انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

deform

تلفظ deform
تلفظ deform به آمریکایی/ˌdiˈfɔːrm/ تلفظ deform به انگلیسی/dɪˈfɔːm/

معنی: عیب دار کردن، از شکل انداختن، بد شکل کردن، کج و معوج کردن، زشت کردن، دشدیسه کردن
معانی دیگر: از ریخت انداختن، نادیس شدن یا کردن، دگر ریخت کردن یا شدن، معیوب کردن، بدریخت کردن یا شدن، بدشکل کردن یا شدن، دژدیس کردن یا شدن، دژ اندام کردن یا شدن

بررسی کلمه deform

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: deforms, deforming, deformed
(1) تعریف: to damage or distort the shape or form of; misshape; mutilate.
مشابه: disfigure, distort, mutilate, torture

(2) تعریف: to spoil the appearance of; make unsightly or ugly.
مشابه: disfigure

(3) تعریف: to alter the shape of, as by pressure; transform.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: deformative (adj.), deformer (n.)
• : تعریف: to become deformed.

واژه deform در جمله های نمونه

1. some painters deform every thing they paint
ترجمه برخی نقاش‌ها هرچه را که می‌کشند زشت می‌کنند.

2. tight shoes can deform feet
ترجمه کفش تنگ می‌تواند پاها را از ریخت بیاندازد.

3. Wearing badly-fitting shoes can deform your feet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پوشیدن کفش‌های پاشنه‌بلند می‌تواند پاهای شما را تغییر دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پوشیدن کفش های مناسب می تواند پاهای خود را تغییر دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Heat can deform plastic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گرما می‌تواند پلاستیک را شکل دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرما می تواند پلاستیک را تغییر دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The disease often causes joints to deform.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بیماری اغلب باعث می‌شود مفاصل شکل بگیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بیماری اغلب موجب تغییر شکل در مفصل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. But they don't literally try to deform the old physical object into the new one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما آن‌ها به معنای واقعی کلمه جسمی قدیمی را به تصویر جدید تبدیل نمی‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما آنها به معنای واقعی کلمه تلاش نمی کنند که جسم فیزیکی قدیمی را به شکل جدید تغییر دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It is a pity we so deform plastic minds and so cripple young psyches.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیلی حیف است که ما این قدر از deform plastic و این so جوان عاجز هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این افتخار است که ما به ذهن های پلاستیکی تغییر شکل می دهیم و بنابراین روان جوان را فلج می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. DEFORM - 3 D software used in this article is a perfect plastic forming emulation software.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نرم‌افزار deform - ۳ D که در این مقاله مورد استفاده قرار می‌گیرد یک نرم‌افزار emulation شکل پلاستیک کامل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]DEFORM - 3D نرم افزار مورد استفاده در این مقاله یک نرم افزار شبیه سازی کامل تشکیل پلاستیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Deforming resistance is capability of material resisting deform.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقاومت deforming توانایی مقاومت در برابر تغییر شکل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقاومت ناپایدار قابلیت تغییر شکل در برابر مواد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Sitting badly for long periods of time can deform your spine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نشستن سخت برای مدت‌های طولانی می‌تواند ستون فقرات شما را شکل دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نشستن برای مدت طولانی بد، می تواند ستون فقرات شما را تغییر دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Stresses applied to plastically deform the metal are usually compressive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فشار مورد استفاده برای تغییر شکل فلز معمولا متراکم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استرس هایی که به صورت پلاستیکی به کار می روند، فلزات معمولا فشرده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Shoes that are too tight deform the feet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کفش‌ها از روی پاها خیلی محکم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کفش هایی که به شدت پاها را تغییر می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Severe variations deform the discharge curves.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تغییرات شدید منحنی‌های تخلیه را شکل دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تغییرات شدید منحنی تخلیه را مختل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. How do engineering materials deform when bearing mechanical loads?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مواد مهندسی چگونه در هنگام تحمل باره‌ای مکانیکی شکل می‌گیرد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چگونه مواد مهندسی هنگام بارگذاری بارهای مکانیکی تغییر شکل می دهند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Pustulant tumors that become infested with maggots deform their faces, forcing teeth from their jaws. The devils eventually starve, but not before passing on the virulent cancer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تومورها ممکن است با کرم و کرم صورت خود را کج و معوج کنند و دندان‌های خود را از هم باز کنند شیطان بالاخره از گرسنگی می‌میرد، اما قبل از این که از سرطان انتقام بگیرد نه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تومورهای پوسچولانت که با قارچ آلوده شده اند، چهره های خود را تغییر می دهند و دندان ها را از فک هایشان می برند در نهایت، شیطان ها گرسنگی می کنند، اما نه قبل از گذراندن سرطان ویروسی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف deform

عیب دار کردن (فعل)
debase , blemish , addle , damage , cripple , deform , deteriorate , disable , flaw , disimprove
از شکل انداختن (فعل)
deform , deface , contort , botch , disfigure , disfeature
بد شکل کردن (فعل)
deform , deface , disfigure , misshape
کج و معوج کردن (فعل)
deform
زشت کردن (فعل)
deform , disfigure , uglify
دشدیسه کردن (فعل)
deform

معنی deform در دیکشنری تخصصی

deform
[سینما] اعوجاج
[عمران و معماری] تغیر شکل دادن
[کامپیوتر] تغییر شکل دادن - تغییر شکل سه بعدی تصویر بر روی مانیتور ، به طوری که به هم پیچیده یا کشیده شود. برخی از برنامه ها امکان تغییر اشیاء را به طور محاوره ای ایجاد می کنند. بعضی از تغییر شکلها نیز با " فیلتر " انجام می شود که در نتیجه تصویر کج یا شکسته می شود.
[مهندسی گاز] تغییر شکل دادن
[نساجی] تغییر شکل دادن
[ریاضیات] تغییر شکل دادن، بدشکل شدن
[عمران و معماری] تغییر شکل درازمدت

معنی کلمه deform به انگلیسی

deform
• disfigure, warp, make ugly
• if something deforms a person's body or an object, it causes it to have an unnatural shape or appearance.

deform را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی deform

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٢٩ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
از ریخت افتادگی ، از ریخت افتادن
|

پیشنهاد شما درباره معنی deform



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی deform
کلمه : deform
املای فارسی : دفرم
اشتباه تایپی : یثبخقئ
عکس deform : در گوگل


آیا معنی deform مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )