انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1103 100 1

distil

تلفظ Distil
تلفظ Distil به آمریکایی/ˌdɪˈstɪl/ تلفظ Distil به انگلیسی/dɪˈstɪl/

معنی: چکاندن، تقطیر شدن، عرق گرفتناز
معانی دیگر: تقطیرکردن، گرفتن، شیره گرفتن

واژه distil در جمله های نمونه

1. they distil drinking water from sea water
ترجمه آنها از آب دریا آب آشامیدنی می‌گیرند.

2. to distil information before presenting it to the committee
ترجمه اطلاعات را پیش از ارائه به کمیته تلخیص کردن (ژاویدن)

3. to distil off the salt from sea water
ترجمه نمک آب دریا را گرفتن

4. to distil the meaning of a poem
ترجمه مفهوم یک شعر را بیرون کشیدن

5. The Scots have distilled whisky for centuries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم اسکاتلند برای قرن‌ها ویسکی distilled
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسکات ها برای سده ها از ویسکی تقلید کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Whiskey is distilled from a fermented mash of grain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ویسکی از یک خمیر تخمیر شده، تقطیر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ویسکی از مخلوط دانه غنی شده جدا شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Water can be made pure by distilling it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب را می توان با تقطیر آن پاک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب را می توان با تقطیر آن خالص ساخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The whisky had been distilled in 1926 and sat quietly maturing until 198
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۲۶ این ویسکی در سال ۱۹۲۶ تقطیر شد و تا سال ۱۹۸ همچنان به بلوغ رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ویسکی در سال 1926 تقسیم شده و تا 198 سالگی به طور صریح بلوغ می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He has distilled many wonderful stories from his experiences as a crime lab technician.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بسیاری از داستان‌های شگفت‌انگیز را از تجربیات خود به عنوان یک تکنسین آزمایشگاه جرم تصفیه کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بسیاری از داستان های شگفت انگیز از تجارب خود را به عنوان یک تکنسین جرم شناسی تقسیم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The cool of the night distils the dew.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خنک شب هنگام شبنم زدن شبنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خنک شب شبنم را تمیز می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Some water distilled over the rocks from the moist undergrowth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعضی از آب از زیر درختان مرطوب به سوی صخره‌ها پرتاب می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از آب ها روی سنگ ها از زیر کشت مرطوب تقسیم می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The notes I made on my travels were distilled into a book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یادداشت‌هایی که من در سفرم تهیه کردم، در یک کتاب تقطیر شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یادداشت هایی که در سفرهای من ساخته شد به یک کتاب تقسیم شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The whiskey can be distilled in Lynchburg but not consumed because the town is in a dry county.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ویسکی می‌تواند در Lynchburg تقطیر شود اما نه به این دلیل که شهر در یک شهرستان خشک قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ویسکی را می توان در لینچبرگ تقطیر کرد، اما مصرف نمی شود، زیرا شهر در یک منطقه خشک قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The televised interview was distilled from 20 hours of film.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مصاحبه تلویزیونی از ۲۰ ساعت فیلم گرفته شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مصاحبه تلویزیونی از 20 ساعت فیلم پخش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف distil

چکاندن (فعل)
distil , seep , distill , instill , instil
تقطیر شدن (فعل)
distil , distill
عرق گرفتناز (فعل)
still , distil , distill

معنی عبارات مرتبط با distil به فارسی

تقطیر کردن یا شدن، چکانیدن، چکیدن، (با: out یا off) گرفتن از (با تقطیر)، زدودن، عصاره ی چیزی را گرفتن، لب مطلب را گفتن، تلخیص کردن، ژاویدن

معنی distil در دیکشنری تخصصی

Distil
[مهندسی گاز] تقطیرشدن
[نساجی] تقطیر - تقطیر کردن

معنی کلمه distil به انگلیسی

distil
• purify a liquid by condensing it; extract an essence; make whiskey; drip
• when a liquid is distilled, it is heated until it becomes steam and then cooled until it becomes liquid again. this purifies or concentrates the liquid.

distil را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Toomaz ١٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠١/١٤
فشرده کردن،خلاصه کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی distil
کلمه : Distil
املای فارسی : دیستیل
اشتباه تایپی : یهسفهم
عکس Distil : در گوگل


آیا معنی distil مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )