انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1016 100 1

derived

تلفظ derived
تلفظ derived به آمریکایی/dəˈraɪv/ تلفظ derived به انگلیسی/dɪˈraɪv/

معنی: مشتق، ماخوذ
معانی دیگر: (verb transitive) (رسمی) (مواد، دارو) استخراج کردن، بیرون کشیدن، (فکر) استنتاج کردن many conclusions can be derived from these figures از این ارقام نتایج بسیاری می‌توان گرفت (verb transitive) (فایده، سود) به دست آوردن، حاصل کردن، کسب کردن، بردن، (نام، خصوصیات) گرفتن، اخذ کردن he derives his talents from his father او استعدادهای خود را از پدرش گرفته است (به ارث برده است) the mill derives its energy from the waterfall آسیاب نیروی خود را از آبشار می‌گیرد (verb transitive) (کلمه) ریشه‌یابی کردن (verb intransitive) منشا کردن، ناشی شدن، نشئت یافتن، مشتق شدن، سرچشمه گرفتن، درآمدن the english word "royal" is derived from latin واژه‌ی انگلیسی "royal" از لاتین مشتق شده است (verb transitive) (شیمی) (ماده‌ای را از ماده‌ی دیگر گرفتن) فرآمد کردن، مشتق کردن

واژه derived در جمله های نمونه

1. knowledge derived through books
ترجمه دانشی که از کتب به دست آمده است

2. many conclusions can be derived from these figures
ترجمه از این ارقام نتایج بسیاری می‌توان گرفت.

3. the english word "royal" is derived from latin
ترجمه واژه‌ی انگلیسی "royal" از لاتین مشتق شده است.

4. The English word 'olive' is derived from the Latin word 'oliva'.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واژه انگلیسی زیتونی از کلمه لاتین oliva مشتق شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلمه انگلیسی 'olive' از کلمه لاتین 'oliva' مشتق شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We have derived a great deal of benefit from her advice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما از نصایح او خیلی سود بردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما از توصیه های او بهره مند شدیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She derived no benefit from the course of drugs.
ترجمه کاربر [ترجمه بهزاد] او از دوره درمانی با دارو بهره ای نبرد .
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از این دوره مواد مخدر هیچ سودی به دست نیاورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از تجربیات داروها بهره نبرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The word 'politics' is derived from a Greek word meaning 'city'.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلمه سیاست برگرفته از کلمه یونانی به معنای شهر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلمه 'سیاست' از یک کلمه یونانی به معنای 'شهر' مشتق شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He derived great pleasure from painting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از نقاشی لذت فراوان برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از نقاشی لذت زیادی را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The data derived from this project has vastly increased our knowledge of how genes work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داده‌های به‌دست‌آمده از این پروژه، دانش ما در مورد چگونگی کار ژن را افزایش داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داده های مشتق شده از این پروژه دانش ما را در مورد اینکه چگونه ژن ها کار می کنند، افزایش داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Anna's strength is derived from her parents and her sisters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قدرت آنا از پدر و مادرش و خواهرانش گرفته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قدرت آنا از والدین و خواهرانش حاصل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Many students derived enormous satisfaction from the course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از دانشجویان از این دوره رضایت زیادی کسب کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از دانش آموزان از رشته رضایت زیادی برخوردار بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. These remedies are derived mainly from the natural world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این درمان‌ها عمدتا از دنیای طبیعی مشتق شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این داروها عمدتا از دنیای طبیعی حاصل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The new drug is derived from fish oil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داروی جدید از روغن ماهی گرفته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دارو جدید از روغن ماهی حاصل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Many English words are derived from Latin and Greek words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از کلمات انگلیسی از کلمات لاتین و یونانی مشتق شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از کلمات انگلیسی از کلمات لاتین و یونانی گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He derived great satisfaction from knowing that his son was happy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از این که می‌دانست پسرش خوشحال است، رضایت زیادی به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از شناختن پسرش خوشحال شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف derived

مشتق (صفت)
derivative , paronymous , insulate , derived , isolated
ماخوذ (صفت)
derived , taken

معنی derived در دیکشنری تخصصی

derived
[برق و الکترونیک] گرفته شده
[ریاضیات] ثابت کرده، مشتق شده، به دست آمده، استخراج شده
[کامپیوتر] کلاس مشتق شده
[ریاضیات] خم مشتق
[ریاضیات] تقاضای مشتق
[کامپیوتر] فیلد مشتق
[کامپیوتر] حروف مشتق شده از
[ریاضیات] تابع مشتق، تابع جدامد
[ریاضیات] گروه فرعی، زیرگروه تعویض گر
[برق و الکترونیک] اندازه گیریهای استخراجی انداره گیریهایی که مستقیماً با استفاده از روابط و مخاسبات ریاضی به دست می آیند . به عنوان نمونه می توان به محاسبات جریان متناوب بعد از اندازه گیری مستقیم دامنه ی نوک به نوک شامل مقدار حد اکثر ، مقدر میانگین ، و ولتاژ ریشه ی میانگین مربعی ( آر ام اس ) جریان اشاره کرد .
[کامپیوتر] رابطه مشتق شده از
[ریاضیات] قاعده ی مشتق

معنی کلمه derived به انگلیسی

derived
• conjugated (grammar); extracted, drawn from
derived benefit from
• profited from
derived defence
• legal defence of a shareholder in the name of a corporation
derived pleasure
• enjoyed, delighted in, liked

derived را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی derived

ebitaheri@gmail.com ١٦:٣٥ - ١٣٩٦/٠٨/٢٨
برآمده(از) ، برخاسته(از)

گرفته(از) ، برگرفته(از)

ریشه‌گرفته(از) ، شاخه‌شده(از)
|

Hengame ١٤:٤٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٠
استخراج شده
|

سامان نصیری ١٩:٥٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
ناشی از
|

محدثه فرومدی ٠١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٦/١٩
حاصل از
|

پیشنهاد شما درباره معنی derived



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی derived
کلمه : derived
املای فارسی : دریود
اشتباه تایپی : یثقهرثی
عکس derived : در گوگل


آیا معنی derived مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )