انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 984 100 1

deviation

تلفظ deviation
تلفظ deviation به آمریکایی/ˌdiviˈeɪʃn̩/ تلفظ deviation به انگلیسی/ˌdiːvɪˈeɪʃn̩/

معنی: انحراف، ضلالت، انحراف جنسی
معانی دیگر: (به ویژه در امور اخلاقی و سیاسی) کج روی، گمراهی، کژراهی، کج تابی، دژرهی، (آمار) کیبش، (به ویژه در مورد قطب نما) کژ نمایی (انحراف عقربه ی قطب نما در اثر نیروی مغناطیسی کشتی و غیره)

واژه deviation در جمله های نمونه

1. deviation of random variable
ترجمه انحراف (کیبش) کمیت تصادفی

2. lateral deviation
ترجمه انحراف کنارین

3. mean deviation
ترجمه میانگین کیبش (یا انحراف)

4. quartile deviation
ترجمه انحراف چارکی

5. sexual deviation
ترجمه کژروی جنسی،انحراف جنسی

6. standard deviation
ترجمه انحراف استانده

7. There was little deviation from his usual routine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ انحراف از روال معمول او وجود نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انحراف کمی از روال معمول او وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There must be no deviation from the normal procedure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ انحرافی از روال عادی وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ انحراف از روش معمول نباید وجود داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The deviation made by the wind could be straightened by the computer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انحراف حاصل از باد می‌تواند توسط کامپیوتر صاف شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انحراف ساخته شده توسط باد می تواند توسط کامپیوتر درست شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Any deviation from the party's faith is seen as betrayal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر گونه انحراف از ایمان حزب به عنوان خیانت دیده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر گونه انحراف از ایمان حزب به عنوان خیانت دیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Notice that the deviation of a real gas from ideal gas behaviour is more pronounced at high pressures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توجه داشته باشید که انحراف یک گاز واقعی از رفتار گاز ایده‌آل بیشتر در فشارهای بالا مشخص می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توجه داشته باشید که انحراف یک گاز واقعی از رفتار ایده آل گاز در فشارهای بالا برجسته تر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Deviation is managed and progressively denied by continual renegotiation of the social reality against which it is set off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]deviation به طور تدریجی توسط مذاکره مجدد دایمی از واقعیت اجتماعی که در آن تنظیم شده‌است رد می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انحراف اداره می شود و به تدریج با بازنگری دائمی از واقعیت اجتماعی که علیه آن تنظیم شده است، انکار می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Mean and standard deviation of normally distributed results are shown; otherwise median and range are given.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میانگین و انحراف استاندارد معمولا نتایج توزیع‌شده نشان داده می‌شود؛ در غیر این صورت میانه و میانه داده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میانگین و انحراف استاندارد نتایج به طور معمول توزیع شده نشان داده شده است در غیر این صورت متوسط ​​و محدوده داده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The smallest deviation might snowball and produce a wobbly vertical ridge when the whole wall was complete.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوچک‌ترین انحراف ممکن است گلوله برفی باشد و یک صخره عمودی لرزان را وقتی که کل دیوار کامل شود، تولید کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوچکترین انحراف ممکن است برف ببندد و یک ردیف عمودی وحشی ایجاد کند زمانی که کل دیوار کامل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. In the areas it controls, any deviation from the public morality it tolerates is ruthlessly punished.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مناطقی که آن کنترل‌ها را کنترل می‌کند، هر گونه انحراف از اخلاق عمومی، آن را بی‌رحمانه مجازات می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مناطقی که کنترل می شود، هر گونه انحراف از اخلاق عمومی که تحمل می کند، بی رحمانه مجازات می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف deviation

انحراف (اسم)
aberrance , deviation , deflection , departure , aberration , perversion , deviance , inclination , leaning , trepan , perturbation , digression , skew , offset , slope , leeway , corruption , deflexion , refraction , fall-off , detour , deviancy , invert , perversity , yaw
ضلالت (اسم)
deviation , aberration , loss , straying , error , perdition , ruin , doom
انحراف جنسی (اسم)
deviation

معنی عبارات مرتبط با deviation به فارسی

(ریاضی) میانگین کژ رفت، میانگین قدرمطلق انحرافات، انحراف متوسط، انحراف متوسط در مقادیر ریاضی واماری
اختلاف، مغایرت، میزان انحراف متداول
(آمار) انحراف استانده، انحراف معیار، کجراهی استانده

معنی deviation در دیکشنری تخصصی

deviation
[شیمی] انحراف
[عمران و معماری] انحراف
[برق و الکترونیک] انحراف 1. اختلاف بین مقدار واقعی متغیر کنترل شونده و مقدار مطلوب تنظیم شده . 2. Frequency deviation.
[مهندسی گاز] انحراف ، خطا
[بهداشت] انحراف
[صنعت] انحراف
[نساجی] انحراف
[ریاضیات] انحراف
[پلیمر] انحراف
[آمار] انحراف
[ریاضیات] زاویه ی انحراف
[برق و الکترونیک] اعوجاج انحراف نوعی اعوجاج در گیرنده ی « اف ام » به دلیل پهنای باند نامناسب ، مدوله سازی نامناسب دامنه ، یا خطی نبودن ممیز بسامد.
[شیمی] تراکم پذیری ، ضریب تراکم پذیری ، ضریب انحراف
[نفت] انحراف از قائم
[نفت] نمودار سنجش انحراف
[ریاضیات] انحراف کمیت تصادفی
[ریاضیات] نقطه ی انحراف
[آمار] نقطه انحراف
[ریاضیات] نقطه های انحراف
[برق و الکترونیک] نسبت انحراف نسبت بیشترین مقدار ممکن انحراف بسامدی به بزرگ ترین بسامد شنیداری مدوله کننده در یک سیستم « اف ام» . - نسبت انحراف
[ریاضیات] نمره ی انحرافی
[شیمی] انحراف مطلق
[ریاضیات] انحراف مطلق
[پلیمر] انحراف مطلق
[آمار] انحراف مطلق
[ریاضیات] انحراف جبری
[ریاضیات] متوسط قدرمطلق های انحرافات
[شیمی] انحراف میانگین
[ریاضیات] متوسط انحراف، انحراف میانگین، انحراف متوسط
[ریاضیات] ضریب انحراف چارکی
[آمار] ضریب انحراف چارکی
[حسابداری] انحراف رعایت
[برق و الکترونیک] انحراف جهت یاب اختلاف بین سمت رادیویی مشاهده شده توسط جهت یاب با سمت واقعی فرستنده .
[نفت] جهت انحراف
[برق و الکترونیک] انحراف بسامدی 1. اوج اختلاف بین بسامد لحظه ای یک موج مدوله شده با بسامد حامل. 2. Frequency drift .
[برق و الکترونیک] رانش بسامد؛انحراف بسامدی تغییر تدریجی بسامد یک نوسانساز یا فرستنده در اثر تغییر دما یا سایر عوامل تعیین کننده ی بسامد .

معنی کلمه deviation به انگلیسی

deviation
• act of deviating; aberration, abnormality; divergence
• deviation is a difference in behaviour or belief from what people consider to be normal or acceptable.
deviation from procedures
• straying from the usual methods or practice
deviation from standard procedures
• departure from standard methods or practice
deviation from the norm
• departure from the average, departure from convention or typical behavior
standard deviation
• statistical measurement used to mark the accidental error or mistake in the results of an experiment

deviation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی deviation

زهرا فیروزیان ٠٧:٢٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩
مفهوم
|

سعید صفاری مقدم ١١:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٣
تخطی، انحراف، کج روی، دوری(از مسیر، روش اصلی)، انحراف از معیار
|

پیشنهاد شما درباره معنی deviation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی deviation
کلمه : deviation
املای فارسی : دویتین
اشتباه تایپی : یثرهشفهخد
عکس deviation : در گوگل


آیا معنی deviation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )