برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1322 100 1

dedicated

/ˈdedəketəd/ /ˈdedɪkeɪtɪd/

معنی: اختصاصی، وقف شده
معانی دیگر: فداکار، جانفشان، ایثارگر، ازخود گذشته، زمان گذشته و اسم مفعول: dedicate، متعهد

واژه dedicated در جمله های نمونه

1. a dedicated teacher
معلم جانفشان

2. he dedicated his book to his wife
او کتاب خود را به همسرش تقدیم کرد.

3. he dedicated his life to the service of god
او عمر خود را وقف خدمت خدا کرد.

4. he is dedicated to his profession
او نسبت به حرفه‌ی خود از خود گذشتگی دارد.

5. an institution that is dedicated to reforming criminals
موسسه‌ای که وقف اصلاح تبهکاران شده است

6. he is not a dedicated painter, just a dabbler
او یک نقاش جدی نیست و فقط از روی هوس کار می‌کند.

7. the building will be formally dedicated on sunday
ساختمان روز یکشنبه رسما گشایش خواهد یافت.

8. the saga of those who dedicated their lives to the development of sciences
حماسه‌ی آنان‌که جان خود را فدای پیشرفت علوم کردند

9. Back on the island, he dedicated himself to politics.
[ترجمه ترگمان]در بازگشت به جزیره، او خود را وقف سیاست کرد
[ترجمه گوگل]بازگشت به جزیره، او خود را به سیاست اختصاص داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This book is dedic ...

مترادف dedicated

اختصاصی (صفت)
separate , appropriative , dedicated , proprietary , private , privy , custom-built
وقف شده (صفت)
consecrate , holy , dedicated , sacred

معنی dedicated در دیکشنری تخصصی

dedicated
[کامپیوتر] اختصاصی ؛ وقف شده - اختصاصی - فقط به یک عملکرد تخصیص یافته . مثلاً یک خط تلفن اختصاصی ، تلفن است که همیشه به تجهیزات خاصی متصل است .
[کامپیوتر] کامپیوتر اختصاصی
[کامپیوتر] ارتباط اختصاصی
[برق و الکترونیک] کانال کنترل تخصیص یافته
[کامپیوتر] دستگاه اختصاصی
[کامپیوتر] خدمتگذار فایل اختصاصی
[کامپیوتر] خط اختصاص یافته ؛ خط مخصوص
[برق و الکترونیک] خط اختصاصی خط ارتباطی دائمی بین دو نقطه ، منحصراً برای کاربردهای خاص نظیر مخابره ی داده ها یا خط ف رستنده ی استردیویی رادیو یی .
[کامپیوتر] خطوط اختصاصی
[ریاضیات] ماشین اختصاصی
[کامپیوتر] سرویس دهنده اختصاصی
[صنعت] انبارش تخصیص یافته

معنی کلمه dedicated به انگلیسی

dedicated
• set apart for; devoted to
• if you are dedicated to something, you give a lot of time and effort to it because you think it is important.
dedicated computers
• computer assigned to provide services within a specific field (as in an information terminal)
dedicated to
• devoted to; devoting something to someone

dedicated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Morteza Aghalar
واگذاری شده - پیشکش شده - اهدایی
ebi
داده شده ، سپرده شده ، واگذاشته ، واگذارده ، واگذار شده ، واگذاشته شده

ویژه
salehi
تمام وقت
علی اکبر منصوری
صفت )متعهد
مهناز
مختص
شهریار
وفادار
رویا
متعهد، دلسوز
مینا
فداکار
کامیاب محمدی
فدا شده
Nasim
متخصص متعهد
امین
وفادار
zahra
تقدیم کردن (کتاب شعر،کتاب داستان ...)البته به صورتdedicate
حسن امامی
فداکار و از جان گذشته (کسی که خود را وقف کاری کرده است.)
مثال a dedicated and thoughtful teacher یک معلم فداکار
فرزاد محمودیان
ترجمه به صورت فعل جمله:اختصاص داده شده است.
Sahar azizi
وقف شدن
فدای ...شدن
I am dedicated to my work یعنی من خودم را وقف کارم کرده ام
محدثه فرومدی
be dedicated to =اختصاص یافته به
محدثه فرومدی
اختصاص داشتن
fatemeh alipoor
متعهد
Mohammad
متخصص،اختصاصی،فداکار
پوریا
متعهد(صفت)
پوریا
متعهد(صفت)
مریم
متعهد،دلسوز
الهام خلیلی
اهدا شده
آیدا
پشتکار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dedicated
کلمه : dedicated
املای فارسی : ددیکتد
اشتباه تایپی : یثیهزشفثی
عکس dedicated : در گوگل

آیا معنی dedicated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )