برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1155 100 1

defend

/dəˈfend/ /dɪˈfend/

معنی: طرفداری کردن، حمایت کردن، دفاع کردن از، مصون ساختن، محافظت کردن
معانی دیگر: حفظ کردن، حفاظت کردن، (ورزش) دروازه (یا رکورد) را حفظ کردن، پشتیبانی کردن

بررسی کلمه defend

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: defends, defending, defended
(1) تعریف: to protect from harm, seizure, or intrusion; guard.
مترادف: guard, protect
متضاد: attack
مشابه: bolster, convoy, fight for, fortify, safeguard, secure, shelter, shield

- The army has been called in to defend the city.
[ترجمه ترگمان] ارتش برای دفاع از شهر فراخوانده شده‌است
[ترجمه گوگل] ارتش برای دفاع از شهر دعوت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The dog defended its owner from an attacker in the park.
[ترجمه ترگمان] سگ از مالک خود در پارک دفاع کرد
[ترجمه گوگل] سگ مالک خود را از یک مهاجم در پارک دفاع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The team is fighting to defend its title.
[ترجمه ترگمان] این تیم در حال مبارزه برای دفاع از عنوان خود است
[ترجمه گوگل] این تیم برای دفاع از عنوانش مبارزه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The goalie must defend the team's goal. ...

واژه defend در جمله های نمونه

1. we will defend our rights even to the extent of giving our lives
ما حتی به قمیت از دست دادن جانمان از حقوق خود دفاع خواهیم کرد.

2. she's running to defend her 400 meteres title.
او می‌کوشد تا رکورد 400 متر خود را حفظ کند.

3. they were ready to defend any breach in the walls
آنان برای دفاع از هر گونه رخنه در دیوارها آماده بودند.

4. the detachment of five tanks to defend the bridge
گسیل پنج تانک برای دفاع از پل

5. i am radically opposed to your ideas but will defend your freedom of expression
من اساسا با عقاید شما مخالفم ولی از آزادی بیان شما دفاع خواهم کرد.

6. those liberal men who endangered their own lives to defend the rights of others
آن آزاده مردانی که برای دفاع از حقوق دیگران جان خود را به خطر انداختند

7. God defend me from my friends; form my enemy I can defend myself.
[ترجمه ترگمان]خداوند از من از دوستانم دفاع کند و از من دفاع کند و از خودم دفاع کنم
[ترجمه گوگل]خداوند از دوستان من دفاع کند دشمن من را می توانم دفاع کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. God defend [deliver] me from my friends; from my enemies I can [will] defend myself.
...

مترادف defend

طرفداری کردن (فعل)
back , support , side , advocate , approve , favor , defend
حمایت کردن (فعل)
support , stead , aid , assert , defend , protect
دفاع کردن از (فعل)
assert , champion , defend , vindicate
مصون ساختن (فعل)
defend
محافظت کردن (فعل)
shelter , defend , guard

معنی عبارات مرتبط با defend به فارسی

معنی defend در دیکشنری تخصصی

defend
[فوتبال] دفاع
[حقوق] دفاع کردن، منکر شدن، منع کردن، حمایت کردن، تضمین کردن

معنی کلمه defend به انگلیسی

defend
• protect, secure
• if you defend someone or something, you take action to protect them.
• if you defend someone or something when they have been criticized, you argue in support of them.
• a lawyer who defends a person in court tries to show that the charges against the person are not true or that there was an excuse for the crime.
• if a sports champion defends his or her title, he or she plays a match or a game against someone who will become the new champion if they win.

defend را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

😀مریم
دفاع کردن
حمایت کردن
فرزاد ک پ
فعل:
resist an attack made on (someone or something); protect from harm or danger.مقاومت در برابر حمله ی (کسی یا چیزی)؛ از آسیب یا خطر محافظت کردن.
"we shall defend our island, whatever the cost""ما هر قیمتی از جزیره ی ما دفاع خواهیم کرد، "

conduct the case for (the party being accused or sued) in a lawsuit.پرونده (طرف متهم یا شکایت)
"he is a lawyer who specializes in defending political prisoners"
"او یک وکیل است که متخصص در دفاع از زندانیان سیاسی است"

(in sport) protect one's goal or wicket rather than attempt to score against one's opponents.(در ورزش) از هدف و یا حلقه یا دروازه خود محافظت کنید، نه تلاش برای مقابله با مخالفان.
"
"they were forced to defend for long periods""آنها مجبور شدند برای دوره های(مدت) طولانی دفاع کنند
اکرم هادی‌نژاد
دفاع کردن از پایان‌نامه یا تز دکتری
مثال:
He will defend his PhD thesis "Plasmonics and Light–Matter Interactions in Two-dimensional Materials" on 23 august at 10.
او در 23 آگوست ساعت 10 از تز خود تحت عنوان �پلاسمونیک و برهمکنش نور-ماده در مواد دوبعدی� دفاع خواهد کرد.
B/love/S
مدافع بودن
themahdieh
to protect someone or something from
danger

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی defend
کلمه : defend
املای فارسی : دفند
اشتباه تایپی : یثبثدی
عکس defend : در گوگل

آیا معنی defend مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )