برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1277 100 1

deep seated

/ˈdiːpˈsiːtəd/ /diːpˈsiːtɪd/

عمیق، ریشه دار، عمقی، مستقر، دیرینه گود

بررسی کلمه deep seated

صفت ( adjective )
• : تعریف: firmly established; ingrained.
متضاد: skin-deep

- a deep-seated loyalty
[ترجمه ترگمان] یه وفاداری عمیق
[ترجمه گوگل] یک وفاداری عمیق
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a deep-seated need
[ترجمه ترگمان] یه نفر که یه نفر نشسته
[ترجمه گوگل] یک نیاز عمیق
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه deep seated به انگلیسی

deep seated
• deeply rooted, deep rooted, firmly fixed (used particularly of ideas or principles)
• something such as a feeling or a problem that is deep-seated is caused by an attitude, condition, or idea that is very strong and unchanging.

deep seated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان میری لواسانی
ژرف
شدید :
میلی شدید deep seated wish

محمد رومزی
ریشه ای
اساسی
ضروری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی deep seated
کلمه : deep seated
املای فارسی : دیپ سیتد
اشتباه تایپی : یثثح سثشفثی
عکس deep seated : در گوگل

آیا معنی deep seated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )