انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 891 100 1

واژه developing در جمله های نمونه

1. developing agent
ترجمه عامل ظهور

2. the developing nations
ترجمه کشورهای در حال پیشرفت

3. our industries are developing fast
ترجمه صنایع ما به سرعت در حال رشد است.

4. our first aim is developing persistence in children
ترجمه هدف اولیه‌ی ما ایجاد پایمردی در کودکان است.

5. he has been drinking so much beer that he is developing a paunch
ترجمه آنقدر آبجو خورده است که دارد شکم به هم می‌زند.

6. Helping to alleviate poverty in developing countries also helps to reduce environmental destruction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کمک به کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه نیز به کاهش تخریب محیط‌زیست کمک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمک به کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه نیز به کاهش تخریب محیط زیست کمک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There is a credibility gap developing between employers and employees.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شکاف اعتباری بین کارفرمایان و کارمندان وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکاف اعتبار بین کارفرمایان و کارکنان وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Animal husbandry on the grassland is developing rapidly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرورش حیوانات در مراتع به سرعت در حال توسعه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دامپروری در چمنزار به سرعت در حال توسعه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Smoking can increase the risk of developing heart disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیگار کشیدن می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را افزایش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیگار کشیدن می تواند خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Smokers face an increased risk of developing lung cancer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افراد سیگاری خطر ابتلا به سرطان ریه را افزایش داده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افراد سیگاری خطر ابتلا به سرطان ریه را افزایش می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Transport has always been the key to developing trade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتقال همیشه کلید توسعه تجارت بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حمل و نقل همواره کلید توسعه تجارت بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Such countries are not "developing" at all, but regressing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چنین کشورهایی \"در حال توسعه\" نیستند، بلکه \"توسعه\" هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین کشورهائی در همه حال 'در حال توسعه' نیستند، بلکه رگرسیون می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Role-play is helpful in developing communication skills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نقش بازی در توسعه مهارت‌های ارتباطی مفید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نقش بازی در ایجاد مهارت های ارتباطی مفید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. After the election the new government commenced developing the roads.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از انتخابات، دولت جدید شروع به توسعه جاده‌ها کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از انتخابات، دولت جدید راه توسعه را آغاز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It plays an important role in developing production.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نقش مهمی در توسعه تولید ایفا می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نقش مهمی در توسعه تولید دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Many of the aid projects in the developing world have been misdirected in the past.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از پروژه‌های کمک‌رسانی در جهان در حال توسعه در گذشته بی‌هدف قرار گرفته‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از پروژه های کمک در کشورهای در حال توسعه در گذشته مرتکب اشتباه شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. We've been developing a new methodology for assessing new products.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در حال توسعه یک روش جدید برای ارزیابی محصولات جدید بوده‌ایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در حال توسعه یک روش جدید برای ارزیابی محصولات جدید هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی developing در دیکشنری تخصصی

[سینما] ظهور - ظهور فیلم
[فوتبال] پیشرفت کردن
[نساجی] ظاهر نمودن رنگ ( در مورد رنگهای خمی و نفتلی )
[نساجی] حمام ظاهر سازی رنگ
[نساجی] جزء ظهور
[ریاضیات] کشور های در حال توسعه
[سینما] استوانه ظهور
[نساجی] رنگینه ظهوری
[سینما] فیلم گیر
[سینما] ظهور تقویت شده

معنی کلمه developing به انگلیسی

developing
• growing, maturing; undergoing development
• improving, building; growing, maturing
• the developing countries are the poorer, less industrialized countries.
developing antibodies
• forming antibodies, developing substances to fight harmful bacteria in the body
developing country
• country in which the average standard of living is significantly lower than it is in countries with widespread industrial production and development, underdeveloped nation
developing mental skills
• cultivation of mental abilities; maturing mental faculties
developing pictures
• putting film into chemicals to make the photographs/pictures visible
film developing
• process of rendering images visible on film (photographs, motion picture film, etc.)

developing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی developing

وفادار ١٦:٢٧ - ١٣٩٦/٠٨/٣٠
در حال توسعه
|

mim_alef ١٩:١٥ - ١٣٩٧/٠٤/٠٧
تهیه
|

پارسا حسینی ١٢:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨
در حال پیشرفت
|

باران ١٠:٤٩ - ١٣٩٧/٠٦/٠٢
در حال توسعه
|

Miss.Tanɦa ١٤:٤٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٢
در حال تولید،تهیه،پیشرفت و ...
|

نسرین ١٩:٠٣ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
توسعه داون کشورهای فقیر
|

وایل رحیمی ١١:١٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٩
گسترش یافتن
|

علیرضا رحمتی ١٣:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/٠٩
در حال رشد و توسعه ی اقتصادی (درباره ی کشورهای فقیر و ضعیف معمولا بکار میرود )
|

ebitaheri@gmail.com ١٣:٤٢ - ١٣٩٧/٠٦/١٣
رو به پیشرفت ، پیش رونده
|

زهره حسینی ١٠:٣٠ - ١٣٩٧/٠٧/٠٦
expand-extend-increase
|

Ayda ٢٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٨
در حال پیشرفت ،در حال توسعه و رشد یافتن
|

افشار ١٧:٢٣ - ١٣٩٧/١٢/١١
نشات گرفته
|

پیشنهاد شما درباره معنی developing



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی developing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )