برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1352 100 1

displeased

/ˌdɪˈspliːzd/ /dɪsˈpliːzd/

ناراضی، ناخوشنود، رنجیده، دلگیر

واژه displeased در جمله های نمونه

1. i am displeased with my job
از شغلم خوشم نمی‌آید.

2. his behavior has displeased everyone
رفتار او همه را ناخشنود کرده است.

3. He is much displeased with you.
[ترجمه ترگمان]از شما ناراضی است
[ترجمه گوگل]او بسیار با شما ناراحت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was displeased about the whole affair.
[ترجمه ترگمان]از این امر ناخشنود بود
[ترجمه گوگل]او در مورد تمام امور ناراحت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She was displeased at her daughter's behaviour.
[ترجمه ترگمان]از رفتار دخترش ناخشنود بود
[ترجمه گوگل]او در رفتار دخترش ناراحت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She was displeased by his conduct.
[ترجمه ترگمان]رفتارش از رفتارش ناخشنود بود
[ترجمه گوگل]او توسط رفتار او ناراحت بود
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه displeased به انگلیسی

displeased
• annoyed; dissatisfied
• if you are displeased, you are annoyed or rather angry about something that has happened; a formal word.
• if you are displeased with someone, you are rather angry with them because of something that they have done; a formal word.
• see also displease.

displeased را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصطفی حسین آبادی
ناخرسند
میلاد علی پور
دلخور، رنجیده خاطر، ناراحت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی displeased
کلمه : displeased
املای فارسی : دیسپلیسد
اشتباه تایپی : یهسحمثشسثی
عکس displeased : در گوگل

آیا معنی displeased مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )