انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 956 100 1

delate

تلفظ delate
تلفظ delate به آمریکایی/dɪˈleɪ/ تلفظ delate به انگلیسی/dɪˈleɪ/

معنی: متهم کردن، چغلی کردن، خبرچینی کردن، خبردادن از
معانی دیگر: (بیشتر در اسکاتلند) متهم کردن، تهمت زدن، گزارش علیه کسی دادن، چغلی کردن از، خبر دادن

مترادف delate

متهم کردن (فعل)
libel , accuse , incriminate , indict , denounce , impute , criminate , impeach , inculpate , delate
چغلی کردن (فعل)
inform , delate
خبرچینی کردن (فعل)
inform , delate
خبردادن از (فعل)
inform , give notice , delate , give word

معنی کلمه delate به انگلیسی

delate
• publicly denounce, accuse; tell, inform, relate

delate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی delate

عبدالخلیل قوطوری ٠١:٥٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
Delate-En- دیلیت=متهم کردن، چغلی کردن(از)، خبردادن، خبرچینی کردن
Delate-Turk-دیل آت=خبردادن، خبررا انداختن، پرت وپلا گویی و...
دیل= زبان(هم گفتاری هم چشایی عضوی در دهان)، سخن، خبر، دستورزبان، -آت=انداختن، پرت کردن، چیزی را از سویی به سویی دیگر فرستادن یا انداختن یا رساندن مثل : اوق آتماق=تیر انداختن(تیراندازی)،دیل آتماق=سخن یا حدیثی را به دیگری نسبت دادن(متهم کردن)، خبرانداختن(خبرچینی=خبری را به اینسو یا به آنسو رساندن)- چغلی کردن(چاغالی)=بچه گی کردن، مثل بچه ها خبرها ورویدادها وآنچه دیگران گفته یا انجام داده اند(خطای دیگران) را به بزرگتر یا به پدر ومادر یا به معلم گزارش دادن و گفتن(چاغا=بچه) - دیللی=حرّاف، زیاده گو، سخنور،دارای سخن وحدیثی برای گفتن -
dɪˈleɪʃən-Delation-Enدیلاشن،دیلایشن= تهمت، اتهام، چغلی، اسناد
Delation-Turk دیلاشِن=هم زبانی و هم آهنگی(یکی کردن خبر وسخن و رفتار)، تبانی کردن ، توطئه چینی کردن، توافق پنهانی، ساخت وپاخت، دسیسه چینی، (برای اتهام زدن، تهمت زدن، چغلی کردن، تهیۀ اسناد جعلی، و...)
ایکی سی دیلاشندیر=دوتایی ساخت وپاخت کردن،دونفری هم زبان وهم آهنگ شدن(برعلیه دیگری)
دیلاشنلری بللی بیر زاد= تبانی شان واضع وآشکار است-دیلاشیب أونی یقدیلا= با تبانی وساخت وپاخت اورا شکست دادن(در مسائل حقوقی ساخت وپاخت با قاضی برای محکوم کردن طرف دعوا ، یا با کسی دیگر تبانی کردن برای ادعایی دروغین (یا شهادت دروغ ویا ارائۀ اسناد جعلی)، در ورزش تبانی با داور یا بازیکنان با یکدیگر برای برُدو باخت و امثالهم)
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی –poladabady@blogfa.com
|

پیشنهاد شما درباره معنی delate



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی delate
کلمه : delate
املای فارسی : دلت
اشتباه تایپی : یثمشفث
عکس delate : در گوگل


آیا معنی delate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )