برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

discard

/ˌdɪˈskɑːrd/ /dɪˈskɑːd/

معنی: طرد کردن، دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختن
معانی دیگر: (بازی ورق) دور انداختن یک یا چند ورق و گرفتن ورق تازه به جای آن، (برگ) انداختن، کنارگذاشتن، (مجازی) دور افکندن، هرچیزی که دور انداخته شده است، مطرود، به درد نخور، دوراندازی، طرد

واژه discard در جمله های نمونه

1. Anna casually discarded one boyfriend after another.
آنا با بی توجهی دوست پسرهایش را یکی پس از دیگری کنار گذاشت

2. Confident that he held a winning hand, Slim refused to discard anything.
اسلیم با این اعتماد که دست برنده با او است، ورقی را پایین نیانداخت

3. Asked why he had discarded his family traditions, Mr. Menzel remained mute.
آقای "منسل" که از او خواسته شد علت ترک کردن سنت های خانوادگی را شرح دهد، سکوت اختیار کرد

4. we must discard these old supestitions
باید این خرافات کهنه را دور بیافکنیم.

5. into the discard
دستخوش فراموشی،مطرود،دورانداخته،به درد نخور

6. sword and spear have gone into the discard
شمشیر و نیزه دیگر به فراموشی سپرده شده‌اند (کاربرد ندارند).

7. Let's discard some of these old newspapers.
[ترجمه ترگمان]بذار چند تا از این روزنامه‌های قدیمی رو بندازیم بیرون
[ترجمه گوگل]بیایید برخی از این روزنامه های قدیمی را دور بریزیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Let's discard some of these old.
[ترجمه ترگمان]بذار چند تا از این قدیمی رو بندازیم بیرون
[ترجمه گوگل]بیایید برخی از ای ...

مترادف discard

طرد کردن (فعل)
banish , reject , discard , excommunicate
دور انداختن (فعل)
throw off , discard , cast off , throw away , scrap
ول کردن (فعل)
leave , quit , relinquish , give up , desert , let , discard , forsake , unhand , unbridle , unloose
دست کشیدن از (فعل)
leave , quit , discard , go out , give over , surcease , disaccustom , knock off , leave off
متروک ساختن (فعل)
discard

معنی عبارات مرتبط با discard به فارسی

دستخوش فراموشی، مطرود، دورانداخته، به درد نخور

معنی کلمه discard به انگلیسی

discard
• something which is discarded, garbage, refuse, scrap
• throw away, get rid of
• if you discard something, you get rid of it because it is not wanted.

discard را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه
نادیده گرفتن
دوست عاطفه!
disregard : نادیده گرفتن
discard : دور ریختن
yegane
دور انداختن . دست کشیدن . نادیده گرفتن😉😎
تقی قیصری
۱- اِسقاط، از حیّز انتفاع خارج کردن، ۲- وارَهایی (در برابر dispose هم به کار می‌رود)، از رده خارج کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discard
کلمه : discard
املای فارسی : دیسکرد
اشتباه تایپی : یهسزشقی
عکس discard : در گوگل

آیا معنی discard مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )