انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 890 100 1

بررسی کلمه dehydrate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: dehydrates, dehydrating, dehydrated
(1) تعریف: to remove water from (fruits, vegetables, or other foods) for preservation.
مشابه: dry, evaporate

(2) تعریف: to remove water or the elements of water from (a chemical compound).
متضاد: hydrate

(3) تعریف: to cause (the body or bodily tissues) to lose water.
متضاد: hydrate
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: dehydration (n.), dehydrator (n.)
• : تعریف: to lose water; dry out.
متضاد: hydrate

واژه dehydrate در جمله های نمونه

1. Runners can dehydrate very quickly in this heat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Runners می‌توانند خیلی سریع آب را در این گرما خشک کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دونده ها می توانند در این گرما بسیار سریع خشک شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. People can dehydrate in weather like this.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم می‌توانند مثل این آب و هوایی را بی‌آب کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم در آب و هوا مانند این می توانند خشک شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. People can very quickly dehydrate in the desert.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم می‌توانند خیلی سریع ما را در بیابان بی‌آب کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم در صحرا می توانند به سرعت از آب بیفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. High temperatures make people dehydrate very quickly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دمای بالا مردم را خیلی سریع بی‌آب می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دماهای بالا مردم را بسیار سریع خشک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A fever can easily dehydrate the body.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تب می‌تواند به آسانی بدن را بی‌آب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تب، به راحتی می تواند بدن را از بدن دفع کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Gutted flap washed by current water, dehydrate using graded ethanol, vitrification by dimethylbenzene and deposited in holly oil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دریچه با آب جاری شسته می‌شود و با استفاده از اتانول graded، vitrification توسط dimethylbenzene و در روغن نخل ته‌نشین می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فلاپ گاو شسته شده با آب جاری، با استفاده از اتانول درجه بندی شده، آب بندی با dimethylbenzene و در روغن هولی جایگزین شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Serious person can have haematemesis, melaena, dehydrate even, and toxic reach shock to wait.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فرد جدی می‌تواند haematemesis، melaena، بی‌آب و پوست را داشته باشد و ممکن است برای انتظار ضربه مهلک به شما بزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرد خطرناک می تواند هماتومیس، ملانا داشته باشد، حتی از نظر هیدراتاسیون، و شوک سمی برای صبر کردن وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The rate of water and the percentage of dehydrate is calculated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نرخ آب و درصد of محاسبه می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میزان آب و درصد آب آشامیدنی محاسبه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Get an introduction on how to dehydrate food from our expert in this free how-to video on making dehydrated foods.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک مقدمه در مورد این که چگونه از متخصص خود در این روش رایگان غذای خود را تهیه کنید، تهیه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دریافت مقدمه در مورد چگونگی کم کردن مواد غذایی از متخصص ما در این چگونگی رایگان ویدیو در ساخت مواد غذایی خشک شده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A fever can easily dehighdrery dehydrate the body.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تب می‌تواند به آسانی بدن را بی‌آب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تب می تواند به راحتی dehighdrery بدن را دفع کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Water metabolization is behaved mussily mix to dehydrate water is overmuch, among them water divides urgent chronic water to be mixed too much again too much water is toxic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب metabolization با هم مخلوط می‌شوند و آب را بی‌آب می‌کنند، از جمله آب آن‌ها را به آب مزمن تبدیل می‌کند تا بیش از حد آب شود و آب بسیار زیاد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متابولیسم آب، مخلوط mussily را برای آب آشامیدنی به کار می برد، بیش از حد، در میان آنها آب تقسیم آب اضطراری فوری به مخلوط بیش از حد دوباره بیش از حد آب سمی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Dehydrate not antirusting DF-128 oil it dehydrate pharmaceutical, rust inhibitor, in quality petroleum not light if assigning, make heating up in a steamer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]dehydrate بخش DF - ۱۲۸ را روغن نمی‌گیرد، بازدارنده زنگ اهن را بی‌آب می‌کند، در صورتی که در صورت تخصیص، گرمایش را در یک کشتی بخار گرم کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ضد عفونی کننده DF-128 ضد عفونی کننده نیست، آن را ضد عفونی کننده داروها، مهار کننده زنگ زدگی، در کیفیت نفت در صورتی که اختصاص دادن، نور را در بخار گرم، گرم نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The yellow substance was gypsum, or calcium sulfate dehydrate, a common component of plaster.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماده زرد سنگ گچ، یا کلسیم سولفات، جز مشترکی از گچ بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماده زرد گچ بود، یا سدیم کلسیم سولفات، یک عنصر مشترک از گچ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. That sick man will dehydrate and die if we do not get medical help.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن مرد مریض will خواهد کرد و اگر کمکی به ما نکند، خواهد مرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر ما به کمک پزشکی دست نیافتیم، مرد بیمار از بین می رود و می میرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف dehydrate

اب چیزی را گرفتن (فعل)
dehydrate
بی آب کردن (فعل)
dehydrate
پسابش داشتن (فعل)
dehydrate
وابشت کردن (فعل)
dehydrate

معنی dehydrate در دیکشنری تخصصی

dehydrate
[عمران و معماری] پسابیدن
[زمین شناسی] پس‎آبیدن ، آب چیزی را گرفتن ، بی آب کردن ، پسابش داشتن
[نفت] آب زدایی کردن

معنی کلمه dehydrate به انگلیسی

dehydrate
• deprive of water, remove water from; lose bodily fluids

dehydrate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی dehydrate

ebitaheri@gmail.com ١٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
آب زدودن ، آب‌زدوده کردن ، کم‌آب کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی dehydrate



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

کوشاترین کاربران

پرگفتگوترین واژگان

توضیحات دیگر

معنی dehydrate
کلمه : dehydrate
املای فارسی : دهیدرت
اشتباه تایپی : یثاغیقشفث
عکس dehydrate : در گوگل


آیا معنی dehydrate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )