انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1016 100 1

discourage

تلفظ discourage
تلفظ discourage به آمریکایی/dɪsˈkɜːrɪdʒ/ تلفظ discourage به انگلیسی/dɪsˈkʌrɪdʒ/

معنی: دلسرد کردن، سست کردن، بی جرات ساختن
معانی دیگر: نومید کردن یا شدن، مایوس کردن، سرخورده کردن، (روحیه را) تضعیف کردن، کم دل کردن، ناامید شدن یا کردن، توی ذوق کسی زدن، (از انجام کاری) بازداشتن، منصرف کردن، پشیمان کردن، تشویق نکردن، جلوگیری کردن، منع کردن، برحذر داشتن، (بی جرات یا اشتیاق شدن) کم دل شدن، خود را باختن

واژه discourage در جمله های نمونه

1. she doesn't discourage so easily
ترجمه او به این آسانی خود را نمی‌بازد.

2. a bill to discourage people from gambling
ترجمه لایحه‌ای برای بازداری مردم از قمار

3. sometimes bad grades discourage students
ترجمه برخی اوقات نمره‌ی بد شاگرد را ناامید می‌کند.

4. my father was a happy-go-lucky man whom nothing could discourage for long
ترجمه پدرم مرد خوشبین و دلشادی بود و هیچ چیز او را برای مدت طولانی دلسرد نمی‌کرد.

5. Don't let one failure discourage you, try again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نذار یه شکست تو رو دلسرد کنه، دوباره سعی کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه ندهید یکی از شکست شما را متوقف کند، دوباره امتحان کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Don't let one failure discourage you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نذار یه شکست تو رو دلسرد کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه ندهید یکی از شکست شما را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Don't discourage her; she's doing her best.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را دلسرد نکن، دارد بهترین کار را می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او را نادیده نگیر او بهترین کارها را انجام می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. ignore those who try to discourage you .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌هایی که سعی می‌کنند از شما دلسرد شوند را نادیده می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نادیده گرفتن کسانی که سعی دارند از شما دلسرد شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His parents tried to discourage him from being an actor.
ترجمه کاربر [ترجمه A] پدر و مادرش سعی کردند اورا از بازیگر شدن منصرف کنند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدر و مادرش سعی کردند او را از بازیگری دلسرد کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر و مادرش سعی کردند او را از بازیگری نجات دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We discourage smoking in this school.
ترجمه کاربر [ترجمه K] ما سیگار کشیدن را در این مدرسه کمتر می کنیم
|

ترجمه کاربر [ترجمه علی] سیگار کشیدن را در این مدرسه تقبیح می کنیم/توصیه نمی کنیم/نکشیدن را تشویق می کنیم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما سیگار کشیدن را در این مدرسه دلسرد می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما سیگار کشیدن را در این مدرسه تضعیف می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I have tried to discourage him from biting nails.
ترجمه کاربر [ترجمه RTDH.Roksan] من سعی کردم او را از خوردن ناخن ها باز دارم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من سعی کرده‌ام او را از ناخن biting منصرف کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من سعی کردم او را از خوردن ناخن ها محروم کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Try to discourage such familiarities from your subordinates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سعی کنید چنین familiarities را از زیردستان خود دلسرد کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سعی کنید از چنین آشنایی هایی از زیردستان خود اجتناب کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The Swiss wanted to discourage an inflow of foreign money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوئیس می‌خواهد از ورود پول خارجی جلوگیری کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوئیس می خواست که مانع ورود پول خارجی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You should not let one failure discourage you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نباید اجازه بدی یه شکست تو رو دلسرد کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نباید اجازه دهید یک شکست را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We tried to discourage him from resigning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما سعی کردیم که از استعفا دادنش جلوگیری کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما سعی کردیم از استعفا دست نکشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. They want to discourage pay settlements over the norm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها می‌خواهند از پرداخت پول در حد متعارف جلوگیری کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها می خواهند از پرداختن به پرداخت هزینه های بیش از حد معمول جلوگیری کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. His parents tried to discourage his interest in music, but he persisted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدر و مادرش سعی کردند علاقه‌اش را به موسیقی دلسرد کنند، اما او پافشاری کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر و مادرش تلاش کردند تا علاقه خود را به موسیقی نادیده بگیرند اما او ادامه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Father discourage the expression of enthusiasm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدر از ابراز شور و شوق دفاع می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پدر از بیان شور و شوق اجتناب ورزید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف discourage

دلسرد کردن (فعل)
estrange , dissuade , dispirit , disappoint , discourage , dishearten , unnerve
سست کردن (فعل)
slacken , slack , weaken , emasculate , enervate , enfeeble , discourage , loosen , relax , inactivate
بی جرات ساختن (فعل)
discourage

معنی کلمه discourage به انگلیسی

discourage
• cause to lose heart; deter, dissuade; show disapproval of
• if someone or something discourages you, they cause you to lose your enthusiasm or become unwilling to do something.
• to discourage an action or to discourage someone from doing it means to try and persuade them not to do it.
discourage from
• deter, dissuade

discourage را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی discourage

S.m ١٥:٢٩ - ١٣٩٧/٠٤/٢٥
نا اميد كردن
|

tina ١٠:٥٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٨
if you discourage some one , you make that person lose hope and feel less confident
|

tinabailari ١٨:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
my mother is a nurse and she discourages me from becoming a nurse
|

... ١١:٥٦ - ١٣٩٧/١٠/١٠
دلسرد کردن
|

ایلیا ١٣:٤٦ - ١٣٩٧/١٠/١١
دلسرد شدن - ناامیدی
without hope or confidence
|

Neymarjt ٢٢:٠١ - ١٣٩٧/١٠/١١
if you discourage some one , you make that person lose hope and feel less confident
|

s ١٦:٠٢ - ١٣٩٧/١٠/١٢
without hope and become sad
|

امیررضا فرهید ١٦:١٠ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
نا امید …… اضطراب
|

Miss.Raya ٢٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
نا امیدی و دلسردی
اگه میخواین درباره من بدونین روی اسم Miss. Raya که بنفش رنگ هست ( بالای نظر من ) کلیک کنین و منو دنبال کنین . 👆
لایک فراموش نشه 👍
باتشکر 😊
|

Newham ٢٣:٢٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
ناراحت کردن...دلسرد کردن... امید کسی را کور کردن
|

Newham ٢٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
ناراحت کردن...دلسرد کردن... امید کسی را کور کردن
|

թгเ ١٥:٢٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢١
If you discourage a liquid,you make it flow out of a container
|

پیشنهاد شما درباره معنی discourage



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی discourage
کلمه : discourage
املای فارسی : دیسکورگ
اشتباه تایپی : یهسزخعقشلث
عکس discourage : در گوگل


آیا معنی discourage مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )