برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1323 100 1

dining table


میز ناهار خوری

واژه dining table در جمله های نمونه

1. The dining table shone with silver and crystal.
[ترجمه ترگمان]میز ناهارخوری با نقره و بلور می‌درخشید
[ترجمه گوگل]میز ناهارخوری با نقره و کریستال روشن شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The flowers on the dining table touched the place with spring and youth.
[ترجمه ترگمان]گل‌های روی میز ناهارخوری با بهار و جوانی محل را لمس کردند
[ترجمه گوگل]گل در میز ناهار خوری به جایی رسید که بهار و جوانان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Throw a tablecloth over the dining table.
[ترجمه ترگمان]رومیزی را از روی میز غذاخوری پرت کنید
[ترجمه گوگل]روی میز ناهار خوری را روی میز قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He redded up the dining table and chairs.
[ترجمه ترگمان]میز ناهارخوری و صندلی‌ها را برداشت
[ترجمه گوگل]او قرص میز ناهار خوری و صندلی را برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه dining table به انگلیسی

dining table
• dining room table, table where one seats to eat meals
• a dining table is a table that you sit at to eat your meals.

dining table را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تارا
میز غذا خوری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dining table
کلمه : dining table
املای فارسی : داینینگ طبله
اشتباه تایپی : یهدهدل فشذمث
عکس dining table : در گوگل

آیا معنی dining table مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )