انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 985 100 1

dining table

تلفظ dining table
تلفظ dining table به آمریکایی تلفظ dining table به انگلیسی

میز ناهار خوری

واژه dining table در جمله های نمونه

1. The dining table shone with silver and crystal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میز ناهارخوری با نقره و بلور می‌درخشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میز ناهارخوری با نقره و کریستال روشن شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The flowers on the dining table touched the place with spring and youth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گل‌های روی میز ناهارخوری با بهار و جوانی محل را لمس کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گل در میز ناهار خوری به جایی رسید که بهار و جوانان بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Throw a tablecloth over the dining table.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رومیزی را از روی میز غذاخوری پرت کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روی میز ناهار خوری را روی میز قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He redded up the dining table and chairs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میز ناهارخوری و صندلی‌ها را برداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قرص میز ناهار خوری و صندلی را برداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The dining table and chairs are all in black walnut.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میز ناهارخوری و صندلی‌ها همه جای چوب گردو بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میز ناهارخوری و صندلی همه در گردو سیاه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A pendant fitting for use above a dining table should have a deep shade or one that is designed to avoid glare.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک pendant برای استفاده در بالای یک میز غذاخوری باید یک سایه عمیق داشته باشد یا کسی که برای جلوگیری از نگاه کردن طراحی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتصالات آویز برای استفاده در بالای میز ناهار خوری باید دارای یک سایه عمیق یا یک طراحی باشد تا از انعکاس نور جلوگیری شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Instead a large, old-fashioned dining table.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای میز غذاخوری بزرگ و قدیمی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عوض یک میز ناهار خوری بزرگ و قدیمی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Later she helped Mr Priddy to set the dining table upstairs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد به آقای Priddy کمک کرد تا میز ناهار خوری را در طبقه بالا نصب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بعدها به آقای Priddy کمک کرد تا میز ناهار خوری را روی طبقه بالا قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. After that we set the dining table and served the lunch we had brought.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از آن میز ناهار خوری را درست کردیم و ناهار خوردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از آن ما میز ناهار خوری را تنظیم کردیم و ناهار را که آورده بود خدمت می کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The oval dining table and the chairs were modern as were the Wedgwood dinner service and the elegant glasses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میز غذاخوری بیضی شکلی بود که در آن سرویس غذاخوری، سرویس غذاخوری و شیشه‌های ظریف قرار داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میز ناهار خوری بیضی و صندلی ها مدرن بودند و سرویس شام Wedgwood و عینک های زیبا بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Chamber 3d holds a large dining table with 10 massive wooden chairs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تالار سوم اتاق ناهار خوری بزرگی با ده صندلی چوبی بزرگ دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتاق 3d دارای میز ناهار خوری بزرگ با 10 صندلی چوبی عظیم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The round dining table is dark rosewood with a matching set of chairs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میز غذا خوری، از چوب صندل سرخ پوشیده شده بود با یک ردیف صندلی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میز ناهار خوری، چوب کریسمس تیره و مجموعه ای مناسب از صندلی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The old walnut dining table gleamed under the chandelier.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میز ناهارخوری قدیمی از چوب گردو زیر چلچراغ می‌درخشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میز ناهار خوری درخت گردویی زیر لوستر درخشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She left the envelope on her dining table while she prepared her evening meal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پاکت را روی میز ناهارخوری گذاشت تا غذای شبش را آماده کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاکت را روی میز ناهار خوری خود گذاشت وقتی که او غذای روزانه خود را آماده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه dining table به انگلیسی

dining table
• dining room table, table where one seats to eat meals
• a dining table is a table that you sit at to eat your meals.

dining table را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی dining table

تارا ١٤:٤٨ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
میز غذا خوری
|

پیشنهاد شما درباره معنی dining table



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dining table
کلمه : dining table
املای فارسی : داینینگ طبله
اشتباه تایپی : یهدهدل فشذمث
عکس dining table : در گوگل


آیا معنی dining table مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )