انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1094 100 1

deliberative

تلفظ deliberative
تلفظ deliberative به آمریکایی/dəˈlɪbəˌretɪv/ تلفظ deliberative به انگلیسی/dɪˈlɪbərətɪv/

معنی: مشورتی
معانی دیگر: کنکاشی، چاره جویانه، سنجشی، تاملی، مشاوره ای، شوروی، تدبیری، مقرون به تامل

واژه deliberative در جمله های نمونه

1. a deliberative group
ترجمه گروه کنکاشی

2. The characterization of deliberative thinking as internal argument is a universal characterization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توصیف تفکر deliberative به عنوان آرگومان داخلی یک ویژگی جهانی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشخصه تفکر مشورتی به عنوان استدلال داخلی یک مشخصه جهانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The truth is that electors are not a deliberative group like representatives or senators.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حقیقت این است که برگزینندگان گروهی از deliberative مانند نمایندگان یا سناتورها نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حقیقت این است که انتخاب کنندگان یک گروه مشورتی مانند نمایندگان یا سناتورها نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. An informed public would prefer prudent, deliberative management.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک جامعه آگاه، مدیریت خردمندانه و خردمندانه را ترجیح می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک آگاه عمومی ترجیح می دهد مدیریت محتاطانه و مشورتی را مورد ارزیابی قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. But this, being a deliberative move to impart false information, would be a reversion to the linguistic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این یک حرکت deliberative برای انتقال اطلاعات نادرست است، بازگشت به زبان‌شناسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما این، یک حرکت مشورتی برای انتشار اطلاعات غلط، تبدیل شدن به زبان زبانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. In Chinese political practice, the deliberative democracy is linked to the political consultation system closely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در عمل سیاسی چین، دموکراسی deliberative به سیستم مشاوره سیاسی نزدیک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عمل سیاسی چینی، دموکراسی مشورتی با نزدیک شدن سیستم مشورتی سیاسی ارتباط دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Bathsheba's was an impulsive nature under a deliberative aspect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Bathsheba (Bathsheba)یک طبیعت impulsive تحت یک جنبه deliberative بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Bathsheba یک طبیعت پرشور در یک جنبه مشورتی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A committee is a deliberative assembly, an organization comprising members who use parliamentary procedure for making decisions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کمیته یک مجمع deliberative است، سازمانی متشکل از اعضایی است که از روند پارلمانی برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کمیته یک مجمع مشورتی است که یک سازمان تشکیل دهنده اعضا است که از تصمیم پارلمانی برای تصمیم گیری استفاده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The Western deliberative democratic theory indicates the new phenomenon in the contemporary political field.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نظریه دموکرات deliberative غربی پدیده جدیدی را در عرصه سیاسی معاصر نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نظریه دموکراتیک مشورتی دموکراتیک غرب نشانگر پدیده جدیدی در زمینه سیاسی معاصر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In the world's greatest deliberative body, no one is listening.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بزرگ‌ترین جسم s دنیا هیچ‌کس گوش نمی‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بزرگترین بدن مشورتی در جهان، هیچ کس گوش نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. There is a sense of all rational control or deliberation seeping away or being under much less deliberative control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک حس از همه کنترل منطقی و یا تامل در حال نفوذ یا تحت کنترل کم‌تر deliberative وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک حس کلی کنترل یا تفکیک عقلانی وجود دارد که از بین می رود یا تحت نظارت بسیار کمتر مشورتی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Consciousness, we may argue, comes into being when information is re-presented to a monitoring faculty under deliberative attention.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آگاهی، ما ممکن است بحث کنیم، زمانی که اطلاعات به یک هییت نظارتی تحت توجه deliberative ارایه می‌شوند، مطرح می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آگاهی، ما ممکن است بحث کنیم، هنگامی رخ می دهد که اطلاعات به یک هیئت نظارت بر اساس مشورت مشورتی دوباره ارائه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Hearing consultation system is an important form of democracy, which reflects the value of deliberative democracy, demonstrated the functions of democratic consultation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم مشاوره شنوایی، شکل مهمی از دموکراسی است که نشان‌دهنده ارزش دموکراسی شورایی است و عملکردهای مشاوره دموکراتیک را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیستم مشاوره شنوایی یک شکل مهم دموکراسی است که ارزش دموکراسی مشورتی را نشان می دهد، وظایف مشاوره های دموکراتیک را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Because with the reform political institution and development of political culture, the deliberative bodies will enlarge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آنجا که با نهاد سیاسی اصلاح و توسعه فرهنگ سیاسی، اجرام deliberative بزرگ خواهند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آنجا که با اصلاحات سیاسی و توسعه فرهنگ سیاسی، سازمان های مشورتی به زودی گسترش خواهند یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف deliberative

مشورتی (صفت)
advisory , deliberative , consultative

معنی کلمه deliberative به انگلیسی

deliberative
• pertaining to consideration; pertaining to formal consultation
• a deliberative group or organization has the task of considering and discussing problems or important questions.

deliberative را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

MEYSAM ١٧:١٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٤
مشورتی، مبنی بر تامل، سنجشی
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:١٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤
فكري، نظري
|

رحیم ١٩:٢١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧
ژرف سنجی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی deliberative
کلمه : deliberative
املای فارسی : دلیبرتیو
اشتباه تایپی : یثمهذثقشفهرث
عکس deliberative : در گوگل


آیا معنی deliberative مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )