برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

decrepit

/dəˈkrepət/ /dɪˈkrepɪt/

معنی: ضعیف و ناتوان، سالخورده و فرتوت، خیلی پیر
معانی دیگر: (انسان و حیوان) فرتوت، نزار، رنجور، نحیف، پیرانسال، گنده پیر، (شی) زهوار در رفته، لکنته، قراضه، (از کار افتاده بخاطر کار زیاد یا سالخوردگی)

بررسی کلمه decrepit

صفت ( adjective )
مشتقات: decrepitly (adv.)
• : تعریف: in a poor condition because of old age or much use; dilapidated; worn-out.
مترادف: broken-down, dilapidated, rickety, run-down, worn-out
متضاد: sturdy
مشابه: aged, ancient, doddering, feeble, infirm, old, ramshackle, senile, timeworn, tumble-down, withered, worn

- He says his arthritis has made him decrepit.
[ترجمه ترگمان] می‌گوید که ورم مفاصل او را از پا درآورده است
[ترجمه گوگل] او می گوید آرتریت روح او را فراموشی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- These decrepit buildings should be torn down.
[ترجمه ترگمان] این ساختمون های قدیمی باید از هم جدا بشن
[ترجمه گوگل] این ساختمان ها باید تخریب شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه decrepit در جمله های نمونه

1. decrepit old men
مردان پیر و فرتوت

2. a decrepit horse
اسب پیر و پاتال

3. a decrepit house
خانه‌ی کلنگی

4. there was a majesty that surrounded the old, decrepit president
هاله‌ی شهواری،آن رئیس جمهور پیر و ناتوان را احاطه کرده بود.

5. Most of the buildings were old and decrepit.
[ترجمه ترگمان]بیشتر ساختمان‌ها کهنه و فرتوت بودند
[ترجمه گوگل]بسیاری از این ساختمان ها قدیمی و بی نظیر بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The buildings were in a decrepit state.
[ترجمه ترگمان]ساختمان‌ها در حالت decrepit قرار داشتند
[ترجمه گوگل]ساختمان ها در یک کشور ضعیف بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A decrepit old man sat on a park bench.
[ترجمه ترگمان]پیرمردی فرتوت روی نیمکت پارک نشسته بود
[ترجمه گوگل]یک پیرمرد نابالغ نشسته روی نیمکت پارک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف decrepit

ضعیف و ناتوان (صفت)
decrepit
سالخورده و فرتوت (صفت)
decrepit
خیلی پیر (صفت)
immemorial , decrepit

معنی کلمه decrepit به انگلیسی

decrepit
• infirm, feeble, weak, frail, aged
• something that is decrepit is very old and in bad condition.

decrepit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hoonaan_irani
سالخورده
فواد بهشتی
کهنه، مخروبه
shiva_sisi‌
ضعیف و ناتوان، سالخورده و فرتوت، خیلی پیر،کسی یا چیزی که سالهای زیادی است وجود دارد
مهدی رمضانی
فرسوده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی decrepit
کلمه : decrepit
املای فارسی : دکرپیت
اشتباه تایپی : یثزقثحهف
عکس decrepit : در گوگل

آیا معنی decrepit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )