برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

disappear

/ˌdɪsəˈpɪr/ /ˌdɪsəˈpɪə/

معنی: غایب شدن، ناپدید شدن، نابود شدن، پیدا نبودن، ناپیدا شدن
معانی دیگر: ناپدید کردن یا شدن، ناآشکار کردن یا شدن، نامریی کردن یا شدن، محو شدن، از بین رفتن، معدوم شدن، از میان برداشته شدن، برچیده شدن

واژه disappear در جمله های نمونه

1. to disappear into thin air
کاملا ناپدید شدن،غیب شدن

2. Like sunlight, sunset, we appear, we disappear. We are so important to some, but we are just passing through.
[ترجمه ترگمان] مثل نور خورشید، غروب خورشید، ما ناپدید میشیم ما خیلی برای بعضی چیزها اهمیت داریم، اما ما فقط داریم از اینجا رد میشیم
[ترجمه گوگل]مثل نور خورشید، غروب خورشید، به نظر می رسد ما ناپدید می شویم ما برای بعضی ها بسیار مهم است، اما ما فقط از طریق عبور می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Disappear a memory. And leaving is unforgettable memories.
[ترجمه ترگمان]ناپدید شدن یه خاطره و رفتن خاطرات فراموش‌نشدنی - ه
[ترجمه گوگل]حافظه را از بین ببر و ترک خاطرات فراموش نشدنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It was uncharacteristic of her father to disappear like this.
[ترجمه ترگمان]به غیر از این بود که پدرش اینطوری ناپدید بشه
[ترجمه گوگل]پدرش ناپدید شد، مثل این بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Promises are often like the butterfly, which disappear after ...

مترادف disappear

غایب شدن (فعل)
abscond , disappear , get absent
ناپدید شدن (فعل)
disappear , vanish
نابود شدن (فعل)
disappear
پیدا نبودن (فعل)
disappear
ناپیدا شدن (فعل)
disappear

معنی disappear در دیکشنری تخصصی

disappear
[ریاضیات] پاک شدن

معنی کلمه disappear به انگلیسی

disappear
• go out of sight; become extinct, cease to exist
• if someone or something disappears, they go where they cannot be seen or found.
• to disappear also means to stop existing or happening.
disappear for good
• leave and never return

disappear را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فراز حاتمی
فراموش شدن
Parmida
ویران شدن
Avesta
به معنی "منقرض شدن" هم هست
پرستو
رنگ باختن
شیوا
ناپدید شدن
سما
ناپدید شدن
na
ناپدید
p
ناپدید شدن
م
ناپدید شدن
B
گم شدن
م
نامریی شدن
Roya
منقرض شدن
tinabailari
become impossible to see or find

the moon disappeared behind the clouds
ماه در پشت ابر ها ناپدید شد
محدثه فرومدی
رخت بربستن
kosar
به معنی منقرض شدن هم میتونه باشه Dinosaurs lived on earth for milions of years and then they disappeared
میلاد علی پور
رد شدن، ازبین رفتن، لغو شدن، پس گرفته شدن
shiva_sisi‌
to become impossible to see any longer

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی disappear
کلمه : disappear
املای فارسی : دیسپپیر
اشتباه تایپی : یهسشححثشق
عکس disappear : در گوگل

آیا معنی disappear مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )