برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1318 100 1

disclose

/dɪsˈkloʊz/ /dɪsˈkləʊz/

معنی: اشکار کردن، فاش کردن، باز کردن
معانی دیگر: نشان دادن، آشکار کردن، هویدا کردن، بروز دادن، پرده برداشتن از

واژه disclose در جمله های نمونه

1. The lifting of the curtain disclosed a beautiful winter scene.
بالا رفتن پرده تئاتر، منظره زمستان زیبایی را (برای تماشاچیان) نمایان ساخت

2. This letter discloses the source of his fortune.
این نامه، رمز خوشبختی او را فاش می کند

3. Samson, reclining in the arms of Delilah, disclosed that the secret of his strength was in his long hair.
سامسون با تکیه بر بازوان "دلیله"، راز قدرتش را که در موهای بلند او بود، بر ملا ساخت

4. he refused to disclose where they were hiding
او از بروز دادن محل اختفای آنان خودداری کرد.

5. the theatre curtain rises to disclose once again a dirty kitchen
پرده‌ی نمایش بالا می‌رود تا یک بار دیگر آشپزخانه‌ی کثیفی را نشان دهد.

6. Neither side would disclose details of the transaction.
[ترجمه ترگمان]هیچ کدام از طرفین جزئیات تراکنش ها را فاش نمی‌کنند
[ترجمه گوگل]هیچ یک از طرفین جزئیات معامله را اعلام نخواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There's no absolute requirement to disclose your age.
[ترجمه ترگمان]هیچ الزام مطلقی برای فاش کردن سن شما وجود ندارد
[ترجمه گوگل]نیازی مطلق برای افشای سن شما وجود ندارد
[ترجمه شما] ...

مترادف disclose

اشکار کردن (فعل)
light , display , announce , air , unfold , reveal , bare , disclose , uncover , quarry , wreak
فاش کردن (فعل)
utter , give away , tell , unfold , reveal , disclose , manifest , descry , babble , divulge , betray , squeal , tattle , peach , uncloak
باز کردن (فعل)
undo , open , unfold , disclose , pick , solve , untie , unfix , unscrew , unpack , unwind , unwrap , disengage , disentangle , splay , unbend , unroll , unbolt , unclasp , unclose , unfasten , unhinge , unhitch , unknit , untwist

معنی disclose در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه disclose به انگلیسی

disclose
• reveal, expose to view
• if you disclose new or secret information, you tell it to someone.
disclose a secret
• divulge a secret, reveal a secret

disclose را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامبیز اخوان
افشا کردن
Rez1
فاش کردن،آشکار کردن
مهرداد عزیزی
Spill =فاش کردن
دکتر محمدرضا ایوبی صانع
to give somebody information about something, especially something that was previously secret
باتوجه به تعریف آکسفورد می شود گفت:فاش کردن
مهسا امینی
-افشا کردن
میلاد علی پور
معلوم کردن، مشخص کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی disclose
کلمه : disclose
املای فارسی : دیسکلس
اشتباه تایپی : یهسزمخسث
عکس disclose : در گوگل

آیا معنی disclose مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )