برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

directions


دستور عمل( در ازمونها) قانون ـ فقه : دستورالعمل روانشناسى : دستور عمل

واژه directions در جمله های نمونه

1. research in new directions
پژوهش به روش‌های نوین

2. soldiers scattered in all directions
سربازان به هر سو پراکنده شدند.

3. you must follow my directions
شما باید از دستورات من پیروی کنید.

4. i toed the nails in various directions
میخ‌ها را در جهت‌های مختلف یک‌وری کوبیدم.

5. in kashan the road branches off in three directions
در کاشان جاده به سه شاخه منشعب می‌شود.

6. the goats escaped the enclosure and were bounding off in all directions
بزها از محوطه فرار کرده و به هر سو جست و خیز می‌کردند.

معنی عبارات مرتبط با directions به فارسی

از دو طرف مقابل، از دو طرف روبروی هم

معنی کلمه directions به انگلیسی

stage directions
• instructions used when performing a play

directions را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hpk
راه ها
Hani
راه ها
نغمه
قانون ها . فرمان ها . دستورات
M.n
جهت ها
Nice 2
دستور
کاربر آبادیس
"دستورات"، "دستورالعمل"
Sasan
جهت یک مکان
حمید پرهام
نشانی (آدرس)
sarina
جهت ها
محمد مصطفایی
توصیه ها
محمدرضا
مسیر _راهنمایی _ نشانی.
تورج
رهنمود
نگار
جهت ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی directions
کلمه : directions
املای فارسی : دیرکتیونس
اشتباه تایپی : یهقثزفهخدس
عکس directions : در گوگل

آیا معنی directions مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )