان براثر گرسنگی و بیماری بشدت ضعیف شده‌بودند
[ترجمه گوگل]سربازان به شدت از طریق گرسنگی و بیماری از بین رفته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Stewart took over yesterday when Russell was debilitated by a stomach virus.
[ترجمه ترگمان]استوارت دیروز هنگامی که راسل در حال ضعیف شدن توسط یک ویروس معده بود، این کار را انجام داد
[ترجمه گوگل]استوارت دیروز زمانی که راسل توسط یک ویروس معده فرو ریخت، بیش از پیش برداشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Parkinson's disease is a debilitating and incurable disease of the nervous system.
[ترجمه ترگمان]بیماری پارکینسون یک بیماری مهلک و غیرقابل درمان سیستم عصبی است
[ترجمه گوگل]بیماری پارکینسون یک بیماری ناتوان کننده و غیر قابل درمان سیستم عصبی است
[ترجمه شما] ...

مترادف debilitate

تضعیف کردن (فعل)
attenuate , weaken , castrate , debilitate , demoralize , unbrace
ناتوان کردن (فعل)
invalidate , disable , debilitate , invalid , enervate , gruel
ضعیف کردن (فعل)
diminish , feeble , slack , emaciate , weaken , debilitate , infirm , impair , enfeeble , devitalize , loosen , relax , unloose

معنی کلمه debilitate به انگلیسی

debilitate
• incapacitate, weaken, enfeeble

debilitate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
توان‌کاه بودن
Payman
کاهش دادن
سیامک
دچار رخوت کردن
Arash_fakor
فلج کردن ناتوان کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی debilitate
کلمه : debilitate
املای فارسی : دبیلیتت
اشتباه تایپی : یثذهمهفشفث
عکس debilitate : در گوگل

آیا معنی debilitate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )