برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

depressurize

واژه depressurize در جمله های نمونه

1. The weekend should depressurize us.
[ترجمه ترگمان]آخر هفته باید به ما کمک کند
[ترجمه گوگل]تعطیلات آخر هفته باید ما را تحت فشار قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If the cabin depressurizes, oxygen masks will automatically drop down.
[ترجمه ترگمان]اگر کابین تخلیه شود، ماسک‌های اکسیژن به طور خودکار کاهش خواهند یافت
[ترجمه گوگل]اگر کابین فشار کم شود، ماسک های اکسیژن به طور خودکار افت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Three day's vacation should depressurize me.
[ترجمه ترگمان]سه روز تعطیلی است
[ترجمه گوگل]تعطیلات سه روزه باید من را تحت فشار قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The airplane cabin depressurized immediately.
[ترجمه ترگمان]کابین هواپیما فورا به صدا در آمد
[ترجمه گوگل]کابین هواپیما بلافاصله بی فایده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه depressurize به انگلیسی

depressurize
• decompress, reduce the pressure of gas or air from, release pressure from; make less tense (also depressurise)

depressurize را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خشایار نوروزی
فشار درون وسیله یا ظرفی را کم کردن و آزاد کردن
سیدعلیرضافرهبد
کاهش فشار هوا یا گاز ، ایجاد خلاء

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی depressurize مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )