انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1073 100 1

demurely

تلفظ demurely
تلفظ demurely به آمریکایی تلفظ demurely به انگلیسی

بسنگینی، باازرم، باوقاروشرم ساختگی

واژه demurely در جمله های نمونه

1. the widdow sat demurely on the chair
ترجمه بیوه‌زن سنگین و رنگین روی صندلی نشست.

2. The blouse had a demurely high neckline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بلوز یقه high داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بلوز دارای یک گردنبند فوق العاده بالا بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She sat demurely on the edge of her chair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با وقار و وقار روی لبه صندلی‌اش نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به آرامی در لبه صندلی خود نشسته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She sat with her hands folded demurely in her lap.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در حالی که دست‌ها را روی زانوهایش گذاشته بود، نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با دستانش به آرامی در دامانش نشسته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. 'I'll think about it,' she said demurely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او موقرانه گفت: در این مورد فکر می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت: 'من در مورد آن فکر خواهم کرد '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Advertisements for Harvard dealers pointed out demurely that remuneration was no obstacle for the right person.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تبلیغات برای فروشندگان هاروارد نشان داد که پاداش هیچ مانعی برای طرف راست نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تبلیغات نمایندگی مجاز و فروش هاروارد به طرز محسوسی اشاره کرد که پاداش هیچ مانعی برای فرد مناسب نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The dialogue continues, with the banks demurely declining as the government exhorts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گفتگو ادامه دارد و بانک‌ها با وقار در حال کاهش هستند؛ چرا که دولت این گفتگوها را به تعویق می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گفتوگو همچنان ادامه دارد، با این که بانک ها به شدت کاهش می یابند، همانطور که دولت ادعا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. As Nisan and I talked, Nemutan stared demurely at her pumpkin soup.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من و Nisan با هم حرف زدیم و با وقار به سوپ کدوتنبل نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که نیشان و من گفتند، نامطمئن با دقت به سوپ کدو تنبل نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She had cast down her eyes demurely, her heart beating with wild pleasure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشمان خود را با وقار و demurely به پایین انداخته بود و قلبش از شادی وحشیانه‌ای می‌تپید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او چشمان خود را به طرز شگفت انگیزی فرو برده بود، قلبش را با لذت وحشی از بین می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Laura sat just in the margin of his vision, dressed demurely in a tweed business suit and white blouse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لو را فقط در حاشیه دید خود نشسته بود و با کت و شلوار پوشیده با کت و شلوار چسبان و بلوز سفید به تن کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لورا فقط در حاشیه ی دید خود نشسته بود، به طرز شگفت انگیزی در کت و شلوار تیوید و پیراهن سفید پوشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He stoops to inquire about some scars on her wrists and neck, but she seems upset and demurely avoids explaining them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولا می‌شود تا درباره زخم‌های روی مچ و گردن او پرس و جو کند، اما به نظر ناراحت می‌آید و از توضیح دادن آن‌ها خودداری می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد برخی از زخم ها در مچ دست و گردن خود سؤال می کند، اما به نظر می رسد ناراحت شده و به ندرت از توضیح دادن آنها اجتناب می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. But even a dyed-in-the-wool extravert will sometimes choose to behave more demurely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما حتی یک برونگرا - پشم نیز گاهی اوقات انتخاب می‌کند که با وقار بیشتری رفتار کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما حتی یک انفطار رنگ شده درون گاهی اوقات تصمیم میگیرد که رفتار غیرمعمولتری داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The spirit of this bacchanalian revelry of Europe found entrance into our demurely well-behaved social world, woke us up, and made us lively.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روح این عیاشی و عیاشی و عیاشی اروپا ورود ما را به دنیای اجتماعی متین و خوشی یافته ما جلب کرد و ما را بیدار کرد و ما را زنده کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روحیه این حواس پرتگاه اروپایی اروپا، ورود به دنیای اجتماعی دیرینه رفتار ما را برانگیخت، ما را بیدار کرد و ما را پررنگ کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Punctuation is the way one bats one's eyes, lowers one's voice or blushes demurely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک جفت خفاش راهی است که چشم یک خفاش دارد، یا صدایش را پایین می‌آورد یا با وقار و وقار از او سرخ می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علامت گذاری یک راه است که یک چشم به هم زدن دارد، صدای خود را پایین می آورد یا به آرامی صدای بلایی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه demurely به انگلیسی

demurely
• modestly, unassumingly, shyly; reservedly

demurely را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی demurely
کلمه : demurely
املای فارسی : دمورلی
اشتباه تایپی : یثئعقثمغ
عکس demurely : در گوگل


آیا معنی demurely مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )