برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1316 100 1

display window


ویترین مغازه

واژه display window در جمله های نمونه

1. A display window on the laser gun provides an instant score-card.
[ترجمه ترگمان]یک پنجره نمایش روی تفنگ لیزری یک کارت امتیاز فوری را فراهم می‌کند
[ترجمه گوگل]یک پنجره نمایش بر روی تفنگ لیزری یک کارت اعتباری فوری فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Wen Jiabao inspected the display window of enterprise products.
[ترجمه ترگمان]ون Jiabao ویترین شیشه‌ای محصولات شرکت را بررسی کرد
[ترجمه گوگل]ون جیاباو صفحه نمایش محصولات سازمانی را بررسی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The samples are in the display window.
[ترجمه ترگمان]نمونه‌ها در پنجره نمایش هستند
[ترجمه گوگل]نمونه ها در پنجره نمایش هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I like manipulates my hair to the display window.
[ترجمه ترگمان]دوست دارم موهام رو با پنجره نمایش بازی کنم
[ترجمه گوگل]من دوست دارم موهای من را به پنجره نمایشگر منتقل کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ...

display window را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی display window
کلمه : display window
املای فارسی : دیسپلی ویندوز
اشتباه تایپی : یهسحمشغ صهدیخص
عکس display window : در گوگل

آیا معنی display window مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )