انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1066 100 1

demonstrative

تلفظ demonstrative
تلفظ demonstrative به آمریکایی/ˌdɪˈmɑːnstrətɪv/ تلفظ demonstrative به انگلیسی/dɪˈmɒnstrətɪv/

معنی: صفت اشاره، ضمیر اشاره، اسم اشاره، نمایشی، اثبات کننده، مدلل کننده، شرح دهنده
معانی دیگر: بازنمایانگر، نشان دهنده، بیانگر، نشانگر، اثبات کننده (معمولا با: of)، کم خجالت، برون گرا (کسی که از نشان دادن احساسات خود واهمه ندارد)، سهشگر، وابسته به نشان دادن، (دستور زبان) اشاره

واژه demonstrative در جمله های نمونه

1. "this" is a demonstrative pronoun
ترجمه "this" ضمیر اشاره است.

2. he is very demonstrative and does not mind kissing his wife in public
ترجمه او خیلی بی‌ملاحظه است و از بوسیدن زن خود جلو دیگران ابایی ندارد.

3. repeated yawning was demonstrative of her fatigue
ترجمه دهن دره‌های پیاپی نشانگر خستگی او بود.

4. He greeted us in a demonstrative manner.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به شیوه demonstrative به ما سلام کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ما را به شیوه ای مثبت پذیرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Some people are more demonstrative than others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از مردم نسبت به دیگران بیشتر تظاهر می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از مردم بیشتر از دیگران تظاهر می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. 'This' and 'that' are demonstrative pronouns.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این و این are ضمیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'این' و 'آن' ضمایر تظاهرات هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He's very demonstrative: he kissed me on both cheeks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیلی demonstrative: او مرا روی هر دو گونه‌اش بوسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بسیار تظاهرات دارد: او در هر دو گونه بوسه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Some children are more demonstrative than others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعضی از بچه‌ها نسبت به بقیه demonstrative از خود نشان می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از کودکان بیشتر از دیگران تظاهر می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The demonstrative determiners combine with non-deictic terms for spatial organization to yield complex deictic descriptions of location.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تظاهر کنندگان با شرایط غیر - برای سازمان فضایی ترکیب می‌شوند تا توصیف پیچیده تری از مکان ارایه دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعیین کننده های تظاهرات با اصطلاحات غیرواقعی برای سازمان فضایی ترکیب می شوند تا توصیف مکان های پیچیده را توضیح دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The verb is longer but unambiguous, a demonstrative moment as the tongue flicks anxiously away from the palate to release the vowel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فعل طولانی‌تر بلکه بدون ابهام است، یک لحظه تظاهر کننده هنگامی که زبانش با نگرانی از دهان برای آزاد کردن مصوت کنار می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فعل طولانی تر است اما یکنواخت است، یک لحظه تظاهرات به عنوان زبان که مشتاقانه به دور از کام خوانده می شود تا واکه را آزاد کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But how reliable is demonstrative identification?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما شناسایی آن تا چه حد قابل اعتمادی است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما چگونه اعتبار شناسایی تظاهرات است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. But as General Grant was neither demonstrative nor communicative, he gave no expression whatever to his feelings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما چون ژنرال گرانت نه demonstrative نشان می‌داد و نه حرف می‌زد، به احساساتش هیچ واکنشی نشان نمی‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما همانطور که ژنرال گرانت نه تظاهرات و نه ارتباطی بود، هیچ گونه بیان ایده ای برای احساساتش نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Patrick had not been a demonstrative man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پاتریک \"یه مرد demonstrative نبوده\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاتریک یک مرد تظاهرات نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We use the dolls for demonstrative purposes in sessions with young children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما از این عروسک‌ها برای نشان دادن اهداف خود در جلسات با کودکان استفاده می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما از عروسک ها برای اهداف تظاهرات در جلسات با کودکان جوان استفاده می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. A demonstrative is used to refer to a temporal aspect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سبک برای اشاره به جنبه موقتی مورد استفاده قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک تظاهرات برای اشاره به جنبه های زمانی استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف demonstrative

صفت اشاره (اسم)
demonstrative
ضمیر اشاره (اسم)
demonstrative
اسم اشاره (اسم)
demonstrative
نمایشی (صفت)
expositive , scenic , demonstrative , dramatic , exhibitive , expository , flashy , stagy
اثبات کننده (صفت)
demonstrative
مدلل کننده (صفت)
demonstrative
شرح دهنده (صفت)
exponent , demonstrative

معنی demonstrative در دیکشنری تخصصی

demonstrative
[ریاضیات] برهانی، اثباتی
[حقوق] ادله عینی، ادله محسوس (هر نوع دلیل و مدرک غیر از شهادت)
[ریاضیات] قیاس برهانی

معنی کلمه demonstrative به انگلیسی

demonstrative
• expressive, demonstrating emotions or opinions; serving to explain or illustrate
• a demonstrative person shows their feelings freely and openly.
demonstrative pronoun
• pronoun that points out an object (grammar)

demonstrative را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

همتایی ١٩:٢٣ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥
خودنما
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:١٩ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣
معني‌دار
|

حسن امامی ٠٩:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧
نشان دهنده - بیانگر - اثبات کننده - برون گرا - کسی که احساستش رو خیلی خوب بروز میده (گرم و صمیمی)-
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی demonstrative
کلمه : demonstrative
املای فارسی : دمنسترتیو
اشتباه تایپی : یثئخدسفقشفهرث
عکس demonstrative : در گوگل


آیا معنی demonstrative مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )