انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1071 100 1

diner

تلفظ diner
تلفظ diner به آمریکایی/ˈdaɪnər/ تلفظ diner به انگلیسی/ˈdaɪnə/

معنی: کسی که شام میخورد، واگن رستوران
معانی دیگر: (کسی که شام یا ناهار می خورد) مدعو به شام یا نهار، رجوع شود به: dining car

واژه diner در جمله های نمونه

1. The new diner needs another short - order cook.
ترجمه کاربر [ترجمه مریم] غذا خوری جدید نیاز به یک آشپر نیمه وقت دارد
|

ترجمه کاربر [ترجمه A.moradi] این غذا خوری نیاز به یک آشپز پاره وقت دارد
|

ترجمه کاربر [ترجمه S.A] غذا خوری جدید نیاز به آشپز کوتاه مدت دارد
|

ترجمه کاربر [ترجمه Ppp] غذا خوری نیاز به آشپزخانه ی نیمه وقت دارد
|

ترجمه کاربر [ترجمه سارینا] غذا خوری به کارگر نیمه وقت نیاز داره
|

ترجمه کاربر [ترجمه DHP12] این غذا خوری جدید نیاز به یک آشپز نیمه وقت دیگر دارد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک آشپز جدید به یک آشپز سفارش کوتاه دیگر نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غذاخوری جدید نیاز به یک کوک کوتاه مدت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He was known in every bar and diner in town, and tolerated in most.
ترجمه کاربر [ترجمه گلی افجه ] او در همه رستوران ها و مشروب فروشی ها شناخته شده بود وبیشتر اوقات تحمل می کرد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در هر بار و در هر رستوران معروف بود و در بیشتر موارد چنین چیزی را تحمل می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در هر نوار و غذا در شهر شناخته شده بود و در اکثر موارد تحمل می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Now the gluttonous diner has a wide array of eateries from which to choose.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون یک رستوران gluttonous مجموعه وسیعی از eateries را دارد که باید انتخاب شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر غذای خشن از طیف گسترده ای از غذاهای مورد استفاده برای انتخاب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Coming back through Farmington, I stopped at the diner again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بازگشت از Farmington، دوباره در رستوران توقف کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برگشتم از طریق فارمینگتون، دوباره در غذا متوقف شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. You can go into a diner and find risotto.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میتونی بری رستوران \"risotto\" و پیدا کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید به غذا بروید و پیدا کنید risotto
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It started at a diner in Philadelphia, Pennsylvania at 7am.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فیلم در ساعت ۷ صبح در رستورانی در فیلادلفیا، پنسیلوانیا آغاز به کار کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ساعت 7 صبح، در یک رستوران در فیلادلفیا، پنسیلوانیا شروع به کار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Who has worked at a diner and video store?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه کسی در یک فروشگاه و فروشگاه کار کرده‌است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه کسی در فروشگاه غذا و فروشگاه کار کرده است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A sizable menu presents the diner with many formidable dilemmas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک منوی بزرگ رستوران با many بسیار قوی، رستوران را به هم هدیه می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منو معروف غذا را با بسیاری از معضلات بزرگی ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The less pubescent diner can cast a detached eye on this ritual from six Formica-topped tables inside the tiny deli-restaurant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک رستوران کوچک که کم‌تر از ۶ تا جدول ریز Formica در رستوران بود، می‌توانست چشم از این تشریفات بیرون بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غذای نابارور کمتر می تواند از این شش جلسه جداگانه ای را در کنار میزهای کمرنگ در داخل میز غذاخوری کوچک انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. There might not be a diner for a while, so you should have some meat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکنه واسه یه مدت یه رستوران نباشه، پس باید یکم گوشت بخوری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ممکن است برای یک مدتی غذا نداشته باشید، بنابراین باید گوشت داشته باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The diner signaled the waiters to bring the menu.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رستوران به پیشخدمت‌ها نشان داد که منوی غذا را بیاورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظروف غذاخوری به طرفداران فرستاد تا منو را به ارمغان بیاورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Meatloaf is a good diner meal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شام خوردن یک شام خوب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گوشت گوسفند یک وعده غذای خوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The diner had only one short-order cook who could make anything on the menu.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رستوران فقط یک آشپز معمولی داشت که می‌توانست هر چیزی را در فهرست غذا درست کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غذا فقط یک کیک کوتاه داشت که می توانست هر چیزی را در منو ایجاد کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Back when I was a more finicky diner, cauliflower hardly made it onto my vegetal horizon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی که من بیشتر غذا می‌خوردم، گل‌کلم به سختی آن را روی خط vegetal درست کرده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی که من یک غذای شیک تر بودم، گل کلم به سختی آن را روی افق گیاهی من گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Diner: I'm sorry, I do not know. I'm color blind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رستوران: متاسفم، نمی‌دانم رنگ من کور است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آشپزخانه: متاسفم، من نمی دانم من کور رنگی هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف diner

کسی که شام میخورد (اسم)
diner
واگن رستوران (اسم)
diner

معنی عبارات مرتبط با diner به فارسی

کسیکه بیشتراوقات شام وناهارخودرابیرون ازخانه میخورد

معنی diner در دیکشنری تخصصی

diner
[بهداشت] دهنده

معنی کلمه diner به انگلیسی

diner
• one that eats; railroad dining car; small and very casual restaurant
• a diner in a restaurant is someone who is having a meal there.
• a diner is also a small, cheap restaurant; used in american english.

diner را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

farzam ٢٠:٣٠ - ١٣٩٦/٠٦/٢٢
کسی که شام یا ناهار می خورد
|

mehdi ١٤:٤٨ - ١٣٩٦/١٠/١٧
ask for food drink etc in a restaurant or hotel
|

Hasti ١٧:٥٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٢
A small cheap restaurant that is open all day
|

Mahdi ١١:٥٣ - ١٣٩٧/٠١/٣١
یعنی کسی که در رستوران شام یا ناهار می خورد
|

زهرا دولت دوست ١٧:٥٦ - ١٣٩٧/٠٢/١٩
نوعی رستوران فست فود که بیشتر در امریکا رواج دارد
|

مهدی صباغ ١٧:١٣ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧
غذاخوری-رستوران های کوچک در شهرهای کوچک و یا رستوران های بین راهی
|

Mobina ٢٢:٥٤ - ١٣٩٧/٠٤/١٩
A woman who takes order and brings food in restaurant

|

Ali ١٦:٣٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٣
The person eat dinner
|

fatemeh ٢١:٣٨ - ١٣٩٧/٠٤/٢٣
کسی که شام و نهار را در رستوران می خورد
|

sana ١٤:٣٣ - ١٣٩٧/٠٤/٣١
Ask for food drink
|

مانلی ٢٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٢
این کلمع یک کلمه ى بسیار کاربردی است و به معنای رستوران کوچک میباشد
|

mahdia ١٦:٣٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٦
رستوران سر راهی یا رستوران کوچک
|

mahdia ١٦:٣٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٦
رستوران سر راهی,و یا رستوران کوچک
|

Arvin ١٥:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/١٨
A small cheap restaurant that is open all day
|

samiyeh ١٤:٢١ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
رستوران کوچک
|

google ١٥:٥٨ - ١٣٩٧/٠٧/٢١
like break fast
|

احمدرضا آگوشی ١٨:٠٤ - ١٣٩٧/٠٨/٠٨
A small cheap restaurant that is open all day
|

Mahsa ١٥:١٤ - ١٣٩٧/١٠/١٧
A smal restaurant
رستوران کوچک
|

sara ١٥:١٥ - ١٣٩٧/١١/٢٤
Eat at the dinner every night

|

^~^ ١٠:٣١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
فردی که در رستوران غذا میخورد
|

محمد مهدی ٢٢:٤٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
واگن رستوران
|

عنتنتنت ١٣:٥٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠
رستوراني ارزان وكوچك كه هر روز باز است
|

مبینا ١٥:٠٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢١
مشتری رستوران
|

Aa ١٤:٥٤ - ١٣٩٨/٠٤/٢٢
A person who eats lunch or dinner
|

Behfar ١٨:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩
Small resturant and serv cheape food
معنی انگلیسی
|

roham ٢٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٦/١٣
به معنی رستوران کوچک هست
dinner به معنی شام هست نه این
|

Bahar ١٤:٤٣ - ١٣٩٨/٠٦/١٤
a small cheap reasturant that is open all day
|

Hadis ١٤:٣٧ - ١٣٩٨/٠٧/١٦
کسی که شام یا نهار می خورد.
|

ستایش ١٠:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٨
یه رستوران کوچیک که همه ی روز ها و روزانه باز است
|

Sadaf ١٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٧/١٩
محل غذا خوری کوچک یا رستوران کوچک
|

Armita ١٩:٢٠ - ١٣٩٨/٠٧/١٩
شخصی که دریک رستوران کوچک غذا میخورد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی diner
کلمه : diner
املای فارسی : دینر
اشتباه تایپی : یهدثق
عکس diner : در گوگل


آیا معنی diner مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )