انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1096 100 1

discerning

تلفظ discerning
تلفظ discerning به آمریکایی/ˌdɪˈsɜːrnɪŋ/ تلفظ discerning به انگلیسی/dɪˈsɜːnɪŋ/

معنی: فهمیده، بینا
معانی دیگر: اهل تمیز، بصیر، نیمادگر

واژه discerning در جمله های نمونه

1. a discerning critic
ترجمه هنرسنج پردرایت

2. one of the discerning notables
ترجمه یکی از بزرگان اهل تمیز

3. She is incapable of discerning right from wrong.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او قادر به تشخیص درستی از اشتباه نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ناتوان است که از اشتباه برآید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The discerning customer will recognize this as a high quality product.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشتری باهوش این را به عنوان یک محصول با کیفیت بالا تشخیص خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشتری دلسرد کننده این را به عنوان یک محصول با کیفیت بالا شناخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She is a very discerning art critic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک منتقد هنری بسیار باهوش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او منتقد هنری بسیار متفکر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Politicians are good at discerning public opinion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیاستمداران در تشخیص نظرات مردم خوب هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیاستمداران معتقدند که افکار عمومیاش را درک می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Nigel wondered if any film star would be discerning enough to employ him if he applied for a chauffeur's job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نی گل از خود می‌پرسید اگر یک ستاره سینما می‌تواند به اندازه کافی باهوش باشد که او را استخدام کند اگر شغل راننده را به کار بگیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نایجل فکر می کند که اگر ستاره فيلم کافی باشد تا او را استخدام کند، اگر او برای کار شاکر درخواست کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. At least there were a few discerning spirits in Yorkshire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حداقل چند نفر در یورک شر وجود داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حداقل یكی از روحیه های تشویق در یوركشر وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Full football kit for a discerning 10-year-old will probably cost parents about £40.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیت کامل فوتبال برای a ۱۰ ساله احتمالا ۴۰ پوند برای والدین هزینه خواهد داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیت فوتبال کامل برای 10 ساله متفکر احتمالا پدر و مادر حدود 40 پوند هزینه خواهد داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. More discerning diners can sample such traditional Biltmore fare as gulf shrimp and crab claws on ice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از افراد discerning می‌توانند از چنین کرایه Biltmore سنتی به عنوان میگو و پنجه‌های خرچنگ دریایی در یخ استفاده کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افراد باهوش تر می توانند نمونه هایی از قیمت های سنتی بیلتمور را مانند میگوهای خلیج و چنگال خرچنگ بر روی یخ نشان دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Discerning investors will find the guide useful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرمایه گذاران Discerning راهنما را مفید خواهند یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرمایه گذاران قابل اطمینان راهنمای مفید را پیدا خواهند کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A superb choice for the discerning holidaymaker.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه انتخاب عالی برای تشخیص holidaymaker
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک انتخاب فوق العاده برای تعطیلات متفکر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The book will charm discerning readers.
ترجمه کاربر [ترجمه کاربر] این کتاب خوانندگان فهیم را جذب خواهد کرد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کتاب خوانندگان را قادر خواهد ساخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کتاب خوانندگان محترم را جذاب می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. For smart people, discerning people, the clutter and crush had eventually become too much.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای افراد باهوش، تشخیص افراد، درهم و برهم زدن و درهم شکستن در نهایت خیلی زیاد شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای افراد هوشمند، افراد متمول، سر و صدا و سرخ شدن در نهایت تبدیل به بیش از حد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف discerning

فهمیده (صفت)
understanding , knowing , discerning
بینا (صفت)
perspicacious , discerning , seeing

معنی کلمه discerning به انگلیسی

discerning
• discriminating, wise, perceptive, shrewd
• a discerning person is good at judging the quality of something.

discerning را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

mohammad ١٧:٥٣ - ١٣٩٧/٠٣/٢١
آگاهانه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠٩
تيزبين، نكته‌سنج، تيزفهم، باريك‌بين
|

مهناز ١٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٥
باکمالات
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discerning
کلمه : discerning
املای فارسی : دیسکرنینگ
اشتباه تایپی : یهسزثقدهدل
عکس discerning : در گوگل


آیا معنی discerning مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )