برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1306 100 1

department of justice

واژه department of justice در جمله های نمونه

1. In 199 he was moved to a state Department of Justice office building, allowing him more privacy.
[ترجمه ترگمان]او در سال ۱۹۹ به اداره دولتی ساختمان وزارت دادگستری نقل‌مکان کرد و به او اجازه حریم خصوصی بیشتری داد
[ترجمه گوگل]در سال 199 او به اداره دادگستری وزارت دادگستری منتقل شد و به حریم خصوصی اش اجازه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. DECADE AGO, THE DEPARTMENT of Justice filed its landmark antitrust case against Microsoft.
[ترجمه ترگمان]دهه پیش، وزارت دادگستری پرونده landmark را علیه مایکروسافت به ثبت رساند
[ترجمه گوگل]دهه مبارزات انتخاباتی، اداره دادگستری پرونده ضدتروریستی خود را علیه مایکروسافت معرفی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A spokesman for the U. S. Department of Justice ramona Ji Nata ( gina talamona ) declined to comment.
[ترجمه ترگمان]یک سخنگوی یو اس ramona Ji Nata (gina talamona)از نظر دادن در این باره خودداری کرد
[ترجمه گوگل]سخنگوی وزارت دادگستری U S ramona جی ناتا (گینا طلامانا) رد کرد که اظهار نظر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There are numerous sub ...

معنی کلمه department of justice به انگلیسی

department of justice
• government office that is responsible for enforcing federal laws, doj

department of justice را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فلاحی
وزارت دادگستری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی department of justice مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )