برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

deplete

/dəˈpliːt/ /dɪˈpliːt/

معنی: خالی کردن، خون گرفتن، تهی کردن، به ته رسانیدن
معانی دیگر: تحلیل بردن، فرسودن، کاستن، ته کشیدن، کم شدن، کم توان کردن، خالی کردن (به طور کلی یا نسبی)

واژه deplete در جمله های نمونه

1. If we continue to deplete the Earth's natural resources, we will cause serious damage to the environment.
[ترجمه نرگس] خسارات جدى به زمين وارد ميشه اگر ما منابع طبيعي رو تموم كنيم
|
[ترجمه ترگمان]اگر به منابع طبیعی زمین ادامه دهیم، آسیب‌های جدی به محیط‌زیست وارد خواهیم کرد
[ترجمه گوگل]اگر ما همچنان منابع طبیعی زمین را تخلیه کنیم، آسیب جدی به محیط زیست وارد می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Surely it is an economic nonsense to deplete the world of natural resources.
[ترجمه ترگمان]مطمئنا این یک حماقت اقتصادی برای خشک کردن جهان از منابع طبیعی است
[ترجمه گوگل]مطمئنا این بی معنی اقتصادی است که جهان منابع طبیعی را تخلیه کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I have had to deplete my bank account of most of my money to pay for the house furnishings.
[ترجمه ترگمان]من مجبور شدم حساب بانکی خود را که بیشتر از همه پول داشتم بدهم تا اثاثیه خانه را بپردازم
[ترجمه گوگل]من مجبور بودم حساب بانکی من را از بیشتر پول من برای پرداخت ...

مترادف deplete

خالی کردن (فعل)
free , empty , hollow , purge , aspirate , unload , discharge , vent , deplete , evacuate , dump , eviscerate , vacate , disgorge
خون گرفتن (فعل)
deplete , bleed , blood , phlebotomize
تهی کردن (فعل)
purge , deplete , exhaust , strip , evacuate , eviscerate , vacate
به ته رسانیدن (فعل)
deplete

معنی کلمه deplete به انگلیسی

deplete
• exhaust, consume, use up, empty, reduce
• if you deplete something, you reduce the amount of it that is available to be used.

deplete را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

A2
از بين بودن
beti
نازک شدن
Kavoosi
The role of the chambers on the right side of the heart is to receive oxygen-depleted blood from the body tissues and send it on to the lungs.
وظیفه بطن های سمت راست، دریافت خون فاقد اکسیژن از بافت های بدن و فرستادن آن به ریه ها است.
Oxygen-depleted#Oxygen-enriched
حسن فاطمی منش
تقلیل دادن
Soroushgh97
به ته رسانیدن مثلا فرض کنید لطری آب رو وقتی مینوشی کم کم تموم میشه و به ته میرسه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی deplete
کلمه : deplete
املای فارسی : دپلت
اشتباه تایپی : یثحمثفث
عکس deplete : در گوگل

آیا معنی deplete مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )